گفت بابا فرج حدیث تمام
چونکه کردش سؤال خواجه امام
کین جهان مُحْدَث است یا که قدیم؟
چیست زین هر دو نزد قلب سلیم؟
گفت بابا به او ز روی یقین
نکتهای خوبتر ز دُرّ ثمین
که فرج تا که دیده بگشادست
نظرش بر جهان نیفتادست
وصف چیزی چه بایدت پرسید
که دل ودیده هرگز آن بندید
خواجه چون مرد کار را بشناخت
تختۀ علم خود در آب انداخت
دل که از نور حق شود حیران
در نظر نایدش حدود جهان
چند از این گفت و گوی و بوالهوسی
جهد کن تا بدین مقام رسی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شخصی به نام بابا فرج در پاسخ به سؤالی از خواجه امام دربارهی طبیعت جهان (اینکه آیا جهان محدث است یا قدیم) میگوید که اصل موضوع فرج است و نمیتوان بهراحتی دربارهی آن چیزی گفت. او اشاره میکند که هنگامی که حقایق برای قلب سلیم آشکار میشود، انسان از هر گونه توصیف و حدود دنیا دور میافتد. بنابراین توصیه میکند بجای بحث و جدل، تلاش کنیم تا به این مقام و درک عمیق برسیم.
هوش مصنوعی: پدر فرج درباره همه چیز صحبت کرد، زمانی که خواجه امام از او سوال کرد.
هوش مصنوعی: این جهان آیا تازه است یا قدیمی؟ از این دو مورد، چه چیزی برای دل پاک و بیآلایش مهم است؟
هوش مصنوعی: پدر به او با اطمینان گفت نکتهای ارزشمندتر از جواهرات گرانبها وجود دارد.
هوش مصنوعی: تا وقتی که امید به گشایش و راهحل دیده نشده، نگاهش به جهان نیفتاده است.
هوش مصنوعی: برای توصیف چیزی، چه نیازی به پرسش است وقتی که نه دل و نه چشم هرگز نتوانستهاند از آن بگذرند و آن را فراموش کنند؟
هوش مصنوعی: پس از آنکه خواجه به درستی و واقعیت کار پی برد، چارهای اندیشید و تصمیم گرفت که علم و دانش خود را در جریان زندگی آزمایش کند.
هوش مصنوعی: زمانی که دل انسان از نور حقیقت روشن و سرشار شود، دیگر نمیتواند مرزهای دنیای مادّی و محدودیتهای آن را ببیند.
هوش مصنوعی: مدت زیادی به حرفها و هوسهای بیفایده مشغول نشو و تلاش کن تا به این مرتبه و جایگاه دست یابی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.