بسم االله الرحمن الرحیم
الر تِلْکَ آیٰاتُ اَلْکِتٰابِ اَلْمُبِینِ (۱) إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ (۲) نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ اَلْقَصَصِ بِمٰا أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ هٰذَا اَلْقُرْآنَ وَ إِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ اَلْغٰافِلِینَ (۳) این آیتهای کتابیست روشن (۱) بدرستی که ما فرو فرستادیم آن را قرآنی بلغت تازی باشد که شما دریابید (۲) ما میخوانیم بر تو نیکوترین حکایتها را بآنچه وحی کردیم بتو این قرآن را و بدرستی که بودی تو پیش ازین از بیخبران (۳)
بنام خدای بخشندۀ مهربان
الر ، این آیتهای کتابیست روشن (۱) بدرستی که ما فرو فرستادیم آن را قرآنی بلغت تازی باشد که شما دریابید (۲) ما میخوانیم بر تو نیکوترین حکایتها را بآنچه وحی کردیم بتو این قرآن را و بدرستی که بودی تو پیش ازین از بیخبران (۳)
« در بیان حال عشق »
آمدیم اندر بیان حال عشق
بهر آن کو را بود اقبال عشق
بُد نخستین عشق حق بر ذات خویش
روی خود پس دید در مرآت خویش
تافت عکسی زآن جمال بی ندید
ممکنات از عکس حُسنش شد پدید
آمد اندر جنبش آن دریای نور
ریخت زآن بیرون گهرها بی قصور
هر یکی زآن رتبه ای گشت از وجود
تا به ترتیب آمد اشیاء در نمود
اصل و علت چون در اشیاء عشق بود
مرتبط گشتند با هم در نمود
قدر هستی اندر آیات و صور
جلوه گر شد اصل اول زآن نظر
مظهری میخواست کامل در مقام
تا به زیر بار عشق آید تمام
زآن اِباء کردند این افلاک و ارض
پس بر آدم گشت این اندیشه فرض
زآنکه آدم محرم این خانه بود
دیده بود آن رخ بر او دیوانه بود
عشق هم می خواست مجنون پیشه ای
با خود از راه نظر هم ریشه ای
شانه بدهد محنت انبوه را
بر کند با موی مژگان کوه را
در رهش گر بحرهای آتش است
میکند هموار و با آتش خوش است
از بلائی هیچ ناید در فغان
جز بلای هجر کآید زآن به جان
شرح این اجمال اگر خواهی به نص
حق به قرآن گفته در بهتر قصص
« بسم االله الرحمن الرحیم »
کرد اشارت از الف وز لام و را
ز ابتدای ماخَلَق تا انتها
از الوهیّت الف دارد زمام
وز لزوم بندگی هم حرف لام
حسن او یعنی چو دیدی بنده شو
در سلوک عشق او پوینده شو
لطف معشوق ازل بس دلکش است
در رهش چند ار که کوه آتش است
را به راحت های بعد آمد مشیر
راحت دیدار یار بی نظیر
رنج و سختیها که بردی در سفر
با حضور یار ناید در نظر
چون تو را خواند به بزم خویش یار
از سر و رویت بر افشاند غبار
چون ز دیدارش شوی مدهوش و مست
بر رخ افشاند گلابت خود ز دست
بنهدت سر بر سر زانوی خویش
آردت دیگر به هوش از بوی خویش
چون ببینی آن همه لطف خوشش
وآن به دست خویش زلف دلکشش
وآن کت اندر بزم صدق مشتهر
بر نشاند آن ملیک مقتدر
باده وصلت بپیماید به جام
پرده از رخسار بر گیرد تمام
یابی از بعد از گدایی گنجها
بین کجا ماند به یاد آن رنجها
آیتی بس روشن است این در خطاب
بشنو از وی تِلْکَ ایاتُ الْکِتَاب
ما فرستادیم قرآن را چنین
بر زبانِ تازی از وجه مبین
تا بفهمید ار که با عقلید و جان
از زبان خود که دانید این زبان
سورة یوسف از آن مقصود بود
تسمیۀ جزء او به اسم کل نمود
بر تو ما خوانیم بهتر قصه ای
تا برند از لفظ و معنی حِصّه ای
لفظش اعجاز است و عاری از شکوک
جمله با واقع مطابق در سلوک
سوی تو این سوره مانا وحی ماست
زآن تو بودی پیش از این غافل به راست
یعنی آن نشنیده بودی از کسی
عالِمی، تاریخ دانی، مونسی
طرز گفتار ار که هوشی در کس است
بهر آن کاین وحی حق باشد بس است
نزد تأویل این حکایت بس شبیه
هست با انسان به وجهی بس وجیه
گفت زآن احسن بود بی امتناع
یابی اندر ضمن تفسیر اطلاع
وجه دیگر گفته اند ارباب نص
کز چه گفت این قصه را بهتر قصص
در یکی روز احمد (ص) آن سبطین را
دو سرور قلب و نور عین را
بر سر زانو نشاند از خُویشان
بوسه می داد او به فرق و رویشان
جبرئیل اندر زمان دادش سلام
گفت، داری دوست تر زین دو کدام
گفت، هر دو قرة العین منند
هر دو محبوبند و پاره ای از تنند
گفت، امّت هر دو را خواهند کُشت
از شرار زهر و خنجرها به مُشت
آن یکی را زهر در کامش کنند
وین سر اندر نیزه بر شامش کنند
ماند اندر نینوا تنها و خوار
دشمنانش در مقابل صد هزار
سر بُرندش تشنه لب از مظلمه
آن گُره نزدیک نهر علقمه
چون شود او کشته از شمشیر و تیر
می نمایند اهل بیتش را اسیر
جایشان بدهند در ویرانه ها
صدقه ایشان را برند از خانه ها
گفته ام در زبدة الاسرار من
شرح آن را با دقایق در سخن
زبدة الاسرار را گر خوانده ای
نیست عشقت، زنده هیچ ار مانده ای
وقت یاران دیر شد نک گوش باش
قصۀ یوسف شنو خاموش باش
مصطفی(ص) از گفته های جبرئیل
خاستی از هر دو چشمش رود نیل
گشت چون ابر بهاران گریه ور
بر تسلّی گفت جبریلش دگر
یاد کن گمگشته ای را ای رسول
که ملایک بودی از حالش ملول
بُد تمام او مظهر حسن اِله
پس برادرها فکندندش به چاه
پس ورا بر زرّ کم بفروختند
وز غمش جان پدر را سوختند
ساخت بهر خویش او بیت الحزن
که مثل گشت آن در اندوه و محن
تا چهل سال از فراقش خون گریست
حکمتی بود اینکه با آن غم بزیست
گریه بس کرد او دو چشمش گشت کور
که ز چشمش بود نور دیده دور
عرشیان را از غمش اندُه فزود
تا که ماندند از رکوع و از سجود
ناله ها کردند کای خلاّق جان
کو جز این یک بنده پیدا در جهان
از چه افکندی بدینسان در غمش
بر خزان دادی بهار خرمش
شد جدا زو آنکه بودی جان او
مظهر حسن تو و جانان او
حق تعالی گفت کای روحانیان
مصلحتها اندر این باشد نهان
بر مشیّت ها نیارید انقباض
آن چنان کاول نمودید اعتراض
خواستم چون خلقت آدم کنم
خاک را بر سرّ خود محرم کنم
مر شما را بود افسوس و اسف
کاین نباشد جز که بر سفک و تلف
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شامل بخشی از آیات قرآن کریم و اشعاری درباره عشق و حقیقت وجود است. در متن، به نزول قرآن به زبان عربی و پیامی که آن به انسانها میرساند، اشاره میشود. موضوع اصلی داستانهای قرآنی، نظیر داستان یوسف، به نیکی و زیبایی حکایت شده و خواننده به تعمق در این قصص دعوت میشود.
در قسمتی از شعر، وصف عشق و ارتباط آن با حقیقت و وجود بیان میشود. عشق به عنوان عنصری اساسی در ارتباطات و خلقت معرفی شده و بر اهمیت عشق به خدا و بندگی تأکید میگردد. همچنین، درد و رنجهای ناشی از فراق و جدایی نیز مطرح شده و در نهایت بر لزوم توجه به حکمتهای نهفته در وجود انسان و مشیت الهی تأکید میشود.
در کل، متن بینش عمیق و شاعرانهای درباره عشق، حقیقت و روابط انسانی و الهی را ارائه میدهد.
هوش مصنوعی: این آیات، نشانههای کتابی روشندل هستند. به راستی ما این قرآن را به زبان عربی نازل کردیم تا شما بتوانید آن را درک کنید. ما بهترین داستانها را طبق وحیای که به تو فرستادیم، برایت تعریف میکنیم و تو قبل از این از کسانی بودی که از حقایق بیخبر بودند.
هوش مصنوعی: این آیات، نشانهای از کتابی روشنگر است. بدون شک، ما این قرآن را به زبان عربی نازل کردهایم تا شما آن را بفهمید. ما بهترین داستانها را به تو میخوانیم، بر اساس وحیای که به تو کردهایم این قرآن است و واقعاً تو قبل از این، از جمله کسانی بودی که از این مسائل بیخبر بودند.
هوش مصنوعی: «در وصف حال عشق»
هوش مصنوعی: به بیان حال و روز عشق آمدهایم، برای آن کسی که در عشق خوشاقب است.
هوش مصنوعی: در آغازین بار عشق الهی، حق به خود نگریست و زیباییاش را در آینه وجود خود مشاهده کرد.
هوش مصنوعی: عکسی از زیبایی آن موجود خیرهکننده به دست آمد که هیچ چیز دیگری نمیتواند با آن زیبایی رقابت کند.
هوش مصنوعی: به درون آن دریای نور آمد و از آن خارج شدند گوهرهایی بینقص و زیبا.
هوش مصنوعی: هر یک از موجودات بر اساس مرتبه و مقام خود، در وجود شکل گرفته و به ترتیب در عالم ظاهر شدند.
هوش مصنوعی: عشق به عنوان اصل و دلیل، ارتباطی بین موجودات ایجاد کرده است که در ظاهر آن را میتوان مشاهده کرد.
هوش مصنوعی: ماهیت وجود در نشانهها و شکلها نمایان شده است، و از آن دیدگاه، اصل اولیه به ظهور آمده است.
هوش مصنوعی: شخصی به دنبال کمال و نهایت خودش بود تا بتواند تمام آثار محبت و عشق را به دوش بکشد و تحمل کند.
هوش مصنوعی: به دلیل این که آسمان و زمین از این موضوع سر باز زدهاند، این فکر به آدم (انسان) تحمیل شده است.
هوش مصنوعی: چون آدم (انسان) به این راز و حقیقت دسترسی داشت و در این فضا حضور داشت، نمیتوانست از دیدن آن جلوه زیبای محبوب غافل بماند و از عشق و شگفتی به حالت دیوانگی درآمد.
هوش مصنوعی: عشق نیز آرزو داشت که مجنون را به خود جلب کند و با او رابطه ای عمیق و دلنشین برقرار کند، رابطه ای که از نگاه و احساسات مشترک نشأت بگیرد.
هوش مصنوعی: با موی بلندش، سختیهای زیاد را کنار میزند و مشکلها را از میان برداشته و کوه را هم تسخیر میکند.
هوش مصنوعی: در مسیر او اگر هم دریاهای آتش وجود داشته باشد، او آن را صاف و هموار میکند و با آتش هم راحت است.
هوش مصنوعی: از هیچ مشکلی نمیتوان فریاد و نالهای سر داد، جز درد جدایی که از آن به جان آدمی میرسد.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی معنی این مطالب مختصر را بفهمی، به سخنان صریح خدا در قرآن مراجعه کن که در آن بهترین داستانها توضیح داده شده است.
هوش مصنوعی: با نام خداوند بخشنده مهربان
هوش مصنوعی: این جمله به مفهوم اشاره به الفبا و حروف ابتدایی زبان است که از آغاز خلقت تا انتهای آن، از وجود و معنای آنها سخن میگوید. به نوعی به ارتباط میان زبان و آفرینش اشاره دارد.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به اهمیت و جایگاه خداوند و بندگی او دارد. حرف "الف" به الوهیت و وجود خداوند اشاره دارد و حرف "لام" نماد بندگی و وابستگی انسان به خداست. بنابراین، این بیت بر ارتباط میان خدا و بندگانش تأکید میکند و به نوعی بیانگر ضرورت و لزوم اطاعت و بندگی انسان نسبت به خالق خویش است.
هوش مصنوعی: زیبایی او را که دیدی، به او خدمت کن و در راه عشق او قدم بردار.
هوش مصنوعی: محبت و محبت معشوق همیشه زیبا و دلنشین است، حتی اگر در مسیر او سختیها و چالشهای زیادی وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: به آرامشهایی که پس از سختیها به دست میآید، اشاره شده است. در اینجا، دیدار با محبوب و یار عزیز به عنوان یک تجربه بینظیر و دلپذیر توصیف میشود.
هوش مصنوعی: رنجها و سختیهایی که در سفر تحمل کردی، در کنار محبوب هیچ توجهی به چشم نمیآید.
هوش مصنوعی: وقتی یار تو را به مهمانی خود دعوت کرد، غبار از چهرهات پاشید.
هوش مصنوعی: وقتی که از دیدن او گیج و سرمست میشوی، گلبرگهای زیبای خود را به حالت انکار بر روی رخسارش میریزد.
هوش مصنوعی: سر را بر زانوی خود مینهد و از بوی خودت به هوش میآوری.
هوش مصنوعی: زمانی که آن همه لطف و زیبایی را ببینی، مخصوصاً وقتی که زلفهای دلکش او را با دستان خود لمس کنی، حس خوبی به تو دست میدهد.
هوش مصنوعی: در جمعی که پر از راستگویی و صداقت است، آن شخص برجسته و قدرتمند بر تخت مینشیند.
هوش مصنوعی: شراب وصال بنوشید و پرده از چهره برهم بزنید تا همه چیز آشکار شود.
هوش مصنوعی: پس از آن که به دنبال گنج و ثروت میروی، به یاد بیاور که در گذشته چه سختیها و زحماتی را متحمل شدهای.
هوش مصنوعی: این آیه به وضوح دلالت بر نشانههای روشنی دارد. به او گوش بده که اینها آیات کتاب هستند.
هوش مصنوعی: ما قرآن را به زبان عربی و به شکلی روشن نازل کردیم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که بفهمید، باید بدانید که عقل و روح شما از زبان شما آگاه است و این زبان چه چیزی را به شما میآموخت.
هوش مصنوعی: سوره یوسف به این دلیل نامگذاری شده که محتوای آن به نوعی به تمامی موضوعات و معانی سورهها اشاره دارد و میتوان آن را نمایندهای از کل قرآن دانست.
هوش مصنوعی: ما برای تو داستانی بهتری را روایت کنیم تا از کلمات و معانی، قسمت بهتری به دست آوریم.
هوش مصنوعی: این کلام به شدت تاثیرگذار و بدون تردید است و تمامی جزئیات آن با حقیقت و رفتارهای واقعی هماهنگ است.
هوش مصنوعی: این متن به این معناست که این شعر یا نوشته به نوعی پیام و الهام ماست که به سوی تو ارسال شده است. تو پیش از این از آن غافل بودی، اما حالا حقیقت را بهتر درک میکنی.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که تو هیچگاه از کسی که در علم تاریخ دانا و آگاه باشد، چنین چیزی نشنیدهای.
هوش مصنوعی: اگر کسی در گفتار خود هوش و ذکاوت داشته باشد، همین کافی است که بداند این وحی از جانب حق است.
هوش مصنوعی: تأویل این داستان بسیار شبیه به خود انسان است، به گونهای که میتوان به راحتی شباهتهای زیادی بین آنها پیدا کرد.
هوش مصنوعی: گفت که از آن بهتر است که بدون شک و تردید در توضیحات و تفسیر اطلاعاتی پیدا کنی.
هوش مصنوعی: یک جنبه دیگر از این موضوع بیان شده که سرانجام چه کسی این داستان را بازگو کرده و آن را از دیگر داستانها بهتر دانسته است.
هوش مصنوعی: یک روز، پیامبر اسلام (ص) به دو نوهاش که محبوب دل و روشنی چشمش بودند، توجه خاصی نشان داد.
هوش مصنوعی: او بر روی زانوهایش نشسته و به خویشانش بوسه میداد، به سر و صورتشان نوازش میکرد.
هوش مصنوعی: جبرئیل در زمان خاصی به او سلام کرد و از او پرسید آیا کسی را دوستداشتنیتر از این دو (که اشاره به کسی یا چیزی دارد) دارد؟
هوش مصنوعی: او گفت که هر دو عزیز و محبوب من هستند و مانند بخشی از وجودم به آنها وابستهام.
هوش مصنوعی: او گفت که مردم هر دو را از خطر زهر و خنجر خواهند کشت.
هوش مصنوعی: یک نفر را با زهر مسموم میکنند و دیگری را هم با صورت بر نیزه به نمایش میگذارند.
هوش مصنوعی: او در نینوا تنها و درمانده باقی ماند و دشمنانش در برابر او مانند صد هزار نفر به نظر میرسیدند.
هوش مصنوعی: نوجوانی که از تشنگی در حال مرگ بود، به سمت نهر علقمه رفت و در عین حال که در جستجوی آب بود، با ظلم و ستمی که بر او رفته بود، مواجه شد.
هوش مصنوعی: وقتی او به دست شمشیر و تیر کشته میشود، اهل بیتش را به اسیری میبرند.
هوش مصنوعی: آنها را در خرابهها جا بدهند و صدقهاشان را از خانهها ببرند.
هوش مصنوعی: در نوشتههای مهم من توضیحات دقیق و جزئیات آن موضوع را بیان کردهام.
هوش مصنوعی: اگر زبدة الاسرار را مطالعه کردهای، اما عشق تو زنده نیست، هیچ چیز از آنچه از دست دادهای باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: زمانی که دوستان دیر شدهاند، به جای صحبت کردن، خوب است که به داستان یوسف گوش دهی و ساکت باشی.
هوش مصنوعی: حضرت مصطفی (ص) از سخنان جبرئیل، اشکهایی ریخت که مانند نیل به زمین جاری شد.
هوش مصنوعی: وقتی که بهار همچون ابر، باران میبارد و غم و اندوه رو به چشمانش میآید، جبرئیل به او میگوید که دیگر نگران نباش.
هوش مصنوعی: یاد کن آن گمشدهای را ای پیامبر که فرشتگان از حال او نگران بودند.
هوش مصنوعی: تمام وجود او جلوهای از زیبایی الهی بود، اما برادرانش او را به چاه انداختند.
هوش مصنوعی: آنها پس از او، طلا را به قیمت اندکی فروختند و به خاطر غم او، دل پدر را به آتش کشیدند.
هوش مصنوعی: او به خاطر خود خانهای از غم و اندوه ساخته است که مانند آن در دل مشکلات و مصائب به وجود نیامده است.
هوش مصنوعی: سالها در غم دوری او اشک ریختم و غم را به جان خریدم. این درد و اندوه برای من حکمتی داشت که باید با آن زندگی میکردم.
هوش مصنوعی: او دیگر گریه نمیکند و چشمانش به شدت آسیب دیده و نابینا شدهاند، زیرا هر چیزی که به چشمانش مربوط میشود، او را دچار مشکل کرده است.
هوش مصنوعی: فرشتگان بینهایت از غم او دچار ناراحتی شدند تا جایی که از عبادت و سجدهکردن باز ماندند.
هوش مصنوعی: آهی از دل برآمد که ای خداوند جان، کجا است غیر از این یک بنده در این جهان؟
هوش مصنوعی: چرا اینقدر غم و اندوه را بر دل او سنگین کردی و بهارِ خوشحالیاش را به خزان تبدیل کردی؟
هوش مصنوعی: آن که خصلتی زیبا و جانش مظهر زیبایی تو بود، از تو جدا شد.
هوش مصنوعی: خداوند فرمود، ای روحانیان! مصلحتها در این مسائل پنهان است.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که نباید به سرنوشتها و تقدیرها، به گونهای منفی و محدود کننده نگاه کرد؛ چرا که این کار مانند اعتراض کردن به آن چیزی است که از ابتدا مشخص شده است.
هوش مصنوعی: خواستم مانند آفرینش آدم، خاک را به راز درون خود نزدیک کنم و با آن پیوندی عمیق برقراربکنم.
هوش مصنوعی: شما به خاطر این موضوع احساس تاسف و ناراحتی میکنید که این وضعیت جز به نابودی و هدر رفتن چیزی منجر نمیشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.