گنجور

غزل شمارهٔ ۴۸۲

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

هرکه را ذوقش به سوی ما بود

همچو ما غرقه درین دریا بود

موج دریائیم و دریا عین ما

عین ما بر ما حجاب ما بود

چشم عالم روشن است از نور او

دیده ای بیند که او بینا بود

کنت کنزاً گنج اسمای وی است

مخزن آن جملهٔ اشیا بود

هرچه بینی مظهر اسمای اوست

کون جامع جامع اسما بود

جام و می با همدگر باشد مدام

این چنین بوده است و باشد تا بود

نعمت الله در همه عالم یکی است

سیدم یکتای بی همتا بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام