جان برادر، فدای قلب فکارت
خوب تسلی دهی به خواهر زارت
از وطنت کوفیان به کوفه کشیدند
تا بنمایند جان خویش نثارت
حال خدنک ستمگری به کمانها
آخر دارند جمله قصد شکارت
هر چه نهاد آسمان مرا به جگر داغ
از غم مرگ رسول و جد کبارت
رفت ز دستم برادر و پدر من
داشت تسلی دلم ز ماه عذارت
هر که به من میرسید گفت که زینب
هست حسین گرچه نیست خویش و تبارت
حال که بینم تو هم به مثل عزیزان
شوق شهادت ز دل ربوده قرارت
پیشتر از آنکه همره تو در این دشت
آیم و بینم به این بلیله دچارت
کاش که میمردم و ندیمی اینسان
بیکس و مظلوم و بیبرادر و یارت
اصغر و عباس و اکبرت همه خفتند
بیسر و بیدست و غرق خون به کنارت
این همه دشمن در این زمینه بلاخیز
کز همه سو بستهاند راه فرارت
چون تو روی بعد خویش بر که سپاری
دختر کان غریب و زار و نزارت
من که زنی بیش نیستم چه توان کرد
عترت آواره ز شهر و دیارت
همره اطفال تو روم سوی کوفه
یا که بمانم برای دفن مزارت
فخر تو بس (صامتا) به روز قیامت
گر که عزادار خود کنند شمارت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از زبان زینب، خواهر امام حسین (ع)، بیانگر احساسات عمیق او پس از واقعه عاشورا است. زینب در این شعر از جان فدای برادرش حسین و نگرانیهایش درباره وضعیت او و دیگر یارانش ابراز ناراحتی میکند. او به یاد کسانی میافتد که در این جنگ جان خود را از دست دادهاند و از مظلومیت و بیکسی خویش مینالد. زینب همچنین به فکر آینده و مسیری که باید طی کند، میافتد و از ناامیدیاش به خاطر فقدان حمایت برادر و دیگر عزیزانش سخن میگوید. در نهایت، او به افتخار حسین در روز قیامت اشاره میکند و نگران آیندهای است که در آن باید به تنهایی با حوادث روبرو شود.
هوش مصنوعی: برادر عزیز، جانم فدای تو، تو با محبت و دلگرمیات میتوانی خواهر ناراحت را آرامش ببخشی.
هوش مصنوعی: از سرزمین خودت، کوفیان تو را به کوفه آوردهاند تا جان خود را فدای تو کنند.
هوش مصنوعی: حالتهای ناخوشایند ستمگران در نهایت برای تیرها و کمانها به پایان میرسد، زیرا همه آنها در پی شکار تو هستند.
هوش مصنوعی: هر چیزی که آسمان به من داده، به دل من با حسرت و درد از غم مرگ پیامبر و جد بزرگت همراه است.
هوش مصنوعی: برادر و پدرم از دستم رفتند و تنها چیزی که دلم را تسلی میدهد، زیباییها و ماهروئی توست.
هوش مصنوعی: هر کس که به من میرسید، میگفت زینب حسین را میشناسد و به او وابسته است، هرچند که از نظر نسب و خانواده، ارتباطی با او ندارد.
هوش مصنوعی: حالا که میبینم تو هم همانند عزیزان، اشتیاق شهادت از دل و قرار را گرفتهای.
هوش مصنوعی: قبل از این که به این دشت بیایم و تو را ببینم، از مشکلات و سختیهایی که دچارش شدهای، باخبر شدهام.
هوش مصنوعی: ای کاش که من میمردم و نمیدیدم کسی را که اینگونه تنها، بیدفاع، و بدون یار و برادر باشد.
هوش مصنوعی: اصغر و عباس و اکبر همه در کنار تو خوابشان برده است، بدون سر و دست و در خون غوطهور.
هوش مصنوعی: در این شرایط خطرناک، دشمنان زیادی وجود دارند و از تمام نقاط راه فرار را برای تو مسدود کردهاند.
هوش مصنوعی: چرا که وقتی به چهرهات نگاه میکنم، دلنگران میشوم که دل این دختر غریب و بیچاره را به کجا میسپاری؟
هوش مصنوعی: من که تنها یک زن هستم، چه کاری از دستم برمیآید در حالی که خانوادهام به دور از وطن و شهر خود آوارهاند؟
هوش مصنوعی: من همراه کودکانت به سوی کوفه میروم، یا اینکه برای دفن آرامگاهت بمانم.
هوش مصنوعی: افتخار تو در روز قیامت کافی است، اگر حساب تو را نگه دارند و به یاد تو عزاداری کنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
الحذر ای مدعی العموم که دزدی
شرط قضا شد چو در نماز طهارت
خاصه به عدلیه کز قضا نبرد کام
هر که ندارد به صید و کید مهارت
قاضی عدلیه آنکس است که باشد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.