گنجور

غزل شمارهٔ ۶۰۵

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

معنی یکی و صورت او در ظهور صد

چه جای او که صورت او هست بی عدد

آئینه بی شمار و نماینده اش یکی

باشد صفات بی حد و ذاتش بود احد

کحال حاذقی طلب ای عقل بوالفضول

تا چشم روشن تو کند پاک از رمد

محتاج ماست عالم و ما بی نیاز از او

با غیرش احتیاج کجا باشد آن صمد

ما چون نبییم و همدم نائی لطف او

هر دم دمی جدید درین نی همی دمد

در دام ما درآید و دانه خورد ز ما

مرغی کز آشیانه توحید بر پرد

سید که میر مجلس مستان عالم است

با ما حریف باشد از این جام می خورد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام