گنجور

غزل شمارهٔ ۲۴۲

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای یار سر مهر و مراعات تو دارم

ای دولت دل خدمت و طاعات تو دارم

طاعات و مراعات ترا فرض شناسم

جان و دل و دین وقف مراعات تو دارم

حاجات تو گر هست به جان و دل و دینم

جان و دل و دین از پی حاجات تو دارم

یک بار مناجات تو در وصل شنیدم

بار دگر امید مناجات تو دارم

هر چند به بد قصد کنی جان و سر تو

گر هیچ به بد قصد مکافات تو دارم

گر صومعهٔ خویش خرابات کنی تو

من روی همه سوی خرابات تو دارم

ششدر کن و شهمات ببر جان و دل من

کاین هر دو بر ششدر و شهمات تو دارم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام