باب ششم در برابر کردن آفاق با انفس یعنی برابر کردن تن آدم با عالم
چون گفته بودیم که تن آدم نسخۀ عالم است، اکنون بدانکه تن مشابه زمین است و مشابه آسمان و مشابه سال است که زمان است و مشابه شهر است که مکان است. پس ما در این رساله بجهت آسانی طالب این تشبیهات را جداگانه بیان کنیم:
اما مشابهت تن با زمین آنست که در زمین کوهها هست که در بدن استخوان مانند آنست، و در زمین درختهای بزرگ هست و در مردم موی سر و ریش مانند آنست، و در زمین نباتات خرد بسیار است که مویهای اندام مثال آنست، و مجموع عالم هفت اقلیم است و در بدن نیز هفت اندام است: یک سر و دو دست و پشت و شکم و دو دست و پای. و زمین را زلزله میباشدو عطسه به جای آن است و در زمین جویهای آب روان و چشمهها هست و در بدن رگها و رودها هست و چشمههای عالم بعضی تلخ و بعضی شور و بعضی خوش و بعضی ناخوش هست، در تن نیز چشمۀگوش تلخ و چشم شور و بینی ناخوش و دهان خوش و چشمۀ گوش بدان سبب تلخ است تا حشرات چون خواهد که به گوش رود تلخی گوش به حس او رسد از آنجا باز گردد ومردم راهلاک نکند.
اما چشمۀ چشم از آن جهت شور است که چشم مردم پر از پیه است و پیه بی نمک باطل میشود پیه چشمۀ چشم را شور آفرید تا چشم پیوسته تازه و روشن باشد. اما چشمۀ دهان بجهت آن خوش است تا قوت ذایقه در لذت باشد و چشمۀ بینی بجهت آن ناخوش است تا از بویهای خوش لذت یابد ودر ضمن این چشمهها حکمتهای الهی بسیار است اگر به تقریر آن مشغول شویم به تطویل انجامد.
اما مشابهت تن مردم با افلاک آنست که در فلک دوازده برج است مثل حمل و ثور و تاحوت، در تن مردم دوازده راه است از ظاهر به باطن، چنانکه در چشم و دو گوش و دو سوراخ بینی و دهان و دو پستان وناف و دو عورت. و در فلک بیست و هشت منزل است از منازل قمر، چون شرطین و بطین تا آخر، در تن مردم نیز بیست و هشت عصب است و چنانک مجموع درجات فلک سیصد و شصت است، در تن نیز سیصد وشصت رگ است و چنانکه در فلک هفت کوکب سیارند، در تن نیز هفت اعضای رئیسهاند و چنانکه در فلک ثابتات بسیار است، در تن نیز قوتهای طبیعی بسیار است، چون جاذبه و ماسکه و هاضمه و غیر آن که در اول گفته شد. و چنانکه افلاک بر عناصر محیطند، تن نیز محیط است بر اخلاط اربعه، یعنی صفرا و خون وبلغم و سودا و به غیر از این مشابهات بسیار است که لایق این مختصر نیست.
اما مشابهت تن به سال آنست که سال دوازده ماه است و درتن دوازده راه است و سال چهار فصل است در تن مردم چهار اصل است و هفته منحصر است بر هفت روز تن نیز منحصر است بر هفت عضو و سال سیصد و شصت روز است، رگهای مردم نیز سیصدو شصت است.
تن را مشابهت با شهر آنست که در شهر اول پادشاه است وبعد از آن وزیر و شحنه و خراج خواه و رعیت و صناع چون طباخ و قصار و غیره، و پادشاه را خزینه باشد و رسولان و جاسوسان باشند از آن گوئیم که تن مانند شهر است و روح مانند پادشاه و عقل وزیر وی و شهوت خراج خواه و غضب شحنه و قوتهای دیگر هر یک مشابه صناعی است و آلات دیگر مانند رعیتند، چنانکه هاضمه طباخ است و مصوّره قصّار و همچنین گوشها و چشمها مانند جاسوسان که از اطراف چیزها میشنوند و میبینند و به پادشاه میرسانند وباقی حواس هر یک مشابه رسولی و جاسوسیاند و قوتهای دیگر که یاد کردیم هر یک مشابه صنعتگریاند چون حدّاد و نجار و غیرهم و مشابهت دیگر بسیار است اما اینجا این مقدار کافی است.
و چون مشابهت بدن و مقابلۀ او با عالم معلوم شد، اکنون بدان که حق تعالی را صفتها هست که مردم بدان صفت موصوفند، یعنی چنانکه حق سبحانه و تعالی عالم و بینا است و شنوا و گویا و قادر و حی و متکلم است، آدمی نیز دانا و بینا و شنوا و گویا و حی و متکلم است، ولیکن در این صفات محتاج آلات است و حق تعالی محتاج آلات نیست. و همچنانکه تا ارادت مردم نباشد دست نگیرد و پا روان نشود و چشم نبیند، همچنین تا ارادت حق تعالی نباشد افلاک حرکت نکند و کواکب نتابد وعناصر مرکب نشود و موالید موجود نگردد و حضرت مصطفی علیه السلام از این معنی خبر داده است که: «تخلّقوا باخلاق اللّه و اتّصفوا بصفاته»، و ما مثال آن به تمامی بنمائیم.
اکنون بدان که فرمان راندن حق تعالی در عالم مانند فرمان راندن روح ما است در بدن. مثلاً اگر ما خواهیم تا چیزی بنویسیم اول ارادت ازروح به دل ما رسد تادل رگها و پیها را در حرکت آرد، آنگاه رگها انگشتان رادر حرکت آرد، آنگاه انگشتان قلم را در حرکت آرد، آنگاه قلم مداد را در حرکت آرد، پس آنچه ارادت ما باشد نوشته شود از عربی و فارسی از نظم و نثر. و همچنین چون حق تعالی خواهد که در این عالم چیزی پیدا شود اول ارادت حق سبحانه و تعالی به عرش رسد و از عرش به ملایکه و از ملایکه به افلاک و از افلاک به عناصر، تا آنچه امر حق تعالی باشدپیدا شود در عالم از نبات و حیوانات و معدنیات.
پس در این مثال ارادت روح بر دل، مثال ارادت حق است بر عرش و دل به جای عرش است و رگها به جای ملایکه و انگشتان به جای افلاک و کواکب به جای قلم و عناصر به جای مداد و موالید بجای خطوط و چون عارف بدین مقام رسد گوید همه چیز را نیک باید دید به جای خود، بجهت آنکه موجودات آفریدۀ حق است و همه نقش ید قدرت اویند، اگر خطی راگوئی بد است خطاط را بد گفته باشی و عیب خطاط باشد ودر این معنی بزرگان گفتهاند:
هر چیز که هست آنچنان میباید
وان چیز که آن چنان نمیباید نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن درباره تشبیه بدن انسان به اجزای مختلف جهان است. در ابتدا گفته میشود که بدن شبیه زمین، آسمان، سال و شهر است. تشبیهات اصلی شامل موارد زیر است:
1. **تشبیه بدن به زمین**: بدن دارای استخوانها (مانند کوهها) و موها (مانند درختان) است. همچنین رگها (مانند جویهای آب) و اندامها (مانند اقلیمهای زمین) وجود دارد.
2. **تشبیه بدن به آسمان**: بدن انسان دارای دوازده راه (مانند دوازده برج) و سیصد و شصت رگ (مانند درجات فلک) است.
3. **تشبیه بدن به سال**: سال شامل دوازده ماه و چهار فصل است که این موارد در بدن انسان نیز وجود دارد.
4. **تشبیه بدن به شهر**: در یک شهر پادشاه، وزیر و صنایعی وجود دارد که مشابه روح، عقل و سایر قوای بدن انسان هستند.
در نهایت، به صفات الهی اشاره میشود که در انسان نیز وجود دارد، اما با تفاوت در نیاز به آلات و ابزار. این متن به ضرورت درک هماهنگی در جهان و موجودات پرداخته و پیشنهاد میکند که همه چیز باید به درستی و در محل خود دیده شود، زیرا همه موجودات آفرینش خداوند هستند.
هوش مصنوعی: به دلیل اینکه قبلاً گفتهایم که بدن انسان نمونهای از عالم است، باید توجه کنیم که بدن به زمین، آسمان، سال و شهری که مکان است، شباهت دارد. بنابراین، در این نوشته قصد داریم تا برای آسانتر شدن، این تشبیهات را به صورت جداگانه بیان کنیم.
هوش مصنوعی: شبیهسازی بدن انسان با زمین به این صورت است که در زمین کوهها وجود دارند، مشابه به استخوانهای بدن. همچنین درختان بزرگی در زمین هستند که مانند موی سر و ریش در مردم به شمار میآیند. در زمین گیاهان کوچک و متنوع وجود دارد که مانند موی اندامها هستند. عالم، هفت اقلیم را شامل میشود و بدن نیز دارای هفت قسمت است: سر، دو دست، پشت، شکم و دو پا. زمین تحت تاثیر زلزله قرار میگیرد، همانطور که عطسه در بدن صورت میگیرد. در زمین جویهای آب و چشمهها وجود دارد که معادل رگها و رودها در بدن است. چشمهها میتوانند تلخ، شور، خوش یا ناخوش باشند. در بدن نیز حسهای مختلفی داریم؛ مثلاً چشمان تلخ، بینی ناخوش و دهان خوش هستند. تلخی گوش به این دلیل است که وقتی حشرات بخواهند به آنجا بروند، تلخی باعث میشود تا متوجه شده و بازگردند تا به انسان آسیب نرسانند.
هوش مصنوعی: چشمهای که از آن اشک میریزد به دلیل این است که چشمان مردم پر از پیه است و پیه بدون نمک فایدهای ندارد. خداوند چشمه اشک را شور آفریده تا چشمها همیشه تازه و روشن بمانند. اما چشمه دهان به خاطر این شیرین است تا طعم لذت را در خوراکیها حس کنیم. از طرف دیگر، چشمه بینی ناخوشایند است تا از بوهای خوش بهرهمند شویم. در این چشمهها حکمتهای الهی زیادی نهفته است که اگر بخواهیم درباره آنها صحبت کنیم، بسیار طولانی خواهد شد.
هوش مصنوعی: شباهتهای بین بدن انسان و آسمان به این صورت است که در آسمان دوازده برج وجود دارد مانند برج حمل و برج ثور، در بدن نیز دوازده راه وجود دارد که به باطن بدن راه میبرد، مانند چشمها، گوشها، سوراخهای بینی، دهان، سینه، ناف و اندامهای جنسی. همچنین در آسمان بیست و هشت منزل از منازل ماه وجود دارد و در بدن انسان نیز بیست و هشت عصب وجود دارد. تعداد درجات آسمانی سیصد و شصت است و در بدن نیز سیصد و شصت رگ وجود دارد. همچنین در آسمان هفت سیاره متحرک وجود دارد و در بدن نیز هفت عضو اصلی وجود دارند. علاوه بر این، همانطور که در آسمان اجزا ثابت و زیادی وجود دارد، در بدن نیز قوای طبیعی بسیاری مثل جاذبه، هاضمه و غیره وجود دارد. و مانند اینکه آسمان، عناصر را در بر میگیرد، بدن نیز شامل چهار خلط اصلی یعنی صفرا، خون، بلغم و سودا است. این شباهتها بسیار هستند و نمیتوان به تمامی آنها در این مختصر اشاره کرد.
هوش مصنوعی: سال شامل دوازده ماه است و بدن انسان نیز دوازده راه یا مسیر دارد. سال به چهار فصل تقسیم میشود و در بدن انسان چهار اصل بهعنوان پایهها وجود دارد. هفته دارای هفت روز است و بدن نیز دارای هفت عضو اصلی میباشد. همچنین، سال معمولاً سیصد و شصت روز دارد و تعداد رگهای بدن انسان نیز به همین تعداد یعنی سیصد و شصت میرسد.
هوش مصنوعی: تن انسان به یک شهر شباهت دارد. در این تشبیه، روح مانند پادشاه است که بالاترین مقام را دارد؛ بعد از آن، عقل به عنوان وزیر در کنار او قرار میگیرد. پس از آن، شهوت به عنوان خراجخواه و غضب به عنوان شحنه معرفی میشوند. دیگر قوتها نیز هر کدام به نوعی نماینده صنایع مختلف هستند. به عنوان مثال، هاضمه به عنوان طباخ، و گوشها و چشمها شبیه جاسوسانی هستند که اطلاعات را از اطراف جمعآوری میکنند و به پادشاه (روح) منتقل میکنند. سایر حواس نیز هر کدام نقشهایی مشابه دارند و میتوان تشبیهات دیگری نیز در این زمینه مطرح کرد، اما برای اینجا همین مقدار کافی است.
هوش مصنوعی: هنگامی که شباهت بدن و تعامل او با دنیا مشخص شد، باید بدانیم که خداوند ویژگیهایی دارد که انسانها نیز به آنها توصیف میشوند. به این معنا که همانطور که خداوند عالم، بینا، شنوَا، گویا، قادر، زنده و سخنگوست، انسانها نیز دارای این خصوصیات هستند، اما در این صفات به ابزار نیاز دارند، در حالی که خداوند از هیچ ابزاری نیازمند نیست. همانطور که اگر اراده انسان نباشد، دست حركت نمیکند، پا نمیچرخد و چشم نمیبیند، در واقع بدون اراده خداوند، آسمانها حرکت نمیکنند، ستارهها نمیدرخشند، عناصر ترکیب نمیشوند و موجودات به وجود نمیآیند. حضرت محمد (صلوات الله علیه) نیز به این معنا اشاره کرده است که «به اخلاق خداوند خود را بیارایید و به صفات او متصف شوید». ما میتوانیم این مسئله را به طور کامل نمونهسازی کنیم.
هوش مصنوعی: فهمیدن این موضوع که فرمان حق تعالی در دنیا مانند کنترل روح بر بدن ماست، اهمیت دارد. وقتی که ما میخواهیم چیزی بنویسیم، ابتدا اراده ما از روح به دل منتقل میشود. سپس این اراده باعث حرکت رگها و پیها میشود و در نهایت باعث حرکت انگشتان و قلم میشود. بنابراین، هر چیزی که اراده کردهایم به زبان میآید، چه عربی باشد، چه فارسی، چه نظم باشد یا نثر. به همین شیوه، وقتی حق تعالی خواهان ایجاد چیزی در عالم است، ابتدا اراده او به عرش میرسد، سپس به ملایکه، از آنها به افلاک و بعد به عناصر، تا در نهایت آنچه که اراده کرده در دنیا به وجود آید، از گیاهان و حیوانات گرفته تا مواد معدنی.
هوش مصنوعی: در این مثال، محبت و علاقه روح به دل مانند محبت خداوند به عرش است. دل به عنوان عرش جلوه میکند، رگها نمایانگر فرشتگان هستند و انگشتان به جای آسمانها و ستارگان عمل میکنند. عناصر نیز به عنوان مداد و موجودات به عنوان خطوط در نظر گرفته میشوند. وقتی عارف به این مقام برسد، میگوید که باید همه چیز را به درستی و به جای خود دید، زیرا موجودات آفریدههای خدا هستند و همه نشاندهنده قدرت او هستند. اگر شما بگویید که نوشتهای بد است، در واقع خطاط را سرزنش کردهاید و ایراد از آن شخص است. بزرگان در این مورد چنین گفتهاند.
هوش مصنوعی: هر چیزی که وجود دارد، باید به شکلی باشد و اگر چیزی به آن شکل نیست، پس وجود ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.