یک حرف شکوه از لب خشنود برنخاست
بسیار سوختیم و زما دود بر نخاست
محروم داشت جلوه دیدارش از ایاز
عاشق به نا امیدی محمود بر نخاست
سیلاب عشق خاک وجودم به باد داد
گردی که بر دل از غم او بود بر نخاست
از بس دلم به دامن همت کشید پای
در پیش پای شاهد مقصود برنخاست
مقصد ز عشق لذت سوز است اسیر و بس
شادم که داغ لاله نمکسود بر نخاست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و ناامیدی است. شاعر از سوختن و درد خود در عشق میگوید و مینویسد که علیرغم تمام تلاشها و آرزوها، به نتیجهای نرسیده و از وصال معشوق محروم مانده است. او از عشق بهعنوان تجربهای همراه با سوز و درد یاد میکند و در نهایت، با پذیرش این درد، به نوعی آرامش در درون خود میرسد.
هوش مصنوعی: هیچ کلامی از رضایت و شادی از زبان ما بیرون نیامد و در عوض، تنها رنج و ناراحتی را تجربه کردیم بدون اینکه کوچکترین تاثیری از آن بر جای بماند.
هوش مصنوعی: آیاز عاشق با تمام وجود منتظر دیدار معشوقش بود، اما به خاطر جذابیت و جلوهای که در دیدارش وجود داشت، از محمود ناامید نشد و دست از تلاش برنداشت.
هوش مصنوعی: عشق باعث شد که وجودم به شدت تحت تأثیر قرار بگیرد و غمِ معشوق در دلم برآشوبید، اما هیچ نشانهای از آن احساسات در دلم پدیدار نشد.
هوش مصنوعی: به خاطر چنان آرزویی که در دلم بود، نتوانستم قدمی به سمت معشوق بردارم.
هوش مصنوعی: هدف عشق، لذت و سوزی است که فرد را در خود گرفتار میکند. من خوشحالم که به خاطر درد و رنج عشق، به مانند با شکوفههای لاله، عظمت و زیبایی را تجربه کردهام و از آن رنجی که کشیدهام، زکشی در وجودم برنخواسته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.