قلم دگر به زبان حرف آشنا دارد
گلی به فرق خود از نعت مصطفی دارد
گلی در آب گرفته ست خامه کز رنگش
گمان بری که مگر پای در حنا دارد
در دهان بجز از حرف نعت او بستم
درین قفس همه صیاد ما هما دارد
سخن ز کوتهی خود به وصفش از نقطه
سر بریده ی خود را به زیر پا دارد
ز آسمان بطلب یارسول، کین سلیم
که دانه شکوه ای از دور آسیا دارد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش و نعت پیامبر اسلام میپردازد و عشق ورزی خود به او را با زیبایی و عشق طبیعی گل مقایسه میکند. او بیان میکند که کلام او رنگ و بویی از محبت پیامبر دارد و تلاش میکند تا در سخنانش، فقط از نعت آن حضرت سخن بگوید. شاعر از خود ناامید است و احساس کوتاهی میکند، اما همچنان در جستجوی یاری از پیامبر است تا او را از غمها رها سازد. در نهایت، فریاد او به آسمان میرسد و خواستهاش را از پیامبر مطرح میکند.
هوش مصنوعی: قلم دیگر سخنانی را میزند که با آن آشناست و گلی که بر سر دارد، نشانی از ستایش پیامبر (مصطفی) را بر خود دارد.
هوش مصنوعی: گلی در آب شناور است که رنگش باعث میشود گمان کنی شاید پایش را در حنا رنگ کردهاند.
هوش مصنوعی: من در این قفس از هرگونه گفت و گویی جز تعریف و تمجید او خودداری کردهام، چرا که در این جا همه چیز به دست اوست و ما تحت تأثیر او هستیم.
هوش مصنوعی: انسانی که به محدودیتهای خودش آگاه است، در تلاش است تا این نقص را در بیاناتش بیان کند و از آن فراتر برود.
هوش مصنوعی: از آسمان یاری بخواه ای پیامبر، زیرا که دانهای از گندم در دوردست آسیا دارد که بهشتی و خوشبویی آن را از خود سلب کرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در این زمانه خوشش باد اگر غمی دارد
ز فوت وقت هر آن دل که ماتمی دارد
ببند چشم و دهن را از دیدن و گفتن
غمین مباش که هر زخم مرهمی دارد
کسی که ساخت به بیش و کم توکل و حرص
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.