گنجور

غزل شمارهٔ ۲۹۴

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

جانا نخست ما را مرد مدام گردان

وانگه مدام در ده مست مدام گردان

بر ما چو از لطافت مل را حلال کردی

بر خصم ما ز غیرت گل را حرام گردان

دارالغرور ما را دارالسرور کردی

درالملام ما را دارالسلام گردان

خامند و پخته مانا تو دو شراب داری

در خام پخته گردان در پخته خام گردان

ناهید زخمه‌زن را از لحنه سیر کردی

بهرام تیغ‌زن را از جام رام گردان

ما را به نام خود کن زان پس چنانکه خواهی

یا هوشیار دفتر یا مست جام گردان

اکنون که روی ما را از غم چو کاه کردی

از عکس روی می را بیجاده فام گردان

خواهی که نسر طایر پران به دامت افتد

از جزع دانه کردی از مشک دام گردان

گمنام کرد ما را یک جام بادهٔ تو

در ده دو جام دیگر ما را چو نام گردان

از ما و خدمت ما چیزی نخیزد ای جان

هم تو بنا نهادی هم تو تمام گردان

خواهی که گر سنایی گردد سمایی از عز

پیش غلام و دربان او را غلام گردان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام