از جهان هرکه چو ما خرقه بدوشان گذرد
چشم بر هم نهد از سرمه فروشان گذرد
اجل آید به سرم هردم و نومید رود
چون سخن چین که به اطراف خموشان گذرد
چاره ی آفت ایام، تجرد نکند
سیل اینجا ز سر خانه بدوشان گذرد
برگی از جلوه ی حسنت به چمن خالی نیست
همچو یوسف که به آیینه فروشان گذرد
آمد از دیدن حالم به فغان عشق، سلیم
چون به ویرانه رسد سیل، خروشان گذرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساسات عمیق خود میپردازد و از گذر زمان و حوادث زندگی سخن میگوید. او از تأثیرات عشق میگوید که همچون سیلی خروشان به دلش نفوذ میکند و روح او را تحت تأثیر قرار میدهد. همچنین، به بیان یأس و ناامیدی ناشی از گذر ایام میپردازد و مرگ را به عنوان حقیقتی اجتنابناپذیر معرفی میکند. در نهایت، روح و عشق شاعر را در ویرانی وجودش به تصویر میکشد و ترکیب زیبای غم و عشق را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: هر کسی مانند ما که ردای درویشی بر دوش دارد، وقتی از دنیا عبور کند، چشمانش را بر سرمهفروشان میبندد.
هوش مصنوعی: مرگ همیشه در حال نزدیک شدن به من است و ناامیدانه میرود، مانند سخنچینی که در اطراف سکوتکنندگان میچرخد.
هوش مصنوعی: ما باید برای مشکلات و سختیهای زندگی چارهای بیندیشیم؛ زیرا طوفان و بلاها هیچگاه به خانهنشینان رحم نمیکنند و به راحتی از کنارشان میگذرند.
هوش مصنوعی: هیچ چیز نمیتواند زیبایی تو را در چمنزار خالی پنهان کند، همانطور که یوسف هرگز در آینهای که در دست دیگری است، ناپدید نمیشود.
هوش مصنوعی: عشق از دیدن حال من به شدت نگران و ناراحت شده است، مانند سیل خروشان که وقتی به ویرانهای میرسد، به سرعت و با قدرت میگذرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.