گنجور

 
صغیر اصفهانی

دیده من غیر دیدار علی جوید نجوید

یا زبانم غیر اوصاف علی گوید نگوید

دست من غیر از کتاب مدح او گیرد نگیرد

پای من غیر از طریق عشق او پوید نپوید

مزرع جانم که آب آن بود از جوی رحمت

اندر آن غیر از گیاه مهر او روید نروید

ذوق مهرش کی چشد بیگانه بگذر زین توقع

این گل خوشبوی را جز آشنا بوید نبوید

ز استماع مدحش افشان اشک شوقی گر توانی

آب دیگر نامه عصیان ما شوید نشوید

دایه لطفش دهد شیر عنایت طفل دل را

جز به شوق آن لبن طفل دلم موید نموید

آن‌که خواهد مأمنی جوید صغیر اندر دو عالم

به ز درگاه امیرالمومنین جوید نجوید

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
فیاض لاهیجی

هر که مشتاق تو باشد گِل به سر دارد نشوید

هر که را در دل تو باشی گُل به کف دارد نبوید

هر کجا قدّ تو باشد سرو را قمری نخواهد

هر کجا روی تو باشد حرف گل بلبل نگوید

گل اگر روی تو بیند اینقدر بر خود نچیند

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه