گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۴۸

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

گفتهٔ عشاق می خوانم بلی

عشقبازی نیک می دانم بلی

دیده ام آئینهٔ گیتی نما

بر جمال خویش حیرانم بلی

بسته ام زُنار کفر زلف او

لاجرم نیکو مسلمانم بلی

دردمندم دردمندم دردمند

دُردی درد است درمانم بلی

گه به این و گه به آن خوانی مرا

هرچه می خوانی بخوان آنم بلی

از سر هر دو جهان برخواستم

همنشین جان و جانانم بلی

درخرابات مغان مست و خراب

سیدم مجموع رندانم بلی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام