گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۳۳

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

توئی جانا که عین هر وجودی

به خوبی دل ز خود هم خود ربودی

نبود این بود و بودی عین وحدت

نمودی کثرت از وحدت که بودی

جان صورت و معنی عیان شد

چو بند برقع پنهان گشودی

به چشم خود بدیدی حسن خود را

جمال خود در آئینه نمودی

چو تو با شمع خود رازی بگفتی

چه گویم آنچه خود گفتی شنودی

ز جود او وجود جمله موجود

عجب تو خود وجود عین جودی

وجود هر دو عالم نزد سید

نباشد جز وجود فی وجودی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام