نفس و عقل چون زجاجه و مشکوة
دل چو مصباح ونور او ز صفات
خانهای کاندر اوست این قندیل
تن انسان بود بدین تأویل
چشم و گوش و مشام و ذوق و مسام
روزن است و دریچههای به جام
ماورای دریچه و روزن
کیست بنشسته بازگو با من
دست تو آستین دستی دان
زیر هر موی از آن نشستی دان
لیک از آنجا حلول فهم مکن
تا نیفتی به شبهههای کهن
دافع شک و شبهۀ منکر
نص «بی یسمع» است و «بی یبصر»
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به رابطه بین نفس، عقل و دل اشاره دارد و آنها را به اشیای مختلفی تشبیه میکند. نفس و عقل مانند زجاجه و مشکوة هستند و دل به عنوان چراغی میدرخشد که نورش از صفات خداوند است. انسان به عنوان خانهای در نظر گرفته میشود که در آن قندیل (دل) وجود دارد. حواس انسان (چشم، گوش، مشام و ذوق) به عنوان روزنههایی به دنیای بیرون معرفی میشوند. شاعر از مخاطب میخواهد تا درک عمیقتری از حقایق داشته باشد و از افتادن در شبهات و تردیدها خودداری کند. او بر این نکته تأکید دارد که فهم صحیح بدون آگاهی از منابع واقعی ممکن نیست.
هوش مصنوعی: نفس و عقل مانند شیشه و ظرفی هستند که دل همانند چراغی است و نور آن نتیجه ویژگیها و صفات دل است.
هوش مصنوعی: خانهای که در آن وجود دارد، این نورانی به شکل قندیل در وجود انسان است، و این تعبیر به این معنی است.
هوش مصنوعی: چشم، گوش، بینی و حس چشایی، همانند راهها و ورودیهایی هستند که به ما امکان میدهند تا زیباییها و واقعیتهای جهان را درک کنیم.
هوش مصنوعی: بالای دریچه و روزن یک شخصی نشسته است، بیا با من صحبت کن و بگو آن کیست.
هوش مصنوعی: دست تو مانند آستینی است که به خوبی و زیرکی هر راز و نازکی را در خود جای داده و از زیر هر رشته مو به آن پی بردهای.
هوش مصنوعی: اما از آن مکان به درستی درک نکن، تا به تردیدهای قدیمی گرفتار نشوی.
هوش مصنوعی: شک و تردید در مورد نداهای غیرمستقیم، ناشی از عدم شنیدن و دیدن است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.