گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۷۶

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

هرچه گوئی به عشق او می گو

حضرت او ز حضرتش می جو

گر به یک دم تو را دهد صد جام

نوش می کن روان دگر می پو

جامهٔ پاک اگر طلب داری

خرقهٔ خود به آب می می شو

جام گیتی نما به دست آور

تا ببینی به نور او آن رو

تو حبابی و غرقه در دریا

در پی آب می روی هر سو

نبود این ظهور او بی تا

خود نباشد وجود ما بی او

گیسوی سیدم نخواهی یافت

تا حجابت بود سر یک مو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام