گنجور

شمارهٔ ۴۹

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات
 

چه ممسکی که ز جود تو قطره‌ای نچکد

اگر در آب کسی جامهٔ تو برتابد

به مجلسی که تو باشی ز بخل نگذاری

که رادمردی از آن صدر نیکویی یابد

به ابر برشده مانی بلند و بی‌باران

کدام زایر و شاعر سوی تو بشتابد

کو خود نباری و بر هیچ خلق نگذاری

مر آفتاب فلک را که بر کسی تابد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ویرایش جدید ساغر