یاران حذر از بلای نوبه
از جور تب و جفای نوبه
یک شب نکند خلاف وعده
شرمنده ام از وفای نوبه
لرز است و تب و عرق، ندارم
کار دگری ورای نوبه
کاغذ به جهان گرانبها شد
از بس خوردم دعای نوبه
باقی نگذاشت در تنم جان
جان است مگر غذای نوبه؟!
خورده است مرا و سیریش نیست
گرد سر اشتهای نوبه
می باید شست دست از جان
هر جا که رسید پای نوبه
باشد به حیات امیدواری
در هر مرضی سوای نوبه
بیگانگی از حیات باید
آن را که شد آشنای نوبه
خود دوزخ وزمهریر بادا
در روز جزا جزای نوبه
چون عزرائیل هرگه آید
لرزم به خود از لقای نوبه
از مار سیه چنان نترسم
کز افعی جانگزای نوبه
از بهر عیادتم به بالین
تب می رسد از قفای نوبه
غیر از تب جانگزا چه زاید
از مادر رنج زای نوبه
روزی به طبیب چاره اندیش
گفتم چه بود دوای نوبه؟
گفت از من بینوا چه پرسی؟
داروی گرانبهای نوبه
انفاس مقدس صباحی است
درمان تب و شفای نوبه
عیسی نفسی که از دمش به
افسون نبود برای نوبه
ای از دم عیسویت درمان
هر دردی را چه جای نوبه
پیشوای تو مهر و با تب
لرزان چو من ابتدای نوبه
وز شرم کف تو در عرق غرق
دریا چو من انتهای نوبه
ای صاحب مهربان چه پرسی؟
حال من و ماجرای نوبه
دور از تو به جان رسیده کارم
از مبرم بی حیای نوبه
در نوبه ام و ردیف شعرم
شد نوبه ز اقتضای نو به
انصاف تو سازدم گر آزاد
از رنج تب و عنای نوبه
مدح تو و ذم نوبه باشد
وردم پس از انقضای نو به
تا روح دهد شراب صحت
تا جان کاهد بلای نو به
احباب تو را مزاج سالم
اعدای تو مبتلای نوبه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره رنج و دردی است که شاعر به دلیل نوبه (بیماری) متحمل میشود. او از تب و عرق کردن ناشی از این بیماری صحبت میکند و به وفاداری و شرم خود اشاره میکند که نمیتواند وعدهاش را به یارانش عملی کند. شاعر به احساس بیکسی و ناامیدی ناشی از بیماری خود اشاره میکند و از درمانهای ممکن سؤال میکند، اما پزشک نمیتواند کمکی به او کند. او حس میکند که رابطهاش با زندگی و امید کاهش یافته و از درد بیماری خود رنج میبرد. در نهایت، شاعر به دعا و رحمت خداوند و چارهجویی برای بهبودی اشاره میکند و بر تداوم رنج و آزار ناشی از این بیماری تأکید دارد.
هوش مصنوعی: دوستان، از خطرات و آسیبهای ناشی از ظلم و بیمحلی این زمان بپرهیزید.
هوش مصنوعی: شبی نباشد که وعدهام را نقض کنم، از بر وفاداری همیشه شرمندهام.
هوش مصنوعی: بیماری و تب دارم و عرق میزنم، جز این حالت دیگر کار یا مشغلهای ندارم.
هوش مصنوعی: به خاطر دعاهای مکرر و مستمر، ورق و کاغذ برای من به ارزش و اهمیت خاصی رسید.
هوش مصنوعی: در وجود من هیچ چیزی نمانده است، فقط جان و زندگیام باقی مانده است که آیا این هم تنها به خاطر غذای نوبتی است؟
هوش مصنوعی: مرا در خود گرفته و حسی از سیری ندارد، در دور و برم فقط اشتیاقی تازه و بیپایان حس میشود.
هوش مصنوعی: باید از هر مکانی که به آنجا رسیدی، نسبت به زندگی و وابستگیهایش دست بکشی و رهایی یابی.
هوش مصنوعی: در هر شرایطی و حتی در سختترین بیماریها، امیدواری به زندگی و بهبودی همواره وجود دارد، جز در لحظات بحرانی و ناامیدکننده.
هوش مصنوعی: اگر کسی به زندگی و دنیای جدیدی آشنا شود، باید از بیگانگی و دوری از آن دوری کند و خود را با آن هماهنگ کند.
هوش مصنوعی: در روز قیامت، عذاب و تندی سرد، همانند دوزخ خواهد بود.
هوش مصنوعی: هر بار که فرشتۀ مرگ نزدیک میشود، از دیدن او میترسم و از این ملاقات وحشت میکنم.
هوش مصنوعی: از مار سیاه آنقدر نمیترسم که از افعی خطرناک و زهرآلود میترسم.
هوش مصنوعی: به خاطر عیادت من، بیماری به سراغم میآید.
هوش مصنوعی: غیر از تب جانکاه، چه چیزی از مادر رنجکش زاده میشود؟
هوش مصنوعی: یک روز به پزشک حاذق گفتم که درمان حملات ناگهانی چیست؟
هوش مصنوعی: از من بیچاره چه سوالی میکنی؟ داروی بینظیر و گرانبها.
هوش مصنوعی: نسیمهای مقدس صبحگاهی، دارویی برای تب و درمانی برای بیماری است.
هوش مصنوعی: سخن دربارهٔ شخصی است که دارای قدرتی فوقالعاده و تأثیرگذار است و نفسی دارد که میتواند به طور شگفتآور بر دیگران تأثیر بگذارد و آنها را مجذوب خود کند. توانایی او به قدری قوی است که در مورد نوبت و زمان نیز تأثیرگذار است.
هوش مصنوعی: ای کسی که با دم مسیحاییات هر دردی را درمان میکنی، چه نیازی به نوبه هست؟
هوش مصنوعی: پیشوای تو همچون خورشید درخشان است و من که با تب و تابی لرزان مواجه هستم، در آغاز این دوره قرار دارم.
هوش مصنوعی: با شرم دست تو در عرق مانند من در دریا غرق است، اما من به انتهای نوبت خود رسیدهام.
هوش مصنوعی: ای دوست مهربان، از حال من و داستانی که برایم پیش آمده سوال نکن.
هوش مصنوعی: بخاطر دوری از تو، اوضاع برای من بسیار دشوار شده و احساس ناامیدی میکنم.
هوش مصنوعی: در دورهای قرار دارم که به خاطر تازه بودن حال و هوای شعرم، ویژگیهای جدیدی به آن افزوده شده است.
هوش مصنوعی: اگر به دور از درد و نگرانىهاى دلتنگى میتوانستم انصاف و عدالت تو را ببینم، همه چیز را به گونهاى دیگر تنظیم میکردم.
هوش مصنوعی: مدح و ستایش تو یک روال ثابت من است و پس از گذر زمان و تغییرات، همیشه بر این رویه باقی میمانم.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که نوشیدن شراب سلامت میتواند روح و جان را تقویت کند و باعث شود که انسان از مشکلات و بلایای جدید دور بماند و آنها را کمتر احساس کند.
هوش مصنوعی: دوستان تو، از حال خوب و سلامتی برخوردارند، اما دشمنانت در درد و مشکل غرق شدهاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.