گنجور

غزل شمارهٔ ۲۴

 
سیف فرغانی
سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

ای مه و خور به روی تو محتاج

بر سر چرخ، خاک پای تو تاج

چه کنم وصف تو که مستغنی ست

مه ز گلگونه گل ز اسپیداج

هر که جویای تو بود همه روز

همه شبهای او بود معراج

پادشاهان که زر همی‌بخشند

به گدایان کوی تو محتاج

ندهد عاشق تو دل به کسی

به کسی چون دهد خلیفه خراج

عیب نبود تصلف از عاشق

کفر نبود اناالحق از حلاج

عشق را باک نیست از خون ریز

ترک را رحم نیست در تاراج

چاره با عشق نیست جز تسلیم

خوف جان است با ملوک لجاج

دل نیاید بتنگ از غم عشق

کعبه ویران نگردد از حجاج

دل به تو داد سیف فرغانی

از نمد پاره دوخت بر دیباج

سخن اهل ذوق می‌گوید

بانگ بلبل همی کند دراج

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رسته نوشته:

بیت اول را ببینید که بسیار جالب و تامل بر انگیز است

” ای مه و خور به روی تو محتاج

بر سر چرخ خاک پای تو تاج”

” چرخ خاک ” چه گونه چرخی است؟

سیف فرغانی هم دوران سعدی بوده است و شیفته ی او.
شادروان ذبیح الله صفا نسخه یی از دیوان او را در سفری در ترکیه یافت و آن را چاپ کرد وگر نه امروزه ما از او بی خبر می بودیم.

زمینی که از اول گرد بود نوشته:

[…] (بیت ۲۹)، این تکه از لیلی و مجنون نظامی (ابیات ۷۶ تا ۸۶)، این غزل از سیف فرغانی و این قصیده از ناصرخسرو بخوانید (برای شماره‌گذاری […]

یعقوب خاوری نوشته:

دوست عزیز که در حاشیه نوشته ای چرخ خاک چگونه چرخی است. در خواندن شعر دقت کن. چرخ به معنای فلک و خاک پای معشوق است که تاج سر چرخ فلک می شود.

رسته نوشته:

از آقای یعقوب خاوری که درست خواندن بیت اول را یادآوری کرده اند تشکر می کنم

کانال رسمی گنجور در تلگرام