گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۶۳

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

ما عاشق چشم مست یاریم

آشفتهٔ زلف بیقراریم

سرمست می الست عشقیم

شوریدهٔ چشم پر خماریم

آئینهٔ روشن ضمیریم

خورشید منیر بی غباریم

پرگار وجود کایناتیم

هر چند که نقطه را نگاریم

هر دم که نفس ز خود برآریم

جانی به جهانیان سپاریم

در هر دو جهان یکیست موجود

باقی همه صورت نگاریم

یک باده و صد هزار جام است

ما جمله یکیم اگر هزاریم

سیمرغ هوای قاف قربیم

شهباز فضای برج یاریم

دُریم و لیک در محیطیم

بحریم ولیک درگذاریم

تا واصل ذات عشق گشتیم

در هر صفتی دمی برآریم

دریاب رموز نعمت الله

پنهان چه کنیم آشکاریم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام