گنجور

غزل شمارهٔ ۶۱۵

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

نور با نور خوش در آویزد

آب با آب خوش درآمیزد

موج با بحر چون یگانه شود

این دوئی از میانه برخیزد

چشم مستش که فتنه انگیز است

هر زمان فتنه ای برانگیزد

مژهٔ شعر تیز من شب و روز

خاک درگاه یار می بیزد

عقل با عشق گفتگو نکند

بنده با پادشاه نستیزد

ساقی مست هر نفس جامی

گیرد و بر سرم فرو ریزد

سیدم زلف را چو بگشاید

عالمی دل در او درآویزد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام