وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَکُمْ لاٰ تَسْفِکُونَ دِمٰاءَکُمْ وَ لاٰ تُخْرِجُونَ أَنْفُسَکُمْ مِنْ دِیٰارِکُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ (۸۴) ثُمَّ أَنْتُمْ هٰؤُلاٰءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَکُمْ وَ تُخْرِجُونَ فَرِیقاً مِنْکُمْ مِنْ دِیٰارِهِمْ تَظٰاهَرُونَ عَلَیْهِمْ بِالْإِثْمِ وَ اَلْعُدْوٰانِ وَ إِنْ یَأْتُوکُمْ أُسٰاریٰ تُفٰادُوهُمْ وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیْکُمْ إِخْرٰاجُهُمْ أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ اَلْکِتٰابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمٰا جَزٰاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذٰلِکَ مِنْکُمْ إِلاّٰ خِزْیٌ فِی اَلْحَیٰاةِ اَلدُّنْیٰا وَ یَوْمَ اَلْقِیٰامَةِ یُرَدُّونَ إِلیٰ أَشَدِّ اَلْعَذٰابِ وَ مَا اَللّٰهُ بِغٰافِلٍ عَمّٰا تَعْمَلُونَ (۸۵) أُولٰئِکَ اَلَّذِینَ اِشْتَرَوُا اَلْحَیٰاةَ اَلدُّنْیٰا بِالْآخِرَةِ فَلاٰ یُخَفَّفُ عَنْهُمُ اَلْعَذٰابُ وَ لاٰ هُمْ یُنْصَرُونَ (۸۶)
و هنگامی که گرفتیم پیمان از شما که مریزید خونهاتان را و بیرون مکنید خودهاتان را از خانههاتان پس اقرار کردید و شما گواهی میدهید (۸۴) پس شما آنهایید که میکشید خودهاتان را و بیرون میکنید گروهی را از شما از خانههاشان هم پشت میشوید برایشان بر گناه و بیداد و اگر آورند شما را اسیری فدیه میدهید ایشان را و آن حرامست بر شما اخراجشان آیا پس میگروید بپارهای کتاب و کافر میشوید بپارهای، پس نیست پاداش آنکه میکند این را از شما مگر خواری در زندگانی دنیا و روز قیامت برگردانیده شوند بسوی سختتر شکنجه و نیست خدا بیخبر از آنچه میکنید (۸۵) آنها آنانند که میخریدند زندگانی دنیا را بآخرت پس تخفیف داده نمیشود از ایشان عذاب و نه ایشان یاری کرده میشوند (۸۶)
هم گرفتیم از شما عهد ولاء
که بپرهیزید از سفکِ دِمآء
خون یکدیگر مریزید از فساد
چون ز دین واحدید اندر وداد
هوشمند اعضای خود را چون بُرد
خون خود را از عنادی چون خورد
هیچ دانی چیست این خون ریز زشت
با هوای نفس دون آمیز زشت
ترک جان از بهر تن گوید کسی
که به ارزش کمتر است از هر خسی
خویش را خارج نسازید از دیار
که شما را آن بسی عیب است و عار
برحذر باشید زآن افعال بد
که سزای آن خروج است از بلد
از دیار روح بر صحرای تن
روی نارید از فساد و از فِتن
« أقرَرتُم و أنتُم تَشْهدون ثُم »
« ثُم أنتُم هؤُلآءِ تَقتُلُون»
خود گواهید آنچه کردید اعتراف
میکُشید آن دیگران را بی خلاف
فرقه ای را همچو آن بیگانه ها
میکنید اخراجشان از خانه ها
پشت یکدیگر شدید اندر گناه
از ره عدوان و حق باشد گواه
وآن اسیران را که آرند از مقام
فدیه بدهید این شما را شد حرام
شد حرام اخراجشان در کل حال
میکنید اینسان حرامی را حلال
بگروید آیا به بعضی از کتاب
کافر بعضی شوید از ناصواب
پس جزا چبود شما را زین فعال
در حیات دنیوی غیر از وبال
هم شوید اندر قیامت سخت رَد
بر عذابی کآن بسی باشد اَشَد
حق نباشد غافل از کردارتان
بدهد از آتش جزای کارتان
نزد آن کش دید جان تاریک نیست
فعل بد در هیچ دینی نیک نیست
نیک و بد عقلی است، یعنی در ازل
بود ثابت نزد عقل بی خلل
تا نپنداری که این مسکین عقول
می تواند کرد درک آن اصول
عقل آن داند که در معنی سر است
عقل کسبی در مثل گوش خر است
گوش هر خر بشنود آواز را
لیک کی تمییز بدهد راز را
چون صدایی بشنود از پشت سر
بر در اصطبل اندازد نظر
تجربت کرده است او در مطلبش
که علف آورده یا جو صاحبش
عقلی آن کز حسن و قبح آگه بود
در نظر با عقل کل همره بود
عقل او بگذشته از فوق فلک
گشته یک در عقل و دانش با ملک
گر نباشد پیر و اندر جزء و کل
عقل او با عقل اخیار و رسل
نیست آگه جز به کسب از زشت و نیک
با بهایم هست در دانش شریک
پس کُشد گر یک بهیمه با لگد
دیگری را یا کند خارج ز حد
همچنین که دیده گردد ممکن است
کی کند فرض اینکه نامستحسن است
رایضی پس باید از معبودشان
سازد اندر حد خود محدودشان
آن کند تصدیق جمله از کتاب
که نگردد هیچ عقلش از صواب
یعنی اندر عقل و دانش کامل است
بر کتاب از راه فطرت عامل است
گر مسلمان است ور گبر و یهود
فعل نیکش نزد حق دارد نمود
وآن گروهی که خرند از عاریت
ملک دنیا بر حیات آخرت
نیست تخفیفی بر ایشان در عذاب
زآنکه شد ملکات نفس آن اکتساب
ظلم و عدوان کرده کسب اندر عمل
رفته عقل و مانده نفس اندر محل
ناصری از عقلشان برجا نماند
عقل یار آن نشد کو را نخواند
عقل را کن یار خود گر آدمی
هر چه کم یابی تو زو یاری کمی
عقل را مفروش یک جو بر دو کون
کت بود او در دو عالم یار و عون
عقل و روح و قلب کآن یار تو اند
روز تنهایی مددکار تو اند
جمله بفروشی به نفس پر هوس
پس که باشد در غمت فریادرس؟
هر کسی اندر عمل یار خود است
روز وانفسا گرفتار خود است
باش با آن کو نگه دارد سِرت
باشد اندر روز محنت ناصرت
اندر آن روزی که بینی بی مدد
مانده ای از همرهان معتمد
نالی اندر حق که ای فریادرس
جز تو نبود ناصری از پیش و پس
گوید او من یار هر نیک و بدم
نی به تنها یار تو نابخردم
از تو خلقی پیش من نالیده اند
کز تو بس عدوان و خواری دیده اند
دادِ مظلومان دهم یا دادِ تو
که به ظلم است و ستم بنیاد تو
گو چه خواهی یاری از من در عِقاب
چون دهم بر دادخواهانت جواب
گو در این درگه تو تنها بنده ای
هست یا هر گوشه ای خواننده ای
هر کسی خوانَد مرا کای مستعان
داد مظلومان بگیر از ظالمان
آن اسیرانی که راندی از دیار
فدیه دادی کُشتی اینسان خوار و زار
حاضرند اینک سراسر دادخواه
سوی من آورده از جورت پناه
حقّ آنها را اداء کن لاکلام
من گذشتم از حقوق خود تمام
هست امروز آن زمان داوری
از تو یا زآنها نمایم یاوری
گر که میدادند پندت اهل هوش
میگرفتی از کلام حق دو گوش
چون شد امروز آن خروش و جوش تو ؟
وآن ز قول حق گرفته گوش تو
از که خواهی یاری امروز ای غبین
چون نیاری در نظر آن ظلم و کین
دادخواهان دگر داری به پیش
وآن تو را قلب است و عقل و روح خویش
با تو میباشند هر یک در تقاص
دادخواه و کینه ور بر وجه خاص
وآن قوای عقلی و روحی تمام
خونی اند و با تو اندر انتقام
یاورت بودند و اکنون دشمنند
از تو گریان در حضور ذوالمنند
خود گواهم که قتیل و در به در
کرده ای بر نارواشان از مقر
بوده ای پیوسته در آزارشان
تا چه جای آنکه باشی یارشان
چون یزید و شمر و آن بدگوهران
کُشته ای ذریۀ پیغمبران
باز داری مد عی جز قلب و هوش
وآن بود اعضای تو چون چشم و گوش
جمله را کردی به ناموقع تو صرف
با تو روز داوری دارند حرف
چشم پوشیدی بستی هر دو گوش
از حق و از قول حق بی جان و هوش
وآن دگر اعضاء که یار خانه اند
با تو اکنون خونی و بیگانه اند
جز زبانت کآن هم از ناچاری ای
خواهد از من روز محنت یاری ای
هم نپنداری که آن گویای توست
با تو غیر و یار با اعضای توست
در نهان گوید مرا غدّار کرد
ظلم با من از ره گفتار کرد
فحش می گفت و سخن بر یاوه، بس
بر قرار خود نبودم یک نفس
بوده اند اعضاء ز دستت بر ستوه
گو تو خود، گویم چه من با این گروه
من به روز دادخواهی قاضی ام
مدعی را کن رضا من راضی ام
پیش از این بر یاری و همراهی ات
داده بودم زین همه آ گاهی ات
بس رسول آمد پی غمخواری ات
تا کنند آگه ز روز خواری ات
این است آن روزی که گفتند انبیا
تو نکردی گوش حرفی از نیا
همچو کنعان سرکشیدی ز امر نوح
خود تویی کنعان و نوحت پیر روح
منّت نوحت کشیدن سخت بود
منّت کوهت به سهل از بخت بود
بخت خوش در کشتی نوحت بَرد
بخت بد بر کوه بیروحت بَرد
بخت نیکو پیرو پیغمبر (ص) است
بخت بد دنبال نفس ابتر است
با کتاب آمد رسول از ذوالجلال
تا هدایت را شناسی از ضلال
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به موضوعاتی از جمله پیمان و عهد میان مردم و خداوند، ضرورت خودداری از خونریزی و رها نکردن یکدیگر از خانهها، و عذابهای دنیوی و آخرتی پرداخته است. خداوند از بندگانش خواسته که خون یکدیگر را نریزند و به احترام و محبت نسبت به همدیگر پایبند باشند. در ادامه به نکوهش رفتارهایی میپردازد که شامل کشتن یکدیگر، تبعید همنوعان و بیاحترامی به عهد و پیمانهاست. خداوند هشدار میدهد که کسانی که به برخی از احکام ایمان دارند و به برخی دیگر کافرند، عاقبتشان عذاب و خواری است. همچنین بر این نکته تأکید میشود که افراد نباید در پی منافع دنیوی، آخرت را فراموش کنند و باید مراقب اعمال خود باشند، زیرا در روز قیامت باید جوابگو باشند. در نهایت، عقل و آگاهی از اصول نیک و بد برای انجام کارهای صحیح، در این متن مورد تأکید قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: در زمانی که ما از شما پیمان گرفتیم که خون یکدیگر را نریزید و از خانههای خود بیرون نروید، شما به این پیمان اقرار کردید در حالی که شاهد بودید. اما اکنون شما همان افرادی هستید که یکدیگر را میکشید و گروهی از خود را از خانههایشان بیرون میکنید و با یکدیگر در گناه و تعدی همکاری میکنید. و اگر به شما اسیران بیایند، شما آنها را فدای خود میکنید، در حالی که بیرون کردن آنها برای شما حرام است. آیا شما به بخشی از کتاب (الهی) ایمان دارید و به بخشی دیگر کافر میشوید؟ پس جزای کسی که از شما چنین کند، جز رسوایی در زندگی دنیا و عذابی سخت در روز قیامت چه خواهد بود؟ و خدا از آنچه انجام میدهید غافل نیست. آنها کسانی هستند که زندگی دنیا را به آخرت فروختهاند، بنابراین عذاب از آنها سبک نخواهد شد و آنها کمک نخواهند شد.
هوش مصنوعی: و هنگامی که از شما پیمان گرفتیم که خانههایتان را ترک نکنید و خود را از خانههایتان بیرون نکنید، شما این را تأیید کردید و گواهی دادید. اما شما خودتان را میکشید و گروهی را از خانههایشان بیرون میکنید و به خاطر گناهان و ستمهایی که میکنید، اگر شما را به اسیری ببرند، برای رهایی آنها فدیه میدهید و این کار بر شما حرام است. آیا پس شما به بخشی از کتاب ایمان میآورید و به بخشی دیگر کافر میشوید؟ نتیجه این کار جز ذلت در زندگی دنیا و عذاب سختتر در روز قیامت نخواهد بود و خداوند از آنچه انجام میدهید غافل نیست. آنها کسانی هستند که زندگی دنیا را به آخرت ترجیح دادهاند و عذابی از آنها کاسته نخواهد شد و در کمک هم نخواهند شد.
هوش مصنوعی: ما از شما پیمان بستیم که از ریختن خونها بپرهیزید.
هوش مصنوعی: از ایجاد نزاع و کشتار میان خودداری کنید، زیرا همه شما از یک دین و فرهنگ واحد هستید و باید به همدیگر احترام بگذارید.
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که انسانهای باهوش و دانا، مانند کسی که خون خود را به خاطر دشمنی از بدنش جدا میکند، اعضای خود را به خوبی میشناسند و از آنها به دوری میکنند. به نوعی بیانگر این است که افراد با تجربه میدانند در زندگی باید از هر چیزی که به آنها آسیب میزند دوری کنند.
هوش مصنوعی: آیا میدانی این خونریزی زشت چه حسی را به دل انسانی میآورد که در آغوش خواستههای پست خود گرفتار شده است؟
هوش مصنوعی: کسی که ارزشش کمتر از یک خاکروبه است، میگوید که جان را به خاطر جسم ترک کند.
هوش مصنوعی: خود را از سرزمین خود دور نکنید، زیرا این کار برای شما ایراد و ننگ بسیاری به همراه دارد.
هوش مصنوعی: از انجام کارهای زشت و ناپسند دوری کنید، زیرا عواقب آن میتواند به از دست دادن جایگاه و موقعیت شما منجر شود.
هوش مصنوعی: از سرزمین روح به دنیای جسم نروید و از فساد و مشکلات دوری کنید.
هوش مصنوعی: شما شهادت میدهید و به آن اعتراف میکنید، اما در عین حال همین افراد را میکشید.
هوش مصنوعی: شما خودتان میدانید که چه کارهایی انجام دادهاید و دیگران را بیدلیل به اشتباه متهم نکنید.
هوش مصنوعی: شما گروهی را مانند بیگانگان از خانههایشان بیرون میکنید.
هوش مصنوعی: همه شما به خاطر ظلم و wrongdoing به یکدیگر گناه کردهاید و حق به عنوان شاهد این معصیت است.
هوش مصنوعی: این بند به نوعی اشاره به وضعیت افرادی دارد که به اسارت درآمدهاند و در ازای آزادیشان باید فدیهای پرداخت شود. در اینجا گفته میشود که پرداختن به این موضوع نزد شما مجاز نیست و به نوعی خیانت یا عمل نادرستی محسوب میشود.
هوش مصنوعی: شما در حال انجام کاری هستید که به طور کلی نادرست است، اما آن را به نوعی توجیه میکنید و میخواهید از آن در برابر دیگران دفاع کنید.
هوش مصنوعی: آیا ممکن است به برخی از کتابهای کافران ایمان بیاورید و خود را از حق منحرف کنید؟
هوش مصنوعی: در زندگی دنیوی، نتیجه و عواقب کارهایتان جز گناه و خسارت نخواهد بود.
هوش مصنوعی: در روز قیامت، وقتی که انسانها با مشکلات و سختیها روبهرو میشوند، باید از عذابهایی که وجود دارد، خود را دور نگه دارند؛ چرا که عذابها بسیار شدید و طاقتفرسا هستند.
هوش مصنوعی: اگر حق از رفتار شما غافل شود، نمیتواند جزای کارهایتان را فقط با آتش میدهد.
هوش مصنوعی: در نزد کسی که درک عمیق و روشندیدی دارد، میفهمد که کارهای زشت و ناپسند در هیچ آئینی خوب و پذیرفته نیست.
هوش مصنوعی: خوبی و بدی به تفکر و عقل وابسته است و در حقیقت از ابتدا هم همینطور بوده که عقل بیدردسر و بدون اشتباه به آنها نظر دارد.
هوش مصنوعی: تا گمان نکنی که این شخص بیچاره توانایی درک آن قواعد و اصول را دارد.
هوش مصنوعی: عقل واقعی و عمیق، به مفهوم و جوهر مسائل پی میبرد، در حالی که عقل سطحی و تجربی تنها به ظواهر مینگرد و درک صحیحی از حقیقت ندارد.
هوش مصنوعی: هر کسی میتواند صداها را بشنود، ولی تنها برخی قادرند معنی و مفهوم آنها را دریابند.
هوش مصنوعی: وقتی صدایی از پشت سرش بشنود، نگاهش را به سمت در اصطبل میاندازد.
هوش مصنوعی: او در تجربهای که داشته، متوجه شده که گاهی چیزی که به نظر میرسد، درواقع چیز دیگری است؛ مثل اینکه علف به جای جو آمده باشد، اما صاحب آن یکی از آنهاست.
هوش مصنوعی: عقلی که از خوبیها و بدیها آگاه باشد، در نظرش با عقل جامع و کامل هماهنگ است.
هوش مصنوعی: عقل او به حدی بزرگ است که فراتر از آسمانها رفته و در دانش و فهم حتی با ملک و پادشاه نیز قابل مقایسه نیست.
هوش مصنوعی: اگر در این دنیا نباشد فردی با تجربه و دانا، عقل او در جزئیات و کلیات همرتبه و همعرض عقل خوبان و پیامبران خواهد بود.
هوش مصنوعی: تنها آگاهی از خوبیها و بدیها است که به دست میآید و از آنجایی که دانش به نوعی مرتبط با رفتارهای انسانی است، حیوانات نیز در یادگیری و کسب تجربههایشان با ما شریک هستند.
هوش مصنوعی: اگر یک حیوان به کمک لگد حیوان دیگری را بکشد یا آن را از محدودهاش خارج کند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
هوش مصنوعی: هرچند که دیده ممکن است چیزی را بپذیرد، اما فرض بر این است که این کار نامناسب است.
هوش مصنوعی: هدف این است که هر کسی در حد و اندازه خود به معبود خود نزدیک شود و به نوعی ارتباط برقرار کند. این کار باید با توجه به ظرفیت و تواناییهای هر فرد انجام شود.
هوش مصنوعی: آن کس که تنها به کتابها اعتماد میکند و هیچ گونه شک و تردیدی در درک خود ندارد، در واقع نمیتواند به درستی فکر کند و عقلش به سمت حقیقت هدایت نمیشود.
هوش مصنوعی: انسان به واسطه فطرت و ذات خود میتواند به درک کامل از علم و دانش برسد و این درک، فراتر از آن چیزی است که در کتابها نوشته شده است.
هوش مصنوعی: خواه مسلمان باشد یا غیرمسلمان، انجام اعمال نیک او در نظر خدا با ارزش است و مورد قبول قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: آن دسته از افرادی که به خاطر زندگی دنیوی و زر و زیور آن، از ارزشهای حقیقی و جاودانی آخرت چشمپوشی میکنند.
هوش مصنوعی: برای آنها در عذاب هیچ تخفیفی وجود ندارد، زیرا ویژگیهای روحی و نفسانی آنها به دست خودشان بهدست آمده است.
هوش مصنوعی: در این بیت به این نکته اشاره شده است که وقتی ظلم و تعدی در اعمال انسانها وجود دارد، عقل و درک درست تحت تاثیر قرار میگیرد و تنها نفس و خواستههای غیرمعقول باقی میمانند. به عبارت دیگر، در شرایط ناپسند، انسان از درک درست خود دور میشود و تنها غریزه و تمایلات شخصیاش فعالیت میکند.
هوش مصنوعی: عقل و تفکر آنهایی که به راه درست هدایت نشدهاند، بیفایده است و به آنها کمک نمیکند. کسی که به حقیقت و علم واقعی دست نیافته، نعمت عقلش برای او سودی ندارد.
هوش مصنوعی: عقل را در کنار خود قرار بده؛ زیرا اگر انسانی با ذکاوت باشی، هرچه را که در زندگی کم داری، با یاری عقل میتوانی جبران کنی.
هوش مصنوعی: عقل را با قیمت ناچیز نفرش، زیرا او در هر دو دنیا، یار و کمککننده است.
هوش مصنوعی: عقل، روح و قلب تو همان یارانی هستند که در ایام تنهایی به کمک تو میآیند.
هوش مصنوعی: اگر تمام وجودت را به خواستههای نفس خود بفروشی، پس در دل غم و اندوهت چه کسی به یاریات خواهد آمد؟
هوش مصنوعی: هر فردی در کارهای خود، همراه و همیار خود است و در روز قیامت، هر کس گرفتار اعمال خود خواهد بود.
هوش مصنوعی: با کسی باش که در روزهای سخت و دشواری، تو را حمایت و پشتیبانی کند.
هوش مصنوعی: در آن روزی که ببینی در کنار دوستان مورد اعتماد خود بدون حمایت و کمک ماندهای.
هوش مصنوعی: فریاد میزنم که ای یاور و مددکار، جز تو هیچکس در پیش و پس از من به یاری و نصرت نیامد.
هوش مصنوعی: او میگوید که من همواره همراه و یار هر کار نیک و بدی هستم و نمیتوانم تنها یار تو باشم، زیرا نادان هستم.
هوش مصنوعی: از تو افرادی نزد من شکایت کردهاند که به خاطر تو، دردها و ناکامیهای زیادی را متحمل شدهاند.
هوش مصنوعی: من حق مظلومان را میدهم یا اینکه به خاطر تو که ظلم و ستم ریشهات را گرفته است، از حق آنها چشمپوشی کنم؟
هوش مصنوعی: بگو ببینم از من چه کمکی میخواهی در زمان عذاب؟ زیرا چگونه میتوانم به خواستههای عدالتطلبان پاسخ دهم؟
هوش مصنوعی: در این مکان، تو تنها یک خدمتگزار هستی یا ممکن است در هر گوشهای صدای کسی را بشنوی که میخواند.
هوش مصنوعی: هر کس که به من کمک میطلبد و فریاد میزند، ای یاریدهنده، از ظالمان به داد مظلومان برس.
هوش مصنوعی: اسیرانی که از سرزمین خود رانده شدند، به خاطر تو فدای آزادی خود شدند و حالا به شکلی ذلیل و ناتوان در اینجا به سر میبرند.
هوش مصنوعی: اکنون همه درحال شکایت هستند و به سمت من آمدهاند، چون از ظلم و ستم به تنگ آمدهاند و به دنبال پناهی میگردند.
هوش مصنوعی: به حق آنها احترام بگذار و بدان که از حقوق خودم به سادگی گذشتم.
هوش مصنوعی: امروز وقت قضاوت است؛ من باید ببینم آیا از تو کمک بگیرم یا از آنها.
هوش مصنوعی: اگر به تو نصیحت میکردند، انسان فهمیدهای بودی که از گفتههای حقیقی بهرهمند میشدی.
هوش مصنوعی: امروز چرا اینقدر شور و هیجان داری؟ آیا این احساسات از سخنان حق به گوش تو رسیده است؟
هوش مصنوعی: امروز از چه کسی یاری میخواهی ای نابینا، وقتی که نمیتوانی ظلم و کین را در نظر بگیری؟
هوش مصنوعی: دفاعکنندگان و طلبکاران دیگران را نزد خود داری، در حالی که تو قلب و عقل و روح خود را میپرستی.
هوش مصنوعی: هر یک از مردم در تقاص و طلب حق خود با تو هستند و بر اساس ویژگی خاصی که دارند، از تو طلبکار یا کینهجو به نظر میرسند.
هوش مصنوعی: نیروی عقل و روح انسان همچون خون در وجود او جاری است و این نیرویی است که به او کمک میکند در برابر ظلم و ناامنی از خود واکنش نشان دهد.
هوش مصنوعی: مردم روزگاری یاور تو بودند و اکنون دشمن تو شدهاند، در حالی که در حضور ذوالمن (ذوالمن به معنای صاحب قدرت و حکمت) از تو گریان هستند.
هوش مصنوعی: من خود شاهد هستم که تو برای بیعدالتیها و ظلمها، جانباخته و در سختی و پریشانی قرار گرفتهای.
هوش مصنوعی: تو همیشه به آنها آزار رساندهای، پس چه جایی دارد که بخواهی یار و یاورشان باشی؟
هوش مصنوعی: مانند یزید و شمر و آن افراد ناپاک، تو هم نسل پیامبران را کشتهای.
هوش مصنوعی: تو فقط با قلب و هوش خود به دنیا نگاه میکنی و جز این اعضای بدن، مانند چشم و گوش، هیچ چیز دیگری در تو نیست.
هوش مصنوعی: تو همه چیز را به وقت نامناسبی به زبان میآوری و در روز حسابرسی، کسانی که با تو هستند، دربارهات صحبت خواهند کرد.
هوش مصنوعی: تو از حقیقت چشم پوشیدی و هر دو گوش خود را به رویِ آن بستهای، و در پی این کار، بیجان و بیهوش ماندهای.
هوش مصنوعی: دیگر اعضای خانواده که به تو نزدیکاند، اکنون در حالتی هستند که با تو احساس بیگانگی و جدایی میکنند.
هوش مصنوعی: تنها وسیلهای که میتوانی در سختی به من کمک کنی، زبان توست که آن هم از روی اجبار است.
هوش مصنوعی: نگذار تصور کنی که آن کسی که با تو صحبت میکند فقط خود تو هستی؛ در واقع، دیگران و دوستانت هم با وجودت در ارتباط هستند.
هوش مصنوعی: در پنهان به من میگوید که بیوفا شدم، ظلم بر من کرد و از راه گفتار مرا فریب داد.
هوش مصنوعی: او بد و بیراه میگفت و سخنانش بیمحتوا بود، اما من در آن لحظات حتی نتوانستم برای یک لحظه نیز آرامش خود را حفظ کنم.
هوش مصنوعی: از بیحوصلگی و دلزدگی افراد دور و برت گلایه کن، اما من خودم با این گروه چه کار دارم!
هوش مصنوعی: من در روز دادخواهی به قاضی میگویم که مدعی باید راضی باشد، چون من خودم راضی هستم.
هوش مصنوعی: قبل از این، من به تو گفته بودم که در کنار تو هستم، به رغم تمام دانایی و آگاهیای که داری.
هوش مصنوعی: بسیاری فرستاده آمدند تا به نگرانی تو برسند و از روزهای سختی که به تو گذشته مطلع شوند.
هوش مصنوعی: این روزی است که انبیا اعلام کردند و به تو گفتند که به سخنان نیا (پدر یا جد) توجه نکردی.
هوش مصنوعی: تو همچون قوم کنعان از فرمان نوح سرپیچی کردی و در واقع تو نیز همان کنعان هستی و نوح، پیر و روحانی توست.
هوش مصنوعی: نوحهگری و عزاداری برای تو بسیار دشوار و سنگین است، ولی تحمل ناملایمات و مشکلات زندگیام به خاطر تو، برایم آسانتر از آنچه فکر میکردم، بوده است.
هوش مصنوعی: سرنوشت خوب بر کشتی نوح سوار شد و سرنوشت بد بر کوه ارش قرار گرفت.
هوش مصنوعی: سرنوشت خوب به پیروی از پیامبر (ص) مربوط میشود، در حالی که سرنوشت بد به دنبالهروی از هوای نفس بینتیجه تعلق دارد.
هوش مصنوعی: پیامبر از سوی خداوند بزرگ با کتابی فرستاده شد تا مردم را از گمراهی به سوی هدایت رهبری کند و راه صحیح را به آنها معرفی نماید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.