شیخ محمود شبستری
»
سعادت نامه
»
باب چهارم
»
فصل اول
»
بخش ۱ - الباب الرابع فی افعاله تعالی و تقدس الفصل الاول فی حقیقة الجبر و القدر علم الیقین
فعلها جمله فعل حق میدان
کافری گر نیاوری ایمان
فعل ما از مقید و مطلق
نیست الا ز علم و قدرت حق
کارها جمله آفریدۀ اوست
اگر آن جمله بد و گر نیکوست
اختیار تو اختیار وی است
بلکه کارتو عین کار وی است
«تعلمون» را از آنکه نیست جدا
کرد بر خلق عطف در یک جا
خلق و اعمال هر دو در یک سلک
زان کشیده است قول مالک ملک
علت احتیاج در هر دو
ممکنیت بود، چه فعل و چه تو
هیچ در خلق خود بدی مختار؟
فعلت اکنون هم آنچنان انگار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره ماهیت فعل و اختیار انسان صحبت میکند. شاعر بیان میکند که فعلها و کارها همگی از علم و قدرت خداوند ناشی میشوند و هیچ چیز در خلقت از آن جدا نیست. کارهای انسان، چه خوب و چه بد، به اراده و قدرت الهی بستگی دارد. شاعر تأکید میکند که اختیار انسان در واقع بخشی از اختیار خداست و تمام اعمال انسان در راستای مشیت الهی است. در نهایت، هیچ انسانی در کارهای خود مستقل نیست و همه اعمال او به نوعی تحت تأثیر و اراده خداوند قرار دارد.
هوش مصنوعی: هر عملی را به درستی انجام بده و به حقیقت آن عمل ایمان بیاور، زیرا اگر ایمان نداشته باشی، افرادی که از حقیقت دورند، به شمار میآیی.
هوش مصنوعی: عمل ما جز تحت تاثیر علم و قدرت حق نیست و به هیچ وجه وابسته به محدودیتها و آزادیهای ظاهری نمیباشد.
هوش مصنوعی: تمام کارهایی که در دنیا اتفاق میافتد، به اراده و خواست اوست، چه این کارها خوب باشند و چه بد.
هوش مصنوعی: انتخاب و تصمیمگیری تو به نوعی در دست اوست و در واقع اعمال تو همانند اعمال اوست.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که علم و دانش را از کسانی جدا کردهاند که فاقد آن هستند و بر روی مردم تأثیر گذاشتهاند، به گونهای که در یک مکان مشخص، توجه مردم به این موضوع جلب شده است.
هوش مصنوعی: آفرینش و رفتار انسانها به یک نوع وابسته است، زیرا قول و حکم خداوند بر همه چیز حاکم است.
هوش مصنوعی: دلیل نیازی که در هر دو حالت وجود دارد، به انجام کار و خودت برمیگردد.
هوش مصنوعی: آیا درآفرینش خود اختیار بدی نداری؟ انگار الآن هم چنین است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.