گنجور

در مذمّت طبیبان جاهل گوید

 
سنایی
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین
 

وین اطبا که خالی‌اند از طبّ

هیچ نشناخته ز نوبت غبّ

از حمیّات غافل و انواع

وجه اجناس اربع الارباع

نه ز نبض‌اند عالم و نه ز آب

مسئله را نداده هیچ جواب

هیچ نشنوده نوع قارورات

نه ز تبرید و نه ز محرورات

غافل از گرم و سرد و ز تر و خشک

پشک نزدیکشان چو نافهٔ مشک

گر ز انواع پرسی و ز علل

نشناسند نفع و ضرّ ز خلل

به جدل مر ترا جواب دهند

نز ره دانش و صواب دهند

گر تو پرسی ز حدّ هر عللی

کز چه افتاد مرد را خللی

به خدای ار به حق جواب دهند

یا به کس نور آفتاب دهند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام