دل اگر رفت گرفتار طلسم خاک است
سر اگر نیست به جا در سفر فتراک است
خون ما ریخت که آتش به جهان اندازد
شعله را جوهر شمشیر ستم خاشاک است
هست چون کشتی رحمت چه غم از بحر گناه
یاد از آلودگیم نیست دل من پاک است
عشق در خاطر آسوده کجا می گنجد
صدف گوهر تابنده مهر افلاک است
بسکه چاک جگر از ناله رفو کرد اسیر
شعله ای کز کفنش خاست گریبان چاک است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره وضعیت دل و عشق انسان است. شاعر میگوید که اگر دل گرفتار دنیاست، انسان نمیتواند به درستی سفر کند و احساس آزادگی کند. همچنین خونهایی که ریخته میشود، برای ایجاد آتش و نور در زندگی بشر مفید است. شاعر به نیکویی و رحمت اشاره میکند و میگوید که نباید از گناه ترسید، زیرا دل او پاک است. عشق در دل انسان بهراحتی جا نمیگیرد و در نهایت از درد و رنجی که تحمل کرده، انسانی سرشار از شور و شعله به وجود میآید.
هوش مصنوعی: اگر دل به مسائل دنیوی وابسته شود، گرفتار مشکلات و محدودیتهاست، و اگر عقل و آگاهی در مسیر صحیح نباشند، در سفر زندگی به بیراهه میروند.
هوش مصنوعی: خون ما به زمین ریخته میشود تا آتش و هیجان به دنیا بیاورد، اما تیغ ستم تنها به خاشاک و چیزهای بیارزش آسیب میزند.
هوش مصنوعی: رحمت مثل یک کشتی است که ما را از گناهان دور میکند. پس چرا باید نگران اشتباهات گذشته باشیم؟ من از آلودگیهای خود یاد نمیکنم چون دلم پاک است.
هوش مصنوعی: عشق نمیتواند در یک ذهن آرام و راحت جا بگیرد؛ زیرا عشق همچون درخشش یک گوهر است که در عمق آسمانها وجود دارد.
هوش مصنوعی: به خاطر نالههای دلشکسته، زخمهای عمیق و دردناک زیادی بر دلش نشسته است. او به قدری تحت تأثیر آتش درونیاش قرار گرفته که لباسش پاره شده و درگیریهای درونیش را به وضوح نشان میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.