وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسٰاجِدَ اَللّٰهِ أَنْ یُذْکَرَ فِیهَا اِسْمُهُ وَ سَعیٰ فِی خَرٰابِهٰا أُولٰئِکَ مٰا کٰانَ لَهُمْ أَنْ یَدْخُلُوهٰا إِلاّٰ خٰائِفِینَ لَهُمْ فِی اَلدُّنْیٰا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی اَلْآخِرَةِ عَذٰابٌ عَظِیمٌ (۱۱۴) وَ لِلّٰهِ اَلْمَشْرِقُ وَ اَلْمَغْرِبُ فَأَیْنَمٰا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اَللّٰهِ إِنَّ اَللّٰهَ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ (۱۱۵) وَ قٰالُوا اِتَّخَذَ اَللّٰهُ وَلَداً سُبْحٰانَهُ بَلْ لَهُ مٰا فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ کُلٌّ لَهُ قٰانِتُونَ (۱۱۶) بَدِیعُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ إِذٰا قَضیٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ (۱۱۷)
و کیست ستمکارتر از آنکه منع کرد مسجدهای خدا را که مذکور شود در آن نامش و کوشید در ویرانی آن آن گروه نیست از برایشان اینکه داخل شوند در آن مگر بیم دارندگان مر ایشان راست در دنیا خواری و ایشانراست در آخرت عذاب بزرگ (۱۱۴) و مر خدای راست مشرق و مغرب پس هر جا که رو آورید پس آنجاست ذات خدا بدرستی که خدا وسعتدهندۀ داناست (۱۱۵) و گفتند فرا گرفته خدا فرزندی را منزه است بلکه مر او راست هر چه در آسمانها و در زمین است همه مر او را فرمان بردارند (۱۱۶) پدیدآرنده آسمانها و زمین است و چون اراده کند امری را پس جز این نیست که میگوید مر آن را باش پس میباشد (۱۱۷)
کیست ظالم تر از آن کز گمرهی
از مساجد کرد منع وز ابلهی
تا در آنها ذکر نام حق شود
باعث آرایش و رونق شود
هیچ ناکوشیده بر ترتیب آن
مینماید سعی در تخریب آن
بهر ایشان نیست تا داخل شوند
جز به خوفی کاندر آن شاغل شوند
بهر ایشان است خزی دنیوی
هم عذاب دردناک اخروی
آن مساجد قلبهای ذاکر است
واندر آنها اسم اعظم حاضر است
سجدة حق را مواضع شد قلوب
ز اختصاص نام علاّم الغیوب
جز به قلب ساجد اندر واردات
کی تجلی کرد ذات ذو صفات
ز اقتضای اسم اعظم کوست خاص
دارد آن بر قلب عارف اختصاص
شرح آن سازم بیان در موقعش
این قدر کافی است چون بد موضعش
ظالم آن کو سعی در تکدیر قلب
می نماید غافل ازتأثیر قلب
از تعصّبهای خام بارده
وز تعیّنهای زشت وارده
وآنچه گردد کار دل زآن هرج و مرج
دخل فکر اندک شود بسیار خرج
خرج افزون مرد را مفلس کند
وای تبدیلی که زر را مِس کند
قلب گردد تیره و جان بی فتوح
نفس مستولی شود بر عقل و روح
مسجد مخروبه را از نو بساز
تا که گردد موضع ذکر و نماز
وهم از این سجده گاه آگاه نیست
اندر او جز خائفین را راه نیست
« در بیان قبلۀ حقیقی و ذکر حدیثکمیل بن زیاد »
گر تو را دل بر توجه راغب است
مر خدا را مشرق است و مغرب است
مشرقش شد عالم نور و ظهور
وآن بود جنب نصاری در حضور
قبلۀ ایشان که سوی خالق است
بالحقیقه باطن آن مشرق است
مغربش کون خفاء و ظلمت است
وآن یقین جنب یهود از حکمت است
قبلۀ ایشان به تحقیق و نشان
ظاهر آن باشد، ار داری عیان
از «تُولُّواْ أینَما » آن آگه است
که به هر سو رو کند وجه الله است
قبله اش نی ظاهر و نی باطن است
بلکه ذات بی حدود از ممکن است
حدّ او نبود ظهور و نه بطون
مطلق است از کیف و کم و چند و چون
چون توجه قطع گردد از جهات
مینماید از جهاتت وجه ذات
وجهۀ قلب موحّد با حق است
کز جهت ها ذات پاکش مطلق است
تا نپنداری که هر سو رو کنی
از جهت نگذشته رو با او کنی
هر جهت هم گرچه آثار وی است
پرتوی از نور رخسار وی است
لیک تا نگذشته ای ز آثار تو
وجهِ او بینی کجا ز انوار تو
آنکه در آثار بیند وجه ذات
رفته بیرون از حدود و از جهات
الله یعنی وجه ذات ثم وجه
که تجلّی کرده بر کلّ صفات
مشرقِ او هست، هستی ها همه
مغربش هم صورت اشیاء همه
این هیاکل پردة آن طلعت است
در پس آن آفتاب وحدت است
پردة او غیر نورش هیچ نیست
بر موحّد جز ظهورش هیچ نیست
گفت حیدر (ع) بر کمیلِ با کمال
الحقیقه کشف سبحات الجلال
پردة خورشید باشد نور او
پرده کو بر طلعت مشهور او
رو فناء جو، روی دل کن سوی او
که نبیند غیر او کس روی او
نشئه در باده است لیکن مِی پرست
تا ننوشد باده ، کی گردید مست ؟
پس فناء شو تا در او باقی شوی
مست و مخمور از رخ ساقی شوی
بر دماغم باز آمد بوی وی
بی ز مِی شد روی جانم سوی وی
مِی چه باشد که به من مستی دهد
مست اویم که به مِی هستی دهد
دل بجوش آمد چه باشد جوش خُم
جوش خُم در جوش دل گردید گم
گوش جان پر شد ز بانگ وحدتش
جزو جزوم گشت محو طلعتش
آید از هر ذرّه ای آواز او
ذرّه چبود، کو جز او دمساز او
موسی و طور و تجلّی ، یک شدند
بر ظهور وحدتش منْدک شدند
نغمه های مطرب شیرین نفس
جمله از «اِنّی انا الله » است و بس
این منم یا بی من او اندر من است
نی غلط من با تنم ، او بی تن است
یا که تن شد جان و جان ، جانان همه
یا بود حرف این تن و این جان همه
حرف را بگذار باقی جمله اوست
ساغر و مِی، مست و ساقی جمله اوست
حرف هم نبود ز غیری از وی است
خود نوا و خود نوایی، خود نی است
بشنو از نی، بند بند آوای او
بی ز سمع خود حکایتهای او
من شنیدم در حکایت خانه ای
یک شب از گیسوی او افسانهای
همچنین دنبال آن افسانه ام
خود حکایت ، خود حکایت خانه ام
زآن حکایات ار دلی آگه بود
شمۀ فثمّ وجه اللّه بود
اوست واسع یعنی از هر سو که رو
بر وی آری نیست چیزی غیر او
هم علیم است اعنی اندر ذات خود
مطلق است از کلّ معلومات خود
عین علم و عین معلوم است لیک
علم الله نیست با شیئی شریک
نیست چیزی غیر او لیک ار یکی
گیری از معلوم چیزی مشرکی
یعنی ار چیزی ز موجودات او
با وی آری مشرکی بر ذات او
حق گرفته گفته اند ایشان و لد
زین منزه باشد آن ذات الاحد
بلکه هست او را هر آنچه بالیقین
باشد اندر آسمانها و زمین
جمله او را بنده و فرمان برند
پیش فرمانش مطیع و مضطرند
حق منزه باشد از آنکه جز او
هستی ای باشد به تحقیق ای عمو
تا چه جایی که مجالش با کسی
باشد و گیرد ولد یا مونسی
از وجودش جمله موجودات او
گشته موجود از ظهور ذات او
قَانِتُونَ جمله به پیش وجه ذات
قَانِتُونَ یعنی که معدوم الذوات
در مقام انقیادند و سجود
بالحقیقه یعنی از وجه وجود
بی وجودش کی وجودی ممکن است
یا به باطن یا به ظاهر بیّن است
بر سماوات و زمین است او بدیع
که به امرش گشته موجود آن جمیع
چون ارادة او به امری می رود
گوید آن را شو، به آنی می شود
« در تحقیق وجود مطلق »
آیتی ارض و سماء ز آیات اوست
در هویدایی ظلال ذات اوست
کرده حق در وی تجلّی ز اسم نور
هم به نور او کرد در خارج ظهور
گشت ظاهر از وجود ممکنات
ممکنات اعنی تعیّن های ذات
بالتحقق هست «مع» با کلّ شیء
نزد عارف بالمقارن لیک نی
هم بود در ذات غیر از کلّ شیء
بالمزایل، بالمفارق، لیک نی
بل بود «مع» زآن رهی کز ذات خود
فیض هستی داده بر ذرّات خود
بل بود غیر از رهی کاندر وجود
مطلق آمد ذاتش از کلّ قیود
چون نباشد قید اطلاقش به ذات
شد مقیّد اندر افعال و صفات
چون نباشد شرط تقییدش به بود
گشت مطلق بی ز هر قیدی وجود
به اعتبارات تعیّن پس وجود
خلق باشد یعنی آمد در شهود
به اعتبار لات عیّن هست حق
هم منزه نزد عقل از ماخَلَق
ای برون ز اندیشه و افهام ما
وز خیال و عقل و وهم خام ما
کی کسی از سرّ ذاتت واقف است
از تو است ار دل به رمزی عارف است
چون اراده ساختی عرفان خود
عقل را آموختی برهان خود
تا شناسندت به برهان و دلیل
عقل و برهان بود، ور نه قال و قیل
چون عقول خلق باشد مختلف
بر تو هر کس شد ز راهی معترف
آن یکی داند تو را از راه عقل
وآن یک از تقلید محض و حیث نقل
وآن یکی را عقل و نقل افسانه است
دیده رویی وز غمت دیوانه است
من ندانم آن چه راهی و آن چه روست ؟
داند آن کو عالم آرا حسن اوست
جز که بینم کاندر این دیوانه دل
آتشی از عشق باشد مشتعل
هر زمان گردد به نوعی شعله ور
سوزد از من هر چه آرد در نظر
آتش عشق اوفتد در هر مقام
غیر سوزد، یار ماند والسلام
باز بشنو از اراده اش کآنچه گفت
آن به کونیّت شود در حال جفت
نیست او را صوت کآید در خروش
یا گَهی ناطق شود گاهی خموش
بلکه چون ذاتش اراده جو شود
آن اراده عین گفت او شود
خواست ذاتش بلکه چیزی را به حول
خواست آمد هم به فعل و هم به قول
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن از قرآن و به ویژه مباحث عرفانی و فلسفی در مورد خداوند و عبادت ایشان است. خداوند در آیات به ظلم بزرگ کسانی اشاره میکند که مانع ذکر نام او در مساجد میشوند و در تخریب آنها تلاش میکنند. این افراد در دنیا خوار و در آخرت عذابی بزرگ خواهند داشت. خداوند بر همه جا احاطه دارد و هر جا که بروید، وجه او نیز آنجا است.
آیا خداوند فرزندی دارد؟ خیر، او تنها موجودی است که همه چیز در آسمانها و زمین در برابر او مطیع و فرمانبردار است. خداوند خالق آسمانها و زمین است و وقتی چیزی را اراده کند، تنها باید بگوید "باش" و آن تحقق مییابد.
متن همچنین به مفهوم قبله و صفات خداوند اشاره دارد و توضیح میدهد که نسبت به خداوند نباید تصورات محدود بشری داشت؛ حقیقت او فراتر از جهات و تعینات است. در نهایت، نگاهی به عشق و اشتیاق انسان به خداوند و آثار وجود او در عالم دارد و بر وحدت و تجلی او تأکید میکند.
خلاصه اینکه، متن بر اهمیت ذکر خداوند و شناخته شدن مقام او در عالم تأکید میکند و مفهوم عرفانی و فلسفی عمیقتری از وجود و وحدت الهی ارائه میدهد.
هوش مصنوعی: هیچ کسی ظالمتر از کسی نیست که مانع از یاد کردن نام خدا در مساجد او میشود و در ویرانی آنها تلاش میکند. این افراد شایسته نیستند که جز به حالت ترس وارد این مساجد شوند. برای آنها در دنیا رسوایی و در آخرت عذاب بزرگی در انتظار است. و از آنجا که مشرق و مغرب از آن خداست، هر جا که روی کنید، آنجا وجه خداست. خداوند وسیع و داناست. و آنها میگویند که خدا فرزندی اختیار کرده است. پاک و منزه است از این اعتقاد. بلکه هر آنچه در آسمانها و زمین است، مال اوست و همه در برابر او تسلیم هستند. او خالق آسمانها و زمین است و هنگامی که امری را مقرر کند، فقط میگوید “باش” و میشود.
هوش مصنوعی: هیچکس ستمکارتر از کسی نیست که مانع میشود از ذکر نام خدا در مساجد و تلاش میکند تا آنها را ویران کند. چنین کسانی از ورود به مساجد ترس دارند و در دنیا ذلیل خواهند بود و در آخرت عذاب بزرگی در انتظارشان است. خداوند مالکی است که مشرق و مغرب از آن اوست و هر جا که رو به آن بیاورید، خدا آنجاست. خداوند از وسعتدهندگان و دانا است. آنها میگویند که خدا در اختیار دارد فرزندی، در حالی که او منزه از این است. هر آنچه در آسمانها و زمین است، از آن خدا است و همه فرمانبر او هستند. خداوند پدیدآورنده آسمانها و زمین است و وقتی اراده کند چیزی را، فقط میگوید "باش" و آن کار انجام میشود.
هوش مصنوعی: چه کسی ظالمتر از کسی است که از روی نادانی، دیگران را از ورود به مساجد منع میکند و آنها را از راه هدایت دور میسازد؟
هوش مصنوعی: تا زمانی که در آنها نام خدا ذکر شود، موجب زیبایی و شکوفایی میشود.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند بدون تلاش و کوشش، به نظم و ترتیب چیزی آسیب بزند.
هوش مصنوعی: برای آنها راهی نیست که وارد شوند، مگر با ترسی که در دلشان ایجاد میشود و آنها را مشغول میکند.
هوش مصنوعی: برای آنها، به جز کیفرهای دردناک در آخرت، زندگی دنیا نیز مملو از رنج و سختی است.
هوش مصنوعی: این مساجد، قلبهایی هستند که یاد خدا در آنها جاریست و در این مکانها، نام بزرگ خدا همیشه موجود است.
هوش مصنوعی: افرادی که دلهایشان به خلوص و ادب در برابر حق توجه دارد، به حقیقت الهی و دلسوزی آگاه میشوند.
هوش مصنوعی: همانطور که قلب سجدهکننده آماده دریافت رحمت و توجه الهی است، تنها به درون چنین قلبی میتوانند حقایق و تجلیات ذات الهی وارد شوند.
هوش مصنوعی: به موجب نیاز و خواص اسم اعظم، تنها کسی که به دل عرفا تعلق دارد، به آن عشق و محبت خاصی دارد.
هوش مصنوعی: اینقدر میتوانم بگویم که در جای مناسب، توضیح بیشتری خواهم داد، زیرا در حال حاضر موقعیت مناسبی برای بیان آن نیست.
هوش مصنوعی: ظالم کسی است که تلاش میکند تا دلها را ناراحت کند، غافل از این که دلها تأثیرات عمیق و خاص خود را دارند.
هوش مصنوعی: از پیشداوریهای ناپخته و از محدودیتهای ناخوشایند رها شو.
هوش مصنوعی: اگر دل دچار هرج و مرج شود، در نتیجه تفکر و تدبیر کمتری خواهیم داشت، و این باعث میشود که هزینهها بالا برود.
هوش مصنوعی: اگر مردی خرجش زیاد باشد، به فقیر شدن میانجامد و این نکته دردناکتر است که حتی طلا را به مس تبدیل میکند.
هوش مصنوعی: وقتی دل تاریک میشود و جان راحت نمییابد، نفس بر عقل و روح انسان غلبه پیدا میکند.
هوش مصنوعی: مسجد ویران را دوباره بساز تا جایی برای یاد خدا و نماز باشد.
هوش مصنوعی: تصور و خیال در این مکان مقدس (سجده گاه) آگاهی ندارد و فقط ترس و خشیتمندان به آن دسترسی دارند.
هوش مصنوعی: در مورد معرفی قبله واقعی و ذکر حدیثی از کامل بن زیاد صحبت میشود.
هوش مصنوعی: اگر دلت خواهان توجه و ارتباط با خداوند است، باید بدانی که خدا در همه جا هست، هم در مشرق و هم در مغرب.
هوش مصنوعی: شرق عالم به نور و روشنایی منور شده و این همان زمان است که مسیحیان در حضور از آن بهرهمند شدند.
هوش مصنوعی: قبلهی آنها که به سمت خالق هست، در واقع باطن و درون آن به سمت مشرق است.
هوش مصنوعی: در سمت غرب، وجودی پنهان و تاریک است و یقیناً جنبش یهود به دلیل حکمت و درک عمیق آنهاست.
هوش مصنوعی: همواره جهت و مرام آنها به واقعیت و نشانههای آشکار میباشد، اگر به حقیقت آگاهی داشته باشی.
هوش مصنوعی: به هر کجا که روی کنی، به حقیقت روی به سوی خداوند است.
هوش مصنوعی: مقصد حقیقی او نه در ظاهر و نه در باطن وجود دارد، بلکه در ذات بیکران و نامحدودی نهفته است که از موجودات ممکن نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: حد و مرز او نه تنها در ظاهرها بلکه در باطنها هم وجود ندارد؛ او از نظر کیفیت، کمیت، تعداد و چگونگی مطلق است.
هوش مصنوعی: وقتی توجه و دقت از سمتهای مختلف بریده شود، تنها آنچه باقی میماند، حقیقت وجود خودت است که روشن میشود.
هوش مصنوعی: قلب یک موحد (کسی که به یکتایی خداوند ایمان دارد) ارتباطی مستقیم با حق دارد، زیرا ذات پاک او از هر نظر و جنبهای مطلق و بینهایت است.
هوش مصنوعی: پندار نکن که هرجا که میروی میتوانی از گذشته خلاص شوی و به او پشت کنی.
هوش مصنوعی: هر سمتی که نگاه کنی، نشانههایی از او وجود دارد و هر کجا، تابشی از نور چهرهاش دیده میشود.
هوش مصنوعی: اما تا زمانی که از نشانههای تو عبور نکردهای، چهره او را نخواهی دید. چون نور تو کجا و على الخلاف نشانههای او کجاست؟
هوش مصنوعی: کسی که در آثار و نشانهها، حقیقت وجود را مشاهده میکند، از محدودیتها و مشخصات ظاهری فراتر رفته است.
هوش مصنوعی: الله به معنای ذات پروردگار است و علاوه بر آن، به ویژگیهایی اشاره دارد که از آن ذات در همه صفات الهی تجلّی یافتهاند.
هوش مصنوعی: مشرق او (خورشید وجود) است و تمام موجودات در مغرب او قرار دارند، همچنان که اشیاء هم به شکل او هستند.
هوش مصنوعی: این موجودات ظاهری، نشانهای از زیبایی حقیقی هستند و در پشت این جلوهها، حقیقت یکتایی و اتحاد وجود دارد.
هوش مصنوعی: پردهای که نور او را میپوشاند، هیچ چیز دیگری نیست و برای کسی که تنها او را میپرستد، جز ظهور و ظهور او، هیچ چیز دیگری وجود ندارد.
هوش مصنوعی: حضرت علی (ع) به کمیل فرمودند که او به حقیقت عظمت و زیباییهای الهی پی برده است.
هوش مصنوعی: نور او همچون پردهای است که بر چهره مشهور او افتاده است.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به حقیقت و سرشت واقعیات، باید دلخوش به خدا و عشق او باشی. وقتی دل خود را به سمت او بگردانی، هیچ چیز دیگری را نخواهی دید.
هوش مصنوعی: مستی در شراب است، اما کسی که عاشق میباشد، تا زمانی که شراب ننوشد، چگونه میتواند مست شود؟
هوش مصنوعی: برای اینکه در وجود او باقی بمانی، باید از خودت بگذری و ناپدید شوی. در این حالت، از زیبایی و جاذبهی ساقی سرمست و غرق لذت خواهی شد.
هوش مصنوعی: بوی محبوبم دوباره به مشامم رسید و بدون شراب، روح و جانم به سمت او کشیده شد.
هوش مصنوعی: شراب چه قابلیت و خاصیتی دارد که مرا مست کند وقتی که خودم به خاطر کسی که در عین مستی وجود دارد، مست هستم.
هوش مصنوعی: دل من پر از احساسات و شور و هیجان شده است. این حال و هوای دل باعث شده که مانند مایعی درون خُم به جوش بیاید و تمام این وضعیت، دل را گم و سردرگم کرده است.
هوش مصنوعی: گوش جان من پر از صدای یکتایی او شد و من به گونهای از وجودش متلاشی گشتم و مجذوب زیباییاش شدم.
هوش مصنوعی: از هر ذرهای صدای او میآید، آیا جز او چیز دیگری وجود دارد که با او همنوا باشد؟
هوش مصنوعی: موسی و کوه طور و تجلی الهی در یک جا به وحدت رسیدند و در این اتحاد، خود را در وجود او گم کردند.
هوش مصنوعی: صدای سازهای خوشآواز، همه از جمله «من تنها خدا هستم» سرچشمه میگیرد و بس.
هوش مصنوعی: این من هستم یا او که بدون من در درون من حضور دارد. بنابراین، من اشتباه نمیکنم، زیرا او بدون جسم است.
هوش مصنوعی: این بیت به ارتباط عمیق میان وجود انسان و روح او اشاره دارد. در واقع، میتوان گفت که یا این که بدن (تن) به روح (جان) تبدیل میشود و یا این که در تمام وجود انسان، تنها سخن از عشق و محبوب (جانان) است. به بیان دیگر، تمام وجود ما تحت تاثیر عشق و رابطه با محبوب قرار دارد.
هوش مصنوعی: بهتر است تنها به باقی مانده صحبت توجه کنی، زیرا همهی این داستان دربارهی شراب و مستی و ساقی است.
هوش مصنوعی: هیچ صحبت و کلامی از دیگری نیست، همه چیز از خود اوست. خود صدا و خود آهنگ اوست، او مانند نی است که صدا میزند.
هوش مصنوعی: به صدای نی گوش کن، هر بخش از آن داستانهایی را بیواسطه از خود نقل میکند.
هوش مصنوعی: روزی در داستانی خواندم که خانهای در یک شب به خاطر گیسوی او روایتها و افسانههای زیادی دارد.
هوش مصنوعی: من به دنبال داستان خودم هستم، داستانی که هم خودم را روایت میکند و هم خانهام را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: اگر دلی از آن داستانها آگاه باشد، آن دل به شناخت چهره الهی خواهد رسید.
هوش مصنوعی: او وجودی است وسیع که در هر جهتی که به او روی کنی، چیزی جز او نمیبینی.
هوش مصنوعی: او که دانشش کامل است، در حقیقت به طور مطلق درون ذات خود دارای تمام اطلاعات و دانستنیهاست.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که خداوند علم و آگاهی کامل دارد و همه چیز را میداند، اما علم او مانند علم دیگران نیست که به چیزی وابسته یا شریک گردد. در واقع، علم خداوند بینظیر و مستقل است.
هوش مصنوعی: چیزی غیر از او وجود ندارد، اما اگر از میان موجودات چیزی را جدا کنی و به آن اهمیت بدهی، به نوعی شریکپرستی میکنی.
هوش مصنوعی: اگر چیزی از موجودات او را با او یکسان بدانی، در واقع بر ذات او شرک ورزیدهای.
هوش مصنوعی: در این بیت بیان شده که برخی بر این باورند که خدای یکتا و بیهمتا از 모든 عیب و نقص پاک و منزه است و حقایق را با قاطعیت بیان کردهاند.
هوش مصنوعی: هر چیزی که در آسمانها و زمین به حقیقت وجود دارد، متعلق به اوست.
هوش مصنوعی: همه موجودات تحت فرمان او هستند و به او احترام میگذارند، در حالی که در برابر دستوراتش تسلیم و ناچارند.
هوش مصنوعی: خداوند از هرگونه نقص و کژی دور است و تنها اوست که هستی دارد، ای عموی بزرگوار، این موضوع روشن و قابل شناخت است.
هوش مصنوعی: تا چه اندازه که فرصتی برایش باشد و بتواند فرزندی را به دست آورد یا همدمی بیابد.
هوش مصنوعی: موجودات همگی به خاطر وجود او وجود یافتهاند و از ظهور ذات او پدید آمدهاند.
هوش مصنوعی: این عبارت به معنای کسانی است که در پیشگاه خداوند با خضوع و اطاعت ایستادهاند، به گونهای که وجود حقیقی آنها در پیوند با ذات الهی است. آنها به نوعی وجودی را که به درستی و حقیقت به خداوند وابسته است، دارند.
هوش مصنوعی: در واقع، آنها در حال تسلیم و خضوع هستند و این تسلیم به معنای واقعی از جوهر وجودشان ناشی میشود.
هوش مصنوعی: وجود او چنان اهمیت دارد که بدون آن، هیچ وجود دیگری ممکن نیست. این وجود هم در باطن و هم در ظاهر به وضوح نمایان است.
هوش مصنوعی: او خالق و نوآور آسمانها و زمین است و به فرمان او همه چیز در این عالم به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: وقتی که اراده او به چیزی تعلق میگیرد، میگوید آن را انجام بده و به سرعت آن کار محقق میشود.
هوش مصنوعی: در این تحقیق به بررسی مفهوم وجود مطلق پرداخته میشود. وجود مطلق به معنای وجودی است که هیچ قید و شرطی ندارد و مستقل از همه چیز وجود دارد. این مفهوم در فلسفه و مباحث متافیزیکی اهمیت زیادی دارد و به بحثهایی درباره طبیعت واقعیات و وجود میپردازد. هدف این تحقیق تحلیل و کاوش در جنبههای مختلف این مفهوم و تأثیر آن بر سایر مباحث فلسفی است.
هوش مصنوعی: زمین و آسمان نشانههایی از وجود او هستند و در روشنایی، سایه ذات او نمایان است.
هوش مصنوعی: خداوند در او خود را به نمایش گذاشته و از طریق نورش، نور دیگری را در جهان به ظهور آورده است.
هوش مصنوعی: ظاهر شدن موجودات از وجود چیزهای ممکن، در واقع به معنای مشخص شدن ویژگیهای ذات است.
هوش مصنوعی: در واقع، در نزد عارفان، وجود «مع» (همراهی) با هر چیزی وجود دارد، اما این همراهی به صورت همزمان و در کنار هر چیز نیست.
هوش مصنوعی: هرچند که در ذات، همه چیز از هم جدا و متفاوت به نظر میرسد، اما در واقع اینطور نیست.
هوش مصنوعی: بلایی که در کنار «مع» وجود دارد، از آن راهی است که از ذات خود به ذرات عالم وجود، بهره و فیض هستی را عطا کرده است.
هوش مصنوعی: جز یک راه، راه دیگری وجود ندارد که در آن وجود مطلق، ذاتش از تمام محدودیتها آزاد است.
هوش مصنوعی: اگر که ذات خداوند را محدود نکنیم، به صفات و اعمالش محدود میشود.
هوش مصنوعی: وقتی شرایط خاصی برای محدود کردن چیزی وجود نداشته باشد، آن چیز به صورت مطلق و بدون هیچ گونه محدودیتی وجود دارد.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وجود مخلوقات به واسطهی اعتبارات و عوامل مشخصی شکل میگیرد، به طوری که این وجود درک و مشاهده میشود.
هوش مصنوعی: به خاطر احترام به مقام و شخصیت واقعی خدا، عقل نیز به این نکته اعتراف میکند که او از تمام مخلوقات پاک و مبرا است.
هوش مصنوعی: تو فراتر از اندیشهها و درکهای ما هستی، بالاتر از خیال و عقل و تصور نادرست ما.
هوش مصنوعی: هیچکس از راز وجود تو مطلع نیست، اگر دل کسی به حقیقتی پی ببرد، این خبر از خود توست.
هوش مصنوعی: زمانی که تصمیم گرفتی، شناخت و عرفان واقعی خود را پیدا خواهی کرد و درک و عقل خود را از طریق استدلال و برهان تقویت خواهی کرد.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مورد شناسایی و تأیید قرار بگیری، باید با دلیل و منطق خود را معرفی کنی، وگرنه تنها حرفوحدیث و شایعاتی بیش نخواهی بود.
هوش مصنوعی: هنگامی که ذهنها و تفکرات مردم از یکدیگر متفاوت باشد، هر کس از دیدگاه خود به حقیقت نزدیک میشود و آن را میپذیرد.
هوش مصنوعی: یکی از طریق عقل و فهم خود به شناخت تو میرسد و دیگری تنها به تکرار و تقلید از دیگران اعتماد میکند.
هوش مصنوعی: یکی از آنها عقل و دانشش داستانی است، در حالی که دیگری با دیدن چهرهاش، از غم او دیوانه و مجنون شده است.
هوش مصنوعی: من نمیدانم چه راهی درست است و چه مقصدی در پیش رو داریم. تنها کسی که میداند، آن کسی است که به علم و زیبایی خداوند آگاه است.
هوش مصنوعی: تنها هنگامی که میبینم در دل دیوانهام شعلهای از عشق روشن شده است.
هوش مصنوعی: هر لحظه به شکلی شعله ور میشود و از من میسوزد هر چیزی که در ذهنم میآید.
هوش مصنوعی: عشق او به گونهای است که هرجا که باشد، نمیسوزد و همیشه دوام دارد.
هوش مصنوعی: دوباره از نیروی ارادهاش بشنو که هر چه را که میگوید، در وجود و واقعیت محقق میشود و به وقوع میپیوندد.
هوش مصنوعی: او صدایی ندارد که در هیاهو شرکت کند یا گاهی صحبت کند و گاهی ساکت بماند.
هوش مصنوعی: زمانی که ذات او خواستهای در دل داشته باشد، آن خواسته خود به خود تبدیل به کلام و بیان او میشود.
هوش مصنوعی: میخواست که وجودش چیزی را به وجود آورد، پس آن چیز با اراده و قول او به وقوع پیوست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.