گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۸

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

گنج عشقش دفینهٔ دل ماست

نقد او در خزینهٔ دل ماست

در محیطی که نیست پایانش

کشتی آن سفینهٔ دل ماست

جام گیتی نما که می گویند

ساغر آبگینهٔ دل ماست

مصر معنی دمشق صورت هم

گوشه ای از مدینهٔ دل ماست

شد معطر دماغ جان آری

بوئی از عنبرینهٔ دل ماست

نو عروس تجلی اول

زینتی از زرینهٔ دل ماست

نقد گنج خزانهٔ عالم

حاصلات دفینهٔ دل ماست

در دل ما چو دلبر است مقیم

آن سکونش سکینهٔ دل ماست

نعمت الله که میر مستان است

خواجه تاش کمینهٔ دل ماست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام