گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۶

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مردمان دوستی چنین نکنند

هر زمان اسب هجر زین نکنند

جنگ و آزار و خشم یکباره

مذهب و اعتقاد و دین نکنند

چون کسی را به مهر بگزینند

دیگری را بر او گزین نکنند

در رخ دوستان کمان نکشند

بر دل عاشقان کمین نکنند

چون منی را به چاره‌ها کردن

دل بیگانه را رهین نکنند

روز و شب اختیار مهر کنند

سال و مه آرزوی کین نکنند

چون وفا خوبتر بود که جفا

آن کنند اختیار و این نکنند

بر سماع حزین خورند شراب

لیک عاشق را حزین نکنند

زلف پر چین ز بهر فتنهٔ خلق

همچو زلف بتان چین نکنند

اینهمه می‌کنی و پنداری

که ترا خلق پوستین نکنند

مکن ای لعبت پری‌زاده

که پری‌زادگان چنین نکنند

همه شاه و گدا و میر و وزیر

بهر دنیا به ترک دین نکنند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام