گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۵

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

زلف چون زنجیر و چون قیر ای پسر

یک زمان از دوش برگیر ای پسر

زان که تا در بند و زنجیر توایم

از در بندیم و زنجیر ای پسر

عرصه تا کی کرد خواهی عارضین

چون گل بی خار بر خیز ای پسر

هر زمان آیی به تیر انداختن

هم کمان در دست و هم تیر ای پسر

زان که چشم بد بدان عارض رسد

زود در ده بانگ تکبیر ای پسر

آن لب و دندان و آن شیرین زبان

انگبین‌ست و می و شیر ای پسر

جست نتواند دل از عشق تو هیچ

جست که تواند ز تقدیر ای پسر

پای بفشارد سنایی در غمت

تا به دست آیی به تدبیر ای پسر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام