گنجور

 
شیخ محمود شبستری

در راه اعتزال هرزه سرای

هست مخلوق حق کلام خدای

ذات حق بی سخن بود اکنون

نیست لایق به حضرت بیچون

علم حق چون بدین کلام عظیم

بود پیوسته او علیم و قدیم

کی شناسد وجود قرآن را

تا نداند حقیقت آن را

متکلم بود بدان دایم

وان معانی بدو بود قایم

زین سبب گفت شیخ ما که کلام

با سخن گوست بر سبیل دوام

گر به وحدت سرای عین رسی

وارهی از فضول و بوالهوسی

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عنصری

چون بیامد بوعده بر سامند

آن کنیزک سبک زبام بلند

برسن سوی او فرود آمد

گفتی از جنبشش درود آمد

جان سامند را بلوس گرفت

[...]

مسعود سعد سلمان

چیست آن کاتشش زدوده چو آب

چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب

نیست سیماب و آب و هست درو

صفوت آب و گونه سیماب

نه سطرلاب و خوبی و زشتی

[...]

ابوالفرج رونی

ثقة الملک خاص و خازن شاه

خواجه طاهر علیک عین الله

به قدوم عزیز لوهاور

مصر کرد و ز مصر بیش به جاه

نور او نور یوسف چاهی است

[...]

سنایی

ابتدای سخن به نام خداست

آنکه بی‌مثل و شبه و بی‌همتاست

خالق الخلق و باعث الاموات

عالم الغیب سامع الاصوات

ذات بیچونش را بدایت نیست

[...]

وطواط

الترصیع مع التجنیس

تجنیس تام

تجنیس تاقص

تجنیس الزاید و المزید

تجنیس المرکب

[...]