گنجور

غزل شمارهٔ ۴۱

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای پر در گوش من ز چنگت

وی پر گل چشم من زرنگت

هنگام سماع بر توان چید

تنگ شکر از دهان تنگت

چون چنگ به چنگ بر نهادی

آید ز هزار زهره ننگت

چون شوخ نه ای بسان نرگس

کی باده دهد چو باد رنگت

هم صورت آهویی به دیده

زنیست تکبر پلنگت

در صلح چگونه‌ای که باری

شهریست پر از شکر ز جنگت

ای چشم خوشت مرا چو دیده

یک روز مباد آژرنگت

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ویرایش جدید ساغر