گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۲۱

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

آفتابیست حضرت آدم

روشن از نور او بود عالم

ما منور از او و او از او

نیک دریاب این سخن فافهم

ساغر ما حباب پر آب است

خوش بود تشنه با چنین همدم

دل و دلبر رفیق هم گردید

جان و جانان روان شده باهم

جام بی جم اگر کسی دیده

ما ندیدیم جام را بی جم

دردمندیم و وصل او درمان

دل ما ریش و لطف او مرهم

در خرابات رند و سرمستیم

بندهٔ او و سید عالم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام