گنجور

غزل شمارهٔ ۶۸۵

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

قادر پر کمال کن فیکون

آنکه او هست و بود و خواهد بود

هر چه امکان لطف بود و کرم

همه در حق بنده اش فرمود

با چنین نعمتی که او بخشید

شکر این بنده را چه خواهد بود

او یکی سایه اش به ما افکند

لاجرم در ظهور دو بنمود

همه عالم نشان او دارد

این نشان هم به نام او فرمود

ره به خلوتسرای عشق نبرد

عقل بیچاره گر چه جان فرسود

هر که یک دَم ندیم سید شد

نفسی خوش ز عمر خود آسود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام