بخش ۴۴ - مدح پادشاه به ترتیب کواکب و بروج دوازدهگانه
آنکه بر مملکت ظهیرست او
خلق را در بهی بشیر است او
عالَم برّ و آسمان آمان
مایه و مادر نتیجهٔ جان
خلق را بر بهی بشیر شده
بر همه مملکت ظهیر شده
بر عمیدان مملکت سالار
شاه را بر گزیده بر هر کار
معتمدگاه دخل و خرج جهان
کرده از بر به جمله درج جهان
لذّت روح دان خط خوبش
نکند کس به حرف منسوبش
گشته از درج یک به یک پیدا
همچو برج دوپیکر جوزا
عقل گمره ز شکلهای رفیع
روح واله ز نقشهای بدیع
گر نه ار تنگ مانی است آن خط
از چه خطهای مقله گشت سقط
با خطش خط خازن و بوّاب
همچو با آب صافیست سراب
انس روحست نقطههای خطش
چون گشاد از رخ درر سقطش
چشم بد دور سخت با معنیست
همچو ار تنگ خامهٔ مانیست
لفظ و معنی به یکدگر جفتست
زان خرد بر خطش برآشفتست
شود آنگه که او گرفت قلم
تارک عرش پیش او چو قدم
کاغذ نامه همچو روضهٔ نور
صورت حرف زلف بر رخ حور
در بلاغت ز سرعت قلمش
آب آتشفروز گشت دمش
باد بیبد نتیجهٔ دل اوست
داد بیدد دریچهٔ دل اوست
دین ودنیی مسلّم دم اوست
زانکه دل کعبهٔ معظّم اوست
صادر و وارد عطاجویان
گشته از هر سویی بدو پویان
عالمی از عطاش آسوده
یافته هرچه در دلش بوده
حرمش همچو کعبه محترمست
خانهٔ او ز کعبه خود چه کم است
صدف دُرّ عالم یزدانی
دلش اندر ره مسلمانی
در میان حریم حرمت او
از برای فزود حشمت او
دست او با قلم چو یار شود
بر معانی سخن سوار شود
آب و لؤلؤ و جان صفاوت اوست
ابر و دریا و کان سخاوت اوست
شاه را گاه سر معتمد اوست
در همه کارها ورا مدد اوست
صاحب سرّ خسرو و شاهست
زان ز اسرار ملکش آگاهست
هر سخن کز زبان شاه آمد
در دل خواجهاش پناه آمد
گشته اسرار ملک معلومش
سرّ سلطان به جمله مفهومش
جود او را کرانه پیدا نیست
چون سخایش سحاب و دریا نیست
باد لطفش بزیده بر کشور
نار عنفش بحار کرده شرر
کف او بر سحاب رجحان کرد
بحر زا صدهزار تاوان کرد
چرخ را نسبت ویست قدیم
دهر را هیبت ویست عظیم
نیست در مملکت چنو یک تن
گاه تدبیر و رای و گاه سخن
واقف راز شهریار به دل
در دلش راز مملکت حاصل
سال و ماه از شد آمد زوّار
چون حرم گشته بر صغار و کبار
همه با کام دل قرین گشته
همه با ساز و اسب و زین گشته
حزم او همچو خط او ز جلال
سحر او همچو مال اوست حلال
گر به کار افکند نهان را او
مایه بخشد همه جهان را او
علم ظاهر چو خنده کرده عیان
سرِّ باطن چو غمزه گفته نهان
خط او شکل زلف حور بُوَد
هرچه عیبست ازو نفور بُوَد
نور رویش حدیقهٔ حذقست
خط خطش حظیرهٔ صدقست
خط او خطهٔ معانی بکر
نام او نامهٔ مبانی ذکر
قلمش چون معانی انگیزد
نقشبند معالی آمیزد
خط و معنی وی ز ظلمت و نور
هست چون زلف حور بر رخ حور
هر سوادی ازو بباض ملَک
هر بیاضی ازو سواد فلک
از سواد و بیاضش از پی مزد
گشته عقل همه امینان دزد
هم نکودار اصل و فضل و کرم
هم نگهدار راز دین و حرم
چون سَر خویش سِر نگهدارد
ماره چون مار گَرزه بگذارد
گنج را همچو رنج بگذارد
راز را همچو دین نگهدارد
زانکه داند که با کمال وجود
جز به موضع نکو نیاید جود
زانکه دریا و ابر و کان به عطا
بکنند از طریق جود خطا
لعل کی دید هرکه کانی کند
زر کجا یافت هرکه جانی کند
اندر آن دم که خوش زبان باشد
گوش را لفظ او چو جان باشد
فطنت او برآید از پی ساز
مور وار از میان خانهٔ راز
فلک از جود او عطا جویست
راز بارای او سخن گویست
راز دارست عزّتش زانست
خازن راز و حارس جانست
ماجرای زمانه دیده دلش
هرچه زو خوبتر گزیده دلش
وهم او چون نم هوا از گِل
آن برآرد که باشد اندر دل
هر دم آرد پدید زمزم و نیل
دست او همچو پای اسماعیل
دور دوران عقل جامهٔ او
رهِ مردان چو برق خامهٔ او
عملش هست نامهٔ یحیی
قلمش هست چون دم عیسی
عزم و حزمش ز رای نیکوتر
گشته در کارها ورا یاور
شده در کار ملک و دین بیدار
دین و دولت فزوده زو مقدار
شاه را عون در تصرّف ملک
کرده از رای او تعرّف ملک
زان نکو اعتقاد و رای رزین
شده چون خلد مُلکت غزنین
به گه دور و سیر خامهٔ او
کرده چون روی حور نامهٔ او
حور را حرز و هیکلست آن خط
که نیابی برآن نهاد و نمط
چون سرِ کلک در زند به دوات
بنویسد بصر به سمع برات
که من این نوع تا که بودستم
نه تو دیده نه من شنیدستم
راست گویی که نامهٔ یحیست
یا به گاه شفا دم عیسیست
پردهٔ معجزات تا بدرید
معجزی زان صفت کسی نشنید
قلم او سخیتر از کوثر
منظر او بهیتر از مَخبر
قلمش در تجارت عالم
بحر و کشتی و باد کرده به هم
مأمن و مأخذش نتیجهٔ جان
مَنظر و مَخبرش دریچهٔ جان
جان پاکش سرشته با سخنش
بندهٔ نو زمانهٔ کهنش
تا جهانست و هست لیل و نهار
از خط و علم باد برخوردار
که جهان را ز علم او شب و روز
هست دی ماه خوشتر از نوروز
دین و دنیا ورا مسخّر باد
صدر دنیا ورا برادر باد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره شخصی است که در مملکت خود مقام و منزلت بالایی دارد. او دارای علم و دانش بسیاری است و به عنوان منبع خبر و حکمت شناخته میشود. در توصیف او، به قدرت قلم و خطش اشاره شده که زیبایی و تاثیرگذاری فوقالعادهای دارد. همچنین، این شخص به عنوان حامی دین و دولت معرفی میشود و در کارهای مملکت به عنوان مشاور و راهنما عمل میکند. محبت و سعه صدر او در بین مردم و محبوبیتی که در دلها دارد، مورد توجه قرار گرفته است. در کل، این شعر به ستایش خصوصیات اخلاقی، علمی و مدیریتی این شخصیت میپردازد و او را به عنوان نمونهای از نیکوکاران و عالمان معرفی میکند.
هوش مصنوعی: کسی که در سرزمین خود قدرت و نفوذ دارد، برای مردم مژده آور و خوشامدگوی آنهاست.
هوش مصنوعی: جهان و آسمان منبع زندگی و خاستگاه میوهٔ روح هستند.
هوش مصنوعی: مردم به دلیل نیکی و زیبایی، به حال خوشی درآمدهاند و در سراسر سرزمین، نشانههای خوشحالی و سرزندگی آشکار شده است.
هوش مصنوعی: بر افرادی که در کشور مقام و رتبه دارند، پادشاه را برای هر کاری انتخاب کرده است.
هوش مصنوعی: تکیهگاه و مرجع تمام درآمدها و هزینههای جهان را به خوبی شناسایی کرده و در همهجا به آن اشاره کرده است.
هوش مصنوعی: لذت روح به این است که هیچکس نمیتواند به زیبایی خط او دست پیدا کند.
هوش مصنوعی: چون دوپیکر جوزا، ستارهها یکی یکی در آسمان پیدا میشوند و به وضوح دیده میشوند.
هوش مصنوعی: عقل، به خاطر ظواهر و شکلهای زیبا و رفیع روح گیج و سردرگم میشود و از زیباییهای منحصر به فرد و تازه الهی، سرشار از شگفتی و شگربار میگردد.
هوش مصنوعی: اگر در وضعیتی دشوار و تنگی قرار نداشته باشی، پس چرا آن خطی که به آن اشاره میشود، به گونهای غیرمناسب و نادرست نوشته شده است؟
هوش مصنوعی: با نوشتهاش مانند خط خازن و دروازهبان، همچون آبی زلال و صاف، سراب به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: دوستی و محبت روح انسان است، همچنان که نقاط زیبای خط او در طول زندگی، به مانند تزیینات رخش، بر روی قلب و جان ما تأثیر میگذارد.
هوش مصنوعی: چشم زخم دور است و باطن آن تأثیری عمیق دارد، مانند خطی که با دقت و ظرافت کشیده شده باشد.
هوش مصنوعی: کلمات و معانی آنها با هم هماهنگ هستند، به همین دلیل عقل به مناسبت آن، از این موضوع ناراحت شده است.
هوش مصنوعی: زمانی فرا میرسد که او قلم را از بالای عرش برداشت و در مقابل خودش مثل یک قدم کوچک میبیند.
هوش مصنوعی: کاغذ نامه مانند باغی پر از نور است که زیبایی و لطافت حرفی درباره زلف بر چهرهٔ معشوق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: با توانایی بالای نویسندگیاش، کلامش مثل آبی است که آتش را خاموش میکند.
هوش مصنوعی: باد بیبد نشان دهندهٔ احوالات درونی اوست و دریچهٔ دل او، جایی است که احساسات و افکارش را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که اساس دین و دنیای حق را کلام و وجود او تشکیل میدهد، زیرا قلب و روح کعبه که نماد عبادت و معنویت است، در وجود او نهفته است.
هوش مصنوعی: عطاجویان از هر سمت به سوی او آمده و در حال رفت و آمد هستند.
هوش مصنوعی: شخصی از علم و دانش خود بهرهمند شده و به آرامش رسیده است و هر آنچه در دلش میخواسته، دست یافته است.
هوش مصنوعی: خانهاش به اندازه کعبه ارزشمند و محترم است، و از کعبه نیز چه چیزی کم دارد.
هوش مصنوعی: صدف درّ گرانبهای عالم وجود، دلش در مسیر ایمان و مسلمانی قرار دارد.
هوش مصنوعی: در درون فضای احترام و جایگاه او، به خاطر افزایش عظمت و بزرگیاش.
هوش مصنوعی: زمانی که دست او با قلم همراه شود، معانی کلمات به آسانی و به زیبایی بیان میشوند.
هوش مصنوعی: آب و لؤلؤ جلوهای از پاکی و دلانگیزی اوست. ابر و دریا و معادن هم نشاندهندهی generosity و بخشندگی او هستند.
هوش مصنوعی: گاهی اوقات شاه به شخص معتمد خود در تمامی امور اعتماد میکند و او را در این کارها یاری میدهد.
هوش مصنوعی: آقای خسرو و پادشاه از اسرار و رموز سلطنت باخبر است.
هوش مصنوعی: هر حرفی که از زبان پادشاه بیرون بیاید، در دل خدمتگزارش امنیت و آسایش ایجاد میکند.
هوش مصنوعی: رازهای پادشاهی برای او روشن شده و تمامی مفهومهای سلطنت را درک کرده است.
هوش مصنوعی: بخشش و generosity او حد و مرزی ندارد، مانند باران و دریا که همواره و به فراوانی میبارند و پایانپذیر نیستند.
هوش مصنوعی: باد محبتش وجود کشورش را پر از باران کرده و درختانش را به آتش کشیده است.
هوش مصنوعی: دست او بر ابرها برتری پیدا کرد، در حالی که دریا بر اثر این برتری بیشمار هزینه پرداخت کرد.
هوش مصنوعی: زمانه در برابر او مانند چرخهای گردان به نظر میرسد و قدرت آن چنان عظیم و با وقار است که نمیتوان به سادگی آن را نادیده گرفت.
هوش مصنوعی: در این سرزمین هیچ کسی وجود ندارد که گاهی با تدبیر و فکر و گاهی با سخنرانی مناسب بتواند امور را هدایت کند.
هوش مصنوعی: کسی که به اسرار پادشاه آشناست، در درون دلش رازهای کشور را نیز در خود دارد.
هوش مصنوعی: با گذشت سالها و ماهها، جمعیت زائران به مانند حرم، بزرگ و کوچک را پر کرده است.
هوش مصنوعی: همه در حال شادی و خوشحالی هستند و با موسیقی و زیباییهای زندگی دور هم جمع شدهاند.
هوش مصنوعی: احتیاط و دقت او همانند خطی است که با جلال و زیبایی نوشته شده است و زیبایی او همچون ثروتی است که حلال و پاک است.
هوش مصنوعی: اگر او پنهانی را به کار بگیرد، به همه جهان سرمایه و برکت خواهد داد.
هوش مصنوعی: علم ظاهری مانند خندهای است که روشن و مشخص است، اما راز درون مانند نگاهی پنهان است که تنها به صورت نهفته بیان میشود.
هوش مصنوعی: خط او مانند زلف زیبای حوریان است و هر عیبی که در آن باشد، از او بیزار است.
هوش مصنوعی: نور چهرهاش مانند باغی است که در آن، خط و نشانش مکان امنی برای صداقت و حقیقت به شمار میآید.
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی بافتن واژهها و مفاهیم را توصیف میکند. خط و نوشته او به معنای عمیق و تازهای اشاره دارد و نامش به نوعی مبنای ماندگاری در یادآوری و ذکر تبدیل شده است. با این توصیف، به ارزش و تاثیرگذاری نوشتههای او پرداخته شده است.
هوش مصنوعی: وقتی که قلم او روی کاغذ مینویسد، معانی عمیق و زیبا را و به شکل های هنری و دلنشین میآفریند.
هوش مصنوعی: چهره و کلام او از تاریکی و روشنی تشکیل شده است، مانند موهای زیبا در صورت یک پری.
هوش مصنوعی: هر دانشی از او به وجود آمده و هر زیبایی و کمالی از او نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: شخصی به دنبال نفع و سود خود، حتی اگر از علم و دانشی برخوردار باشد، ممکن است باعث فریب دیگران شود و به نوعی از امانتداری فاصله بگیرد. عقل او به طور خاموش در حال دزدی از امانتهای دیگران است.
هوش مصنوعی: هم باید به اصل و فضل و مهربانی و شرف احترام گذاشت، هم باید راز دین و مقدسات را حفظ کرد.
هوش مصنوعی: وقتی سر خود را به خوبی حفظ کنی، مشکلات و خطرات مثل مار نمیتوانند به تو آسیب بزنند.
هوش مصنوعی: گنج را مانند رنج، مخفی میکند و راز را به مانند دین حفظ میکند.
هوش مصنوعی: کسی که از روی کمال و وفور وجودش بخواهد، میداند که تنها در جایی مناسب و شایسته سخاوت و دسترسی به نعمتها باید عمل کند.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه دریا و ابر و معادن، همه از سر لطف و بخشش خود، به انسانها نعمت میدهند.
هوش مصنوعی: هر کس که به دنبال زیبایی و ارزش واقعی باشد، به سختی میتواند انسانی را بیابد که با جان و دل به این جستوجو پرداخته باشد.
هوش مصنوعی: در آن لحظه که کسی خوب صحبت میکند، کلامش برای گوش مانند جان است.
هوش مصنوعی: ذکاوت و هوش او از فهم عمیق زندگی و جستجوی معانی در دل اسرار به وجود میآید. مثل موری که در لابهلای سازها و سازهها به جستجوی خود ادامه میدهد، او نیز با تلاش و کنجکاوی به درک بهتر مسائل میرسد.
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر سخاوت او به دنبال بخشش و عطا است و راز زیباییهای او به زبان میآید.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که کسی که رازها را در خود نگه میدارد و به آنها احترام میگذارد، دارای مقام و عزتی خاص است. او همانند خزانهداری است که رازها را در امان نگه میدارد و مانند نگهبانی است که از جان خود و آن رازها محافظت میکند.
هوش مصنوعی: دل با مشاهده و تجربه خود از روزگار، بهترین انتخابها و لحظات را برگزیده است.
هوش مصنوعی: تفکر و خیالات او مانند بخاری است که از گلی بلند میشود، و این بخار در دلش جا دارد.
هوش مصنوعی: هر لحظه، شور و شوقی تازه و بینظیر به وجود میآید و مانند نهر و رود، دست او همواره در حال جریان و حرکت است، درست مثل پای اسماعیل که نماد استقامت و تلاش است.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که عقل و هوش انسانی مانند لباسی است که بر تن مردان نیکوکار و متفکر مینشیند، و مانند نور و روشناییای که از قلم برمیخیزد، میتواند ایدهها و افکار را به شکل مؤثری بیان کند.
هوش مصنوعی: عمل او همچون نامهای از یحیی است و نوشتههایش به اندازه دم عیسی اثرگذار و شگفتانگیز است.
هوش مصنوعی: عزمی که او دارد و تدبیرش در کارها، به خاطر تفکر و تصمیمات درستش قویتر شده و او را در فعالیتهایش یاری میکند.
هوش مصنوعی: در امور حکومت و مذهب، بیداری و آگاهی رشد کرده و از آن دو، توان و ظرفیت بیشتری به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: پادشاه با کمک و یاری دیگران بر ملک تسلط یافته است و این کنترل، حاصل مشورت و تصمیمگیری اوست.
هوش مصنوعی: از آن باور و نظر خوب، حالتی به وجود آمده که مانند باغ بهشت در سرزمین غزنین است.
هوش مصنوعی: خامهٔ او در دورانی که میگشت، زیباییها و جذابیتهایش را چون چهرهٔ حوریان به تصویر کشیده است.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف زیبایی و ظرافت میپردازد. زیبایی حوریان به قدری چشمنواز و جذاب است که نمیتوان آن را به راحتی در قالبی مشخص یا با معیاری خاص توصیف کرد. در حقیقت، این زیبایی به نوعی فراتر از توضیح و توصیف است و از آن برای مقایسه با چیزی ملموس و معین نمیتوان استفاده کرد.
هوش مصنوعی: زمانی که قلم بر کاغذ مینشیند، چشمها به گوشها دل میدهند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که تا زمانی که من در این وضعیت بودم، نه تو چیزی از آن دیدهای و نه من چیزی از آن شنیدهام.
هوش مصنوعی: کسی که حقیقت را میگوید، مانند نامهٔ یحیی است یا در زمانی که شفا میآورد، شبیه دم عیسی میباشد.
هوش مصنوعی: وقتی پردهٔ شگفتیها کنار رفت، هیچ نشانهای از آن صفت شگفتانگیز شنیده نشد.
هوش مصنوعی: قلم او بیشتر از کوثر بخشنده است و نمای او زیباتر از خبر دادن است.
هوش مصنوعی: قلم او مانند یک دریا در تجارت جهانی است که کشتیها و بادها را به هم مرتبط میکند.
هوش مصنوعی: جایگاه و منبع او نتیجهی دیدهها و شنویدههای من است و دریچهای برای ورود به درون من به حساب میآید.
هوش مصنوعی: روح نیک او با گفتارش گره خورده و او بندهای از زمانهای نو است که در دنیای قدیم رشد کرده است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دنیا وجود دارد و شب و روز برقرار است، علم و دانش همیشه در دسترس و مفید خواهد بود.
هوش مصنوعی: جهان به واسطه علم او همیشه روشن است، و دی ماه برای او زیباتر از نوروز است.
هوش مصنوعی: دنیا و دین تحت اطاعت او هستند و او برادر سرزمین دنیاست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.