گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۲۵

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

از دوئی بگذر که تا یابی یکی

در وجود آن یکی نبود شکی

نقد گنج کنت کنزا را طلب

چون گدایان چند جوئی پولکی

صد هزار آئینه گر بنمایدت

آن یکی را می نگر در هر یکی

عقل خود را دید از خود بی خبر

خودنمائی می کند خود بینکی

شعر ما گر عارفی باشد خوشی

ذوق اگر داری بکن تحسینکی

زر یکی و تنگهٔ زر بیشمار

آن یکی را می شمارش نیککی

نیک نبود منکر آل عبا

ور بود نبود بهه جز بد دینکی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام