شمشیر عشق را نمک شرم جوهر است
تا گریه پردگی نشود خنده جوهر است؟
این صوت وجد صوفی حق ناشناس ما
تکرارهای لال و سرافشاندن کر است
روشندلی ز پرتو آزادگان طلب
آیینه زنده کرده نام سکندر است
شهرت به گرد آبله پا نمی رسد
عنقای عشق را دل دیوانه بهتر است
موج اجابت از دل ما جوش می زند
سرچشمه قبول دعا دیده تر است
می سوزم از خیال قدی دور چشم بد
گرد مزارم از پر پرواز بهتر است
دیوانگی غبار مرا می دهد به باد
اکسیر بی نشانی من کیمیاگر است
یک حرف بیش نیست ز تفسیر رازها
معنی یکی است گرچه عبارت مکرر است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به مضامین عشق و عرفان میپردازد. شاعر به بیان احساسات عمیق و شرم ناشی از عشق میپردازد و میگوید که گریه و خنده هر دو جوهر عشقاند. او از صوت صوفیانهای سخن میگوید که حقناشناس است و تکرار مکررات را نقد میکند. همچنین به جستوجوی روشنی و حقیقت میپردازد و بیان میکند که شهرت در دنیا به واقعیات عمیق نمیرسد. شاعر عشق را به عنقای افسانهای تشبیه میکند و میگوید که دل دیوانه، بهتر از عدم عشق است. او از عشق و دعا و تاثیرات آن بر دل انسان صحبت میکند و در پایان به این نکته اشاره میکند که حقیقت عشق در عبارات مختلف، یکی است و نباید تفسیرهای مختلف آن را از اصلش جدا کرد.
هوش مصنوعی: در این بیت گفته شده که عشق مانند شمشیری است که در آن نمک شرم وجود دارد، به این معنا که در عشق، شرم و حیا وجود دارد. اگر این شرم نباشد، حسی از غم و اندوه به وجود میآید و به جای آن که عشق باعث شادی شود، ممکن است گریه و افسردگی را به همراه داشته باشد. بنابراین، وجود شرم باعث میشود که عشق بدون غم و اندوه به جلو برود و شادی را به ارمغان آورد.
هوش مصنوعی: این صدای شورانگیز صوفی که به حقی ناشناس اشاره دارد، تکرارهایی است که نه تنها بهجت را به همراه ندارد، بلکه مانند افرادی ناشنوا و بیصدا، فقط به نوعی بیهدف و بیمعنا است.
هوش مصنوعی: روشندلی و روشنایی ناشی از وجود آزادگان، مانند آینهای است که زنده و پویاست و نام سکندر را به یاد میآورد.
هوش مصنوعی: محبوبیت و شهرت به راحتی در دسترس نیست و به سادگی به دست نمیآید؛ بلکه ارزش واقعی عشق و احساس دلباخته به مراتب بیشتر از آن است.
هوش مصنوعی: دل ما پر از امید و خواستههاست و به همین دلیل، دعاهای ما به راحتی به سمت پاسخهای مثبت میروند. همچنین، لحظاتی که دعا میکنیم، نشاندهندهی حالتی از احساساتی عمیق و نیاز به پاسخگویی هستند.
هوش مصنوعی: از خاطر گرم و خیال بیدار عشق کسی میسوزم که دور از من است. بهتر است به جای اینکه بر روی زمین بگردم و افسرده باشم، با خیال پرواز کنم و آزادی را تجربه کنم.
هوش مصنوعی: دیوانگی باعث میشود که من به طور ناگهانی و بیخبر از خودم بپرم و به فضا بروم، و این حالت، نشانهای از وجود چیزی ناشناخته در من است که میتواند مانند یک سنگ ارزشمند باشد.
هوش مصنوعی: در بیان رازها فقط یک مفهوم وجود دارد، هرچند که ممکن است با کلمات مختلف بیان شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فریاد من همیشه از این ایر کافر است
ایر است و با عذاب است و سنگر است
وصفش ترا بگویم اگر خورده نیستی
ور خورده ای صفات وی از منت باور است
شمشاد قد و لاله رخ و یاسمین بر است
با سرو و گل به قامت و عارض برابر است
دایم غلام و چاکر یاقوت و شکرم
کو را لب و حدیث ز یاقوت و شکر است
گفتم ز خط و زلف تو بر جان من بلاست
[...]
ای دل به عشق بر تو که عشقت چه درخور است
در سر شدی ندانمت ای دل چه در سر است
درد کهنت بود برآورد روزگار
این دردِ تازهروی نگوئی چه نوبر است
شهری غریب دشمن و یاری غریب حسن
[...]
جان را ز عارض و لب او شیر و شکر است
دل را ز طره و رخ او مشک و عنبر است
هم دل در آن وصال چو با عنبر است مشک
هم جان در آن فراق چو با شیر شکر است
آشوب عقلم آن شبه عاج مفرشست
[...]
گفتار تلخ از آن لب شیرین نه در خورست
خوش کن عبارتت که خطت هرچه خوشتر است
بگشای لب به پرسش من گرچه گفته ام
کان قفل لعل بابت آن درج گوهر است
تا بر گرفتی از سر عشاق دست مهر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.