گنجور

 
اسیر شهرستانی

ای گلشن از بهار خیال تو سینه‌ها

برگ گل از طراوت نامت سفینه‌ها

هرجا غمت رواج دهد گوهر شکست

بر سنگ خاره رشک برند آبگینه‌ها

گر از نسیم راز تو عالم چمن شود

بوی گل صفا دمد از گرد کینه‌ها

در جستجوی گوهر ذاتت فکنده چرخ

از روز و شب به قلزم غیرت سفینه‌ها

بخشیده حشمتت به سلیمان ملک فقر

از نقش پای مور کلید خزینه‌ها

دنیاپرست حسرت جاوید می‌برد

در خاک مانده از دل قارون دفینه‌ها

در جلوه‌گاه سنگدلان شو غبار اسیر

این است پاس خاطر آیینه سینه‌ها

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
جویای تبریزی

ای گنج‌ها ز گوهر یاد تو سینه‌ها

و ز نقد داغ عشق تو دل‌ها دفینه‌ها

در جستجوی ذات تو افتاده سرنگون

افلاک را به لجه حیرت سفینه‌ها

از تندی شراب نگاه تو می‌زنند

[...]

بیدل دهلوی

ای موج‌زن بهار خیالت ز سینه‌ها

جوش پری نشسته برون ز آبگینه‌ها

جور تو پنبه‌کار گلستانِ داغ دل

تیغت زبان ده دهن زخم سینه‌ها

سودایی تو با گهر تاج خسروان

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از بیدل دهلوی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه