گنجور

غزل شمارهٔ ۵۵

 
سیف فرغانی
سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

ایا به حسن چو شیرین به ملک چون پرویز

قد تو سرو روان است و سرو تو گل ریز

به روزگار تو جز عاشقی کنم نسزد

به عهد خسرو چون کار خر کند شبدیز؟

اگر زلعل تو مستان عشق نقل خوهند

بخنده لب بگشا و شکر ز پسته بریز

بریز پای میاور چو خاک و برمگذر

مرا که نیست به جز دامن تو دست آویز

گرم به تیغ برانی ز پیش تو نروم

نه من ز تو نه ز حلوا کند مگس پرهیز

من شکسته گر از تو جفا کشم چه عجب

نه دست دفع بلا دارم و نه پای گریز

کسی کز آتش عشق تو گرم گشت دلش

از آب گرد برآرد به آه دردآمیز

به عهد حسن تو شد زنده سیف فرغانی

که مرده خفته نماند به روز رستاخیز

از آن زمان که چو فرهاد بر تو عاشق شد

چو وجد گفتهٔ شیرین اوست شورانگیز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام