گنجور

بخش ۹۸ - رباعی

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » جمشید و خورشید
 

چون گل دهنی زمانه پر خنده نکرد

کش باز به خون جگر آکنده نکرد

چون غنچه گل دمی دلی جمع نگشت

کایام هماندمش پراکنده نکرد

ملک چون عکس تاج افسری یافت

زجای خود به استقبال بشتافت

ز جای خود نرفت و رفت از جای

چو دامن بوسه اش می داد بر پای

به آغوش اندر آورد افسرش مست

گرفتش سیب سیمین بر کف دست

لبان و مشک و شهد و می به هم دید

می مشکین ز شیرین شهد نوشید

به زیر بید بن می دید خورشید

ز غیرت شد تنش لرزان تر از بید

ملک گفت: « از کجا ای سرو نامی

به اقبال و سعادت می خرامی؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام