الفت آباد محبت را خراج دیگر است
گریه را سوز دگر غم را رواج دیگر است
مسند جم تکیه گاه گرد نسیان است و بس
پادشاه بیکسی را تخت و تاج دیگر است
عاشق بیچاره گه پروانه گاهی بلبل است
هر گلی را در گلستانش مزاج دیگر است
گوشه ای داریم و سیر دشت و صحرا می کنیم
الفت ما را به وحشت امتزاج دیگر است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و احساسات انسانی میپردازد و نشان میدهد که هر نوع احساس و عاطفهای در خود ویژگیها و رنگ و بوی خاصی دارد. شاعر به تفاوتهای موجود در عشق، غم، و شادی اشاره کرده و میگوید که هر حالت قلبی و رابطهای شرایط و ویژگیهای خاص خود را دارد. همچنین، به تنهایی و غم عشق اشاره میکند و بیان میکند که حتی در مکانهای کوچک و ساده، احساسات میتوانند به شدت عمیق و پیچیده باشند. در نهایت، شاعر از ناسازگاری و تضاد احساساتی که در عشق وجود دارد سخن میگوید.
هوش مصنوعی: محبت و دوستی مانند شهری هستند که برای آن باید هزینهای پرداخت کرد. گریه و ناراحتی نیز احساسی متفاوت دارد و غم به نوعی دیگر حرکت و رونق میبخشد.
هوش مصنوعی: تکیهگاه یا مقام بزرگ و سلطنتی فقط برای فراموشی و بیتوجهی به واقعیتهاست، در حالی که فرمانروایی بدون همراهی و پشتیبانی دیگران، معنای واقعی ندارد.
هوش مصنوعی: عاشق بیچاره مانند پروانه گاهی به حال و هوای بلبل در میآید؛ زیرا هر گلی در باغش ویژگی و طبع خاص خودش را دارد.
هوش مصنوعی: در گوشهای از زندگیمان نشستهایم و از زیباییهای دشت و صحرا لذت میبریم، اما ارتباط ما با این زیباییها تجربهای متفاوت و شاید کمی ترسناک است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.