گنجور

شمارهٔ ۱۰۹

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات
 

چو خواهم کرد زرق و هزل و ریواس

نخواهم نیز عاقل بود و فرناس

مرا چون نیست بر کس هیچ تفضیل

چه خواهم کرد زهد و فضل عباس

بیاور طاس می بر دست من نه

به جای چنگ بر زن طاس بر طاس

قرین و جنس من خمار و مطرب

بسنده‌ست از همه اقران و اجناس

مرا باید خراباتی شناسد

خطیب و قاضیم گو هیچ مشناس

می است الماس و گوهر شادمانی

نگردد سفته گوهر جز به الماس

می و معشوق را بگزین به عالم

جز این دیگر همه رزق است و ریواس

چه خواهم برد از دنیا به آخر

دلی پر حسرت و یک جامه کرباس

چه گویید اندرین معنی که گفتم

اجیبوا ما سالتم ایها الناس

رفیقا جام می بر یاد من خور

که زیر آسیای غم شدم آس

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام