گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۶۷

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

تا قیامت ترک جام می مگو

همدمی خوشتر ز جام می مجو

ساقیا در دور جام می در آ

خرقهٔ سالوس رندان را بشو

جان ما آئینهٔ جانان ماست

جان جانان خوش نشسته روبرو

واعظ ار منعت کند ازعاشقی

وعظ بی حاصل بگو دیگر مگو

یک نفس بی عشق و جام می مباش

گر نه ای همصحبت خواجه ولو

بسته ام نقش خیال او به چشم

هر چه آید در نظر بیند به او

نعمت الله در همه عالم یکی است

گر نه ای احول مبین آن یک به دو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام