در سعادت زعفرا نیک اختری
مر مرا در هر دو عالم یاوری
هرکه دارد حد خود را بی دروغ
هست در فطرت سعید و با فروغ
یار ما باشند اشیاء پس تمام
زآنکه باشد هرکه را حد و مقام
وز حد خود هم تعدی ناورند
پس به حد خویش ما را یاورند
جز بنی آدم که غیر قانعند
جمله اشیاء در حد خود واقعند
حد آدم چون بود ز اشیاء فزون
زآن رود از حد خود هر دم برون
هست این تکلیف خود حد بشر
چون نهاد او را جماد است ای پسر
بل جماد اندر حد خود قائم است
حد آدم چون ندارد سالم است
وآدم ار بیرون رود از حد خویش
از سعادت بهره ای نبود جویش
حد آدم بندگی و طاعت است
واستقامت در صراط وحدت است
ور تو گویی این برون از وسع ماست
هم سعادت هم شقاوت از خداست
پس تو را تکلیف لغو است و سقیم
سر زند هرگز کجا لغو از حکیم
گر تو بودی در عمل بیاختیار
کی تو را تکلیف بود از کردگار
غیر هفتاد و دو تن در کربلا
کس نبود ار قابل امر خدا
العیاذ باﷲ آن سلطان دین
لغو میکردی تمنّا پس معین
هم عدو در قتل شه مجبور بود
پس مؤاخذ نیست چون معذور بود
صاحب این اعتقاد آن گشته است
کاعوجاج او ز حد بگذشته است
هین برو زعفر که حد جن نی است
آنچه آدم داند و حد وی است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، زعفر جنی به بررسی مفهوم حد و مقام در عالم میپردازد. او اشاره میکند که هر موجودی بر اساس حد و جایگاه خود، میتواند در عالم وجود نیکی و سعادت را تجربه کند. او تأکید میکند که انسانها، در مقایسه با دیگر موجودات، در بسیاری از موارد از حد خود خارج میشوند و این باعث بروز مشکلات و ناکامیها میشود. زعفر همچنین اشاره میکند که بندگی و طاعت، حد طبیعی انسان است و هرگونه خروج از آن، موجب شقاوت میگردد. در انتها، او به مفهوم تقدیر و مختاری در انجام اعمال اشاره میکند و بیان میکند که هیچ موجودی در برابر خواست خدا معاف از مؤاخذه نیست.
هوش مصنوعی: در خوشبختی من، زعفران نیکوست و من را در هر دو جهان، یاری میدهد.
هوش مصنوعی: هر کس که در زندگیاش مرزها و اصول خود را به درستی رعایت کند و از دروغ دوری کند، دارای طبیعتی خوش و روشن است.
هوش مصنوعی: دوست ما هر چیزی است که وجود دارد، زیرا هر چیز جایگاه و ارزشی دارد که به آن تعلق میگیرد.
هوش مصنوعی: اگر انسانها از مرزهای خود فراتر نروند، پس ما هم به مرزهای خود احترام میگذاریم و برای یکدیگر پشتیبانی خواهیم بود.
هوش مصنوعی: تنها انسانها هستند که نمیتوانند به آنچه دارند راضی باشند، در حالی که سایر موجودات و اشیاء طبق میزان و جایگاه خود در دنیا زندگی میکنند و با وضعیت خود کنار آمدهاند.
هوش مصنوعی: حد و مرز انسان بیشتر از سایر اشیاء است و به همین خاطر، او هر لحظه از این مرز فراتر میرود.
هوش مصنوعی: این وظیفهای که برای انسان تعیین شده، از حدود تواناییهای او فراتر نمیرود، زیرا او مانند یک موجود بیجان است، پسرم.
هوش مصنوعی: جماد، یعنی چیزهای بیجان و غیرمتحرک، در مرز و محدودیتهای خود ثابت و پابرجا هستند. اما آدمی، به دلیل نداشتن حدود مشخص و معین، در وضعیتی نامتعادل و ناکام به سر میبرد.
هوش مصنوعی: اگر آدم از حد و مرز خود خارج شود، به سعادت نخواهد رسید و نمیتواند آن را دریابد.
هوش مصنوعی: حد و مرز انسان در مسیر بندگی و اطاعت از خداوند است و پایبندی به راهی که به وحدت و یگانگی میانجامد.
هوش مصنوعی: اگر تو بگویی که این موضوع فراتر از توان ماست، بدان که هم سعادت و هم شقاوت از جانب خداوند است.
هوش مصنوعی: پس برای تو هیچگونه وظیفهای درست نیست و هرگز نمیتوانی از حکمت چیزی بیفایده دریافت کنی.
هوش مصنوعی: اگر تو در عمل ناآگاهانه و بدون اراده عمل کنی، پس چگونه میتوانی از خالق خود تکلیفی داشته باشی؟
هوش مصنوعی: در کربلا، تنها هفتاد و دو نفر وجود داشتند که از فرمان خدا پیروی کردند و دیگران نبودند.
هوش مصنوعی: به خدا پناه میبرم، آن پادشاه دین بیفایده و بیهدف میکرد آرزو و تمنای خودش را، پس کسی باید او را یاری کند.
هوش مصنوعی: در این بیت گفته شده که کسی که در کشتن یک شخص مهم نقش داشته، بهخاطر شرایط خاص و اجباراتی که داشت، نمیتوان او را مورد مواخذه قرار داد و نمیتوان او را به خاطر این عمل متهم کرد.
هوش مصنوعی: کسی که به این باور رسیده، به این نتیجه دست یافته که ناهماهنگی و مشکلات او از حدی گذشته است.
هوش مصنوعی: برو و از زعفران دوری کن، زیرا آنجا مرز دیوانگی است. آنچه انسان میداند و مرز شناخت او همین است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.