من بر اینم خود دم ار ناگه زنم
زود باز آیم سخن کوته کنم
گویم آن را که مرا گوید به گوش
زآنچه با دل گویدم باشم خموش
بی تأمل گر تراود از لبم
هیچ حرفی، باشد از شور تبم
گاهگاهی گیرد از عشقم تبی
زآن بود گر جوشد از لب مطلبی
گفته های پیش از اینت پست بود
بیشتر گو، حد نه بهر مست بود
چون به هوش آیی دگر ره ، عذر خواه
تا بمانند این خسان در اشتباه
من همی خواهم که تا گیرد تبت
رازها در تب تراود از لبت
این جنون و تب پی روپوش بود
تا نمایم باز کو، بیهوش بود
گفته گر حرفی، ز مستی گفته است
زآن جنون و تب، هنوز آشفته است
گر که مجنون یا مریضی گفت کج
راستی را نیست بهر او حرج
مست گوید هر چه کآن ناگفتنی است
گوید ار که هوشیاری، کُشتنی است
دارد اندر گفتنم در سوز تب
چون رود تب، میگزد زآن گفته لب
نیست در من گاهگاه این اغلب است
یا که مستم یا که هنگام تب است
چون تب و مستی شود کم ، کآن کم است
نوبت دیوانگی و ماتم است
روز و شب اینسان گرفتار وی ام
لحظه ای زین کشمکش فارغ نی ام
هیچ جام ار خورده باشی از لبش
یا به هجران مانده باشی در شبش
یا از آن گیسو شکنجی دیده ای
همچو مار از غم به خود پیچیده ای
یا که هیچ آن نرگس مستانه ات
کرده تاراج از نگاهی خانه ات
حال من دانی پریشان از کجاست
اصل درد و اصل درمان از کجاست
نک مرا گوید لب از اسرار بند
وقت تفسیر است روز آمد بلند
تاکنون در خواب می گفتی سخن
داشتی تب یا بهانه بود و فن
نک به هوش آ، وقت حفظ ظاهر است
آن مگو که عقل از وی قاصر است
گر بگویی باز دارم عامه را
تا به تن درّند بازت جامه را
صبح شد نی وقت جام و مستی است
با خلایق نوبت همدستی است
هر زمان از هر چه کت روزی دهیم
بذل کن تا بیش فیروزی دهیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از حالتهای درونی خود صحبت میکند و تجربههای عاشقانه و دلتنگیهایش را بیان میکند. او به تب و مستی ناشی از عشق اشاره میکند و میگوید که در این حالات، زبانش به بیان رازها و احساساتش گشوده میشود، هرچند که این گفتهها ممکن است ناشی از جنون یا تب باشد. او به تضاد میان هوشیاری و بیهوشی میپردازد و نشان میدهد که عشق باعث شور و شوق و در عین حال درد و عذاب او شده است. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که در جمع دیگران، باید خود را کنترل کند و به ظاهر پردازی بپردازد. بهطور کلی، این شعر تصویرگر کشمکشهای درونی شاعر در مواجهه با عشق و دلتنگی است.
هوش مصنوعی: من بر این عقیده ام که اگر ناگهان صحبت کنم، به سرعت باز میگردم و حرفم را کوتاه میکنم.
هوش مصنوعی: میگویم به کسی که به من در گوش میگوید، از آنچه که با دل میگویم، سکوت کنم.
هوش مصنوعی: اگر بیفکر و بدون تأمل چیزی از زبانم بیرون بیاید، مطمئناً نتیجهی هیجان و شوری درونم است.
هوش مصنوعی: گاهی اوقات عشق من مرا دچار تب و تندی میکند، اگر چه سخن اصلی و مهمی از این عشق به زبان نیاید.
هوش مصنوعی: بیشتر از آنچه قبلاً گفتهای، بگو؛ زیرا سخنان پیشین تو ناچیز بودند و حالا برای به مستی رسیدن، حدی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: وقتی به هوش آمدی و به درک درست رسیدی، برای اشتباهاتت از دیگران عذرخواهی کن تا این افراد نادان همچنان در اشتباه خود باقی نمانند.
هوش مصنوعی: من میخواهم که رازهای قلبت بر من آشکار شود و این اسرار از زبان تو به بیرون بیاید.
هوش مصنوعی: این حالات دیوانگی و شور و اشتیاق من به خاطر عشق و علاقهای است که به او دارم، تا بتوانم دوباره او را ببینم، حتی اگر ناآگاه و بیخبر باشم.
هوش مصنوعی: هر کس که حرفی زده، به خاطر حال مستیاش بوده و از آن دیوانگی و تب، هنوز هم در وضعیت ناپایدار و پرآشفتگی باقیمانده است.
هوش مصنوعی: اگر مجنون یا فردی بیمار بگوید که راست وجود ندارد، برای او گناهی نیست.
هوش مصنوعی: مست میگوید هر آنچه را که نمیتوان گفت، اما اگر کسی در حالت هوشیاری باشد، این حرفها او را از پا درمیآورد.
هوش مصنوعی: در بیان من، حسی از درد و سوز وجود دارد که همانند تب، میخزد و گویی از گفتن آن، زبانم را میگزد.
هوش مصنوعی: در درون من گاهی حالتی وجود دارد که یا مست هستم یا در حال تب و بیماری به سر میبرم.
هوش مصنوعی: وقتی که احساس تب و شور و شوق کاهش پیدا کند، به این معنی است که زمان دیوانگی و اندوه نیز فرا میرسد.
هوش مصنوعی: در طول روز و شب به طور مداوم در بند او هستم و حتی برای یک لحظه هم از این درگیریها رها نیستم.
هوش مصنوعی: هرچند که از لب او نوشیده باشی یا در تنهایی و دوری او شب را سپری کرده باشی، تاثیری بر حال تو ندارد.
هوش مصنوعی: شاید دیدهای که از غم و ناراحتی، موهای کسی به شکل مار پیچیده و آشفته شده است.
هوش مصنوعی: شاید چشمان دلربای تو با یک نگاه، همه چیز مرا به هم ریخته و در هم乱 کرده است.
هوش مصنوعی: حال من را میدانی که چرا اینقدر آشفتهام؟ درد اصلی من از کجا نشأت گرفته و راه درمان آن کجاست؟
هوش مصنوعی: لبی که سخن میگوید، اسراری دارد که در زمان مناسب روشن خواهد شد، و روزی خواهد آمد که این اسرار بروز پیدا کنند.
هوش مصنوعی: تا حالا که در خواب بودی، صحبت میکردی و شاید این فقط بخاطر تب یا توجیهی برای بیخوابیات بود.
هوش مصنوعی: به هوش باش، چون اکنون زمان مراقبت از ظاهر است. این را نگو که عقل در این زمینه ناتوان است.
هوش مصنوعی: اگر بگویی که مردم را نگه دارم تا به بدنی چون درّ (مروارید) برسم، دوباره لباس تو را میپوشم.
هوش مصنوعی: صبح شده و زمان نوشیدن و خوشگذرانی فرارسیده است؛ با مردم در این لحظه، باید شریک شادی و همراهی باشیم.
هوش مصنوعی: هر زمان که از هر چیزی که داریم، برای روزی دیگر کمک کنیم، به ما برکت و پیروزی بیشتری خواهد رسید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.