بوالهوس! با عشق خوبان این قدر امساک چیست
گر ز جان نتوان گذشتن، می توان از دل گذشت
مگذر از مستی که در این وادی پرانقلاب
آفت رهزن نبیند هر که او غافل گذشت
ناخنت از کار رفت و وانشد از زر گره
زحمت بیهوده، ای منعم مکش سایل گذشت
عشقم از بس بسته راه جلوه ی او را سلیم
عزم هرجا کرد آن بدخو، مرا از دل گذشت
سیر و دورم بر مراد از طالع ناساز نیست
مرغ بسمل گر پر و بالی زند پرواز نیست
هرچه در دل پرتو اندازد، ظهوری می کند
گر به معنی بنگری، آیینه صورت باز نیست
پنبه در گوش است ما را از حدیث انجمن
نشنود حرف کسی را هر که او غماز نیست
برنمی آید ز دست هرکسی رسم کرم
شیوه ی همت درین دوران، کم از اعجاز نیست
مطلب از بیش و کم دنیا اگر خرسندی است
از سلیمان هیچ فرقی تا کبوترباز نیست
پیش گل نتوان حدیث روی او گفتن سلیم
هر که گوشی پهن سازد، محرم این راز نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و دوری از آن میپردازد و از بیحوصلگی و تنهایی خود سخن میگوید. او از دشواریهای عشق و احساساتش میگوید؛ اینکه چگونه عشق به خوبان او را به خود مشغول کرده و نمیتواند از آن بگذرد. شاعر به مستی و غفلت اشاره میکند و میگوید که کسانی که غافلند، از مشکلات و چالشهای زندگی غافل میمانند. همچنین، او به بیهودگی تلاشها و سختیهای زندگی اشاره کرده و میگوید که دلبستگی به دنیا و سختیهای آن اگر بخواهد خوشبختی به ارمغان نیاورد، تفاوتی با بیفایده بودن ندارد. در پایان، او به سختی در بیان احساسات و رازهای عشق میپردازد و میگوید که تنها کسانی که به درک عمیقتری از عشق برسند، میتوانند به درستی در مورد آن سخن بگویند.
هوش مصنوعی: ای فرد بیخبر! چرا در عشق خیرخواهان اینقدر احتیاط میکنی؟ اگر نمیتوانی از جان خود بگذری، دستکم از دل و احساساتت بگذر.
هوش مصنوعی: از شگفتیهای این دنیا بگذر و به حال مستی خود توجه نکن، زیرا در این محیط آشوبزده، هر کسی که بیتوجه و غافل عبور کند، ممکن است به مشکلات و خطرات برخورد کند.
هوش مصنوعی: ناخن تو از کار افتاد و زر را به گرههای زحمت بیهوده بستهای، ای بخشنده، درخواست و نیاز من را نادیده مگیر.
هوش مصنوعی: عشق من به خاطر جلوههای او بسیار قوی شده است، به طوری که هر جا که آن شخص بدخلق بخواهد برود، من از دل خود فراموشش میکنم.
هوش مصنوعی: من در جستجوی آرزوهایم هستم، اما چالشهای سرنوشت مانع میشوند. مثل مرغ مجروحی که اگرچه تلاش میکند پرواز کند، اما به خاطر نداشتن بال قادر به پرواز نیست.
هوش مصنوعی: هر چیزی که در دل انسان پرتو انداخته شود، در دنیا به شکلی نمایان میشود. اما اگر به دقت نگاه کنی، این تصویر تنها انعکاسی از درون است و واقعیت نیست.
هوش مصنوعی: ما در حال حاضر توجهی به صحبتهای دیگران نداریم و چیزی از گفتگوهای گروه نمیشنویم، مگر اینکه کسی از رازهای دوستان پردهبرداری کند.
هوش مصنوعی: در هر زمان، انجام کارهای نیک و بزرگ، خصوصاً از سوی افرادی که توانایی و شخصیت لازم را ندارند، به اندازه معجزه دشوار و شگفتانگیز است.
هوش مصنوعی: اگر در دنیا از زیاد و کم آن راضی باشی، فرقی نمیکند که مقام تو مانند سلیمان باشد یا حتی یک کبوترباز، زیرا راضی بودن مهمتر از وضعیت اجتماعی است.
هوش مصنوعی: نمیتوان در حضور گل، از زیبایی چهرهاش صحبت کرد. فقط کسی که دلش آماده و گوشش پذیرای این راز باشد، به درک این زیبایی نائل میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هیچ جایی از ستاره روز روشن نیست نور
زین ستاره روز را چندانکه خواهی نور هست
شیخ الاسلام و جمال دین و مفتی المشرقین
سیف حق تاج خطیبان شمع شرع اقضی القضات
قوله، (ص) «بعثت بجوامع الکلم، و لأتمم مکارم الاخلاق».
مهره کس را ندید اندر همه دریای مهر
تا نقاب از چهره جان مقدّس برگرفت
هر که صاحب دیده بود آنجا دل از جان در گرفت
ای فلک قدری که شمس دین و دین دولتی
دولت تو دولت دنیا و دین و دولت است
از علو همت تو آسمان را غیرت است
وز جمال طلعت تو مشتری را خجلت است
گر جمال ملتی، شاید که اخلاق تو را
[...]
بی تو ای آرام جان یک ساعتم آرام نیست
وز تو ام حاصل به جز هجران نافرجام نسیت
گر من از آشفتگی شوری کنم معذور دار
هر که را دل بر سر آتش بود ارام نیست
دوزخی در سینه دارم زاتش هجران و دل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.