خروش فتنهای از روزگار میآید
چو بانگ سیل که از کوهسار میآید
صفای دل طلبی، چشم از جهان بربند
که رخنهایست کز اینجا غبار میآید
ز چوب عود بود کشتی فناطلبان
که هرچه غرق شود زان، به کار میآید
جنون ز سبزهٔ خط تو در سرم گل کرد
که از خزان تو بوی بهار میآید
گرم به وصل رساند سلیم، نیست عجب
که هرچه گویی ازین روزگار میآید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به فرا رسیدن فتنهای از روزگار اشاره میکند که مانند صدای سیل از کوهها به گوش میرسد. او از شنوندگان میخواهد که برای دستیابی به صفای دل، از دنیای پُر اشتباه چشم بپوشند، زیرا این دنیا باعث میشود که غبار بر زندگی آنها نشسته و در آن رخنه ایجاد شود. همچنین، کشتی فناطلبان با چوب عود ساخته شده و هر چیزی که در این مسیر غرق شود، به کار میآید. شاعر به عشق و جنون ناشی از زیبایی معشوق نیز اشاره کرده و میگوید که خط معشوقش او را مملو از حس نشاط و بهاری کرده است. در پایان، اشاره میکند که اگر کسی به وصال معشوق برسد، این امر شگفتانگیز نیست، چون هر چیزی در این روزگار چنین تاثیری دارد.
هوش مصنوعی: دنیای پرچالش و مشکلاتی به وجود میآید که مانند صدای سیل در کوهها به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به آرامش دل، باید از دنیا و مشغلههایش چشمپوشی کنی، چرا که اینجا دلیلی برای دخالت و کدورت وجود دارد.
هوش مصنوعی: کشتی فنای انسانها از چوب عود ساخته شده است؛ بنابراین هر چیزی که به زیر آب برود، برای این کشتی مفید خواهد بود.
هوش مصنوعی: دیوانگی من از زیبایی خط تو سبز شده است، به طوری که از پاییز تو عطر بهار میوزد.
هوش مصنوعی: اگر سلیم به وصال برسد، عجیب نیست که هرچه درباره این روزگار بگویی، حقیقت دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مساعی تو در ابطال عمر فرسایی
خلاف قاعدۀ روزگار می آید
تویی که کام دل آرزو و زفیض کفت
بخلق بی جگر و انتظار می آید
شراب را که دهی چاشنی زآب حیات
[...]
ز باد بویِ عرق چینِ یار میآید
خصوص آن که نسیمِ بهار میآید
چو سر ز جیبِ عرق چین برآورد گویی
نسیمِ خلد ز دار القرار میآید
کدام آهویِ مشکین که در رکاب ِبهار
[...]
بیا نظاره کن، ای دل که یار میآید
ز بهر بردن جان فگار میآید
فراز مرکب ناز و سوار در عقبش
هزار شیفته بیقرار میآید
رسید نازک من، ای نظارگی، زنهار
[...]
بنوش باده که فصل بهار میآید
نوید خرمی از روزگار میآید
ز ابر قطرهٔ آب حیات میبارد
ز باد نفخهٔ مشک تتار میآید
برای رونق بزم معاشران لاله
[...]
رسید مژده دولت یار میآید
چو مه به قلهٔ گردون سوار میآید
به ابروی چو کمان تیر غمزه پیوسته
گمان برم که به عزم شکار میآید
فتاده در پی او صد هزار دل چو سپاه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.