گنجور

شمارهٔ ۸۱

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » مثنویات
 

دیدیم خیال موج و دریا

نقشی است بر آب دیدهٔ ما

بر پردهٔ چشم ما سوی اللّه

نقشی است خیال بسته واللّه

نقاش نگر که نقش بسته

با نقش خوشش خوشی نشسته

یک عین بود بسی مظاهر

عینی به مظاهر است ظاهر

ذاتش بنمود در مرایا

صورت بستند جمله اشیا

فیاض به فیض اقدس ای ‌جان

فرموده تعینات اعیان

اعیان در علم ثابتانند

بالذات بدانکه عین ذاتند

هر عین به تو عیان نماید

اسمی چو نقاب برگشاید

مجموع صفات او نسب ‌دان

انساب همه از او فرو خوان

بحر است و حباب و موج و جو چار

هر چار یکی بود به ناچار

هر فیض خوشی از این فیوضات

فتحی است که بخشدت فتوحات

جامی به کف آر تا توانی

می نوش ز خم خسروانی

می نوش به ذوق در سحر گاه

شادی روان نعمت‌اللّه

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام