کرد او را بانگ شه، کای شیر حق
مر که داری عار از زنجیر حق
ور نداری ننگ، مردانه و دلیر
بایدت گشتن به راه حق اسیر
بر اسیرانی تو میرِ قافله
شیر حق را عار نبود سلسله
سلسله عشق است و حقت شیربان
دل بر آن زنجیر خوش کن شیرسان
این اسیری از شهادت سَر بود
زیر تیغت هر دمی صد سر بود
نیست هر کس قابل زنجیر دوست
بر تو این زنجیر شد تقدیر دوست
تو وجود مطلقی دور از گله
ذات پاکت را تعیّن سلسله
کی وجود لا بشرط ای بیگله
گرددش تنگ از تعیّن حوصله
ذات مطلق را تعیّن حوصله است
لا بشرطی لازمش این سلسله است
سلسله معلول و علت شیر بود
پس نشاید شیر بیزنجیر بود
زآنکه علّت منفک از معلول نیست
نزد اهل دانش این مجهول نیست
علّتی تو وین همه معلول توست
وز تو عقل اولین مجعول توست
هر کسی از تو است ذاتش بی خلل
تو به ذات پاک خویشی مستقل
ای علی تا هست جان من به تن
این تعیّن هاست فرع ذات من
چون شوم من کشته، گردد در شهود
این تعیّن ها تو را فرع وجود
گرچه از ذاتت تعیّن مشتق است
لیک ذاتت از تعیّن مطلق است
بعد من خواهی شدن خوار و اسیر
بر تعیّن ها خداوند و امیر
دست و پایت رفت چون در سلسله
کرد باید در تعیّن حوصله
سلسله سرّ تعیّن های توست
کآن ز امر حق به دست و پای تو ست
زین تعیّنها نگردی خُلق تنگ
گردنت را گشت چون او پالهنگ
گر شوی دلگیر زآن قید و اثر
عالم امکان شود زیر و زبر
با تعیّن ها بساز و دم مزن
دم از آنچه پیشت آید هم مزن
تنگ گردد شیر را گر حوصله
درَّد و اندازد از خود سلسله
سلسله تو گر ز دست و پا فتد
چرخ از گردش جهان ز اجزا فتد
سلسله پس لازم ذات تو است
وین تعیّن ها ز اثبات تو است
سلسله چبود تو را بر دست و پا
فرق بعد از جمع در عین بقاء
سلسله چبود تو را نسبت به ذات
آن تعیّن های اسماء و صفات
گرچه این دم از تعیّن برتری
ساعتی دیگر تعیّن پروری
رو به خیمه ای ولیّ ذوالمنم
تا نبینی زیر تیغ دشمنم
ور نِهای آسوده از احوال من
بین به میدان قدرت و اجلال من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شاعری به تعبیر معانی عمیق و فلسفی درباره حق، عشق و تعینات وجود انسان میپردازد. شاعر با صدای سلطان، به یک شیر حق خطاب میکند و او را به پیروی از حق و عشق دعوت میکند. او تأکید میکند که زنجیر و اسیری که از جانب حق است، عاری از ننگ و عیب است و این اسیری، به معنای بندگی خالصانه برای خداوند، افتخاری بزرگ است.
شاعر همچنین به نام علی اشاره میکند و نشان میدهد که ذات مقدس علی و تعینات او، جدا از یکدیگر نیستند. به بیان دیگر، تعینات انسانی فرع بر ذات الهی هستند و ذات مطلق در تعینها بروز میکند. همچنین پیوندی بین علت و معلول وجود دارد و هر چه بر انسان میگذرد، نشاندهنده ذات اوست.
شاعر از خواننده میخواهد تا با تعینات خود بسازد و از قید و زنجیر نترسد، زیرا آنها بخشی از واقعیت وجودی او هستند. او مینویسد که این زنجیرها و تعینات، اسباب تعامل انسان با جهان هستند و نباید موجب ناامیدی شوند. در نهایت، شاعر به قدرت و اجلال الهی در وجود انسان و لزوم درک عمیق این مفاهیم اشاره میکند.
هوش مصنوعی: او را صدا زدند که ای شیر خدا، چرا از زنجیر حق شرمندهای؟
هوش مصنوعی: اگر در زندگی خود شرم و ننگی را احساس نمیکنی، باید با شجاعت و دلیری در مسیر حقیقت پیش بروی و خود را به چالش بکشی.
هوش مصنوعی: بر اسیران تو، فرمانده قافله حق را عار و شرم نیست که به زنجیر باشد.
هوش مصنوعی: رابطهای از عشق وجود دارد که نظر به حق و حقیقت دارد. دل را با خوشی و شادی به این زنجیر محبت متصل کن.
هوش مصنوعی: این شخص که در دام اسارت قرار دارد، هر لحظه زیر تیغ و خطر قرار دارد و در دلش صدهزار آرزو و سر را به دوش میکشد.
هوش مصنوعی: هر کس نمیتواند در زنجیر محبت دوست قرار بگیرد، این زنجیری که بر تو افتاده، به خواست و تقدیر دوست است.
هوش مصنوعی: تو وجودی مطلق هستی، دور از هر نوع نقص و عیب، و ذات پاکت مشخص و ممتاز است.
هوش مصنوعی: اگر موجودی که بیهیچ قید و شرطی است، از محدودیتها و تعینها خسته شود، چه بر سر او میآید؟
هوش مصنوعی: وجود مطلق به گونهای است که ویژگیها و صفاتش به هیچ شرطی وابسته نیست و این ویژگیها اساسساز این سلسله حاکم در عالم وجود است.
هوش مصنوعی: روابط علت و معلول مانند زنجیری به هم متصل هستند، بنابراین نمیتوان بدون رشتههای ارتباطی، تأثیرات و نتایج را در نظر گرفت.
هوش مصنوعی: اینکه علت هر پدیدهای جدای از اثر آن نیست، برای دانشمندان امری روشن و قابل فهم است.
هوش مصنوعی: تو خود علت همه چیز هستی و تمام آنچه که وجود دارد به تو وابسته است. عقل نخستین نیز به واسطه تو به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: هر کس که از تو است، ذات او خالی از نقص و عیب است، و تو به ذات خالص و پاک خودت وابسته و مستقل هستی.
هوش مصنوعی: ای علی، تا زمانی که جان من در این بدن است، این موجودات و نشانهها بخشی از من هستند و وابسته به ذات اصلی من.
هوش مصنوعی: زمانی که من به مرگ میرسم، آنچه را که بر شمایلهای وجود میبینی، برای تو به حاشیه وجود تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: هرچند وجود تو از خاصیتهای مشخصی نشأت میگیرد، اما وجود اصلی تو از حالتی بینهایت و مطلق سرچشمه میگیرد.
هوش مصنوعی: پس از من، تو به ذلت و بندگی خواهی افتاد، گرفتار امور و خواستههای خداوند و حاکم خواهی شد.
هوش مصنوعی: وقتی که تو به درستی و زیبایی در کارها ادامه میدهی و تلاش میکنی، باید صبر و حوصله به خرج بدهی تا به نتیجه مطلوب برسی.
هوش مصنوعی: سلسله رازهایی که ویژه توست، به امر حق به وجود آمده و به تو تعلق دارد.
هوش مصنوعی: از این مشخصات و ویژگیها آزاد نمیشوی، خلق و خوی تو تنگ خواهد شد، مانند گردن کسی که به خاطر سنگینی ضیافتی گرفتار شده است.
هوش مصنوعی: اگر از محدودیتها و تأثیرات این دنیا ناراحت شوی، تمام هستی و واقعیت زیر و رو خواهد شد.
هوش مصنوعی: با واقعیتها و شرایط موجود کنار بیا و درباره چیزهایی که در آینده ممکن است پیش بیاید صحبت نکن.
هوش مصنوعی: اگر شیر از حوصلهاش خارج شود و به خود بیافتد، تنگنظری بیشتری را نشان خواهد داد.
هوش مصنوعی: اگر رشتهی وجود تو از دست و پایت بیفتد، دوران دنیا از گردش باز میماند و از اجزایش متلاشی میشود.
هوش مصنوعی: وجود تو سبب و اساس این نظم و سلسله است، و این ویژگیها نتیجه وجود و اثبات تو هستند.
هوش مصنوعی: تو در زنجیرهای هستی که تو را به دست و پا بسته است؛ این تفاوت را بعد از جمع شدن، در حالی که همچنان حاضر و باقی هستی، حس میکنی.
هوش مصنوعی: رابطه تو با ذات آن وجود نامها و ویژگیها چه شکل و حالتی دارد؟
هوش مصنوعی: هرچند در این لحظه از ثبات و تعیین سخن میگوییم، اما در زمانی دیگر به پرورش و شکلگیری تازهای خواهیم پرداخت.
هوش مصنوعی: به سمت خیمهای حرکت میکنم، اما به خاطر موقعیتم در برابر دشمنان، نگذار ببینی که در چه وضعیتی قرار دارم.
هوش مصنوعی: اگر از وضعیت من آگاهی نداری، به قدرت و عظمت من در میدان توجه کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.