گنجور

غزل شمارهٔ ۹۹۹

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

دل صفهٔ صفاست و ما صوفیان دل

دل خلوت خداست و ما ساکنان دل

یار است در میان و منم در کنار جان

یار است در کنار و منم در میان دل

هر کس معانی دل و جان کی بیان کند

از جان ما شنو به حقیقت بیان دل

از اهل دل نشان دلم جو که در جهان

جزاهل دل کسی نشناسد نشان دل

عقلست در ولایت تن کارساز جان

عشقست در ممالک جان پاسبان دل

ای جان بیا و بادهٔ صافی ما بنوش

از دست ساقئی که بود خاص از آن دل

سید چو بلبلی است که در بوستان عشق

می سازد این نوای خوش از بوستان عشق

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام