هزاران شکر کین پاکیزه دیوان
رسید از عون ذوالطولم بپایان
ز حق میخواستم عمر و عنایت
که این منظومه آید بر نهایت
تفصل کرد و توفیق بیان داد
حیات و صحت و رزق و امان داد
بدینسان دفتری تا با نکاتش
بپایان آوردم در وصف ذاتش
نیاید گرچه ذاتش در ثنایی
به (لااحصی) ستودش مصطفائی
کجا خاکی تواند کرد ادراک
ثنای آنکه ریزد طرح افلاک
ثنای ممکن از واجب سپاس است
مر او را تا که ادراک و حواس است
سپاس او کنم هر دم هزاران
بنعمتهای بیش از برگ و باران
نمایم اندکی زان تا شماره
بباید عمر و ایامی دوباره
گشایم تا نظر بر رحمت اوست
بچشمم هر چه آید نعمت اوست
یکی زان جمله توفیق بیانست
بجان زین نعمتم بی امتنانست
بیانی خاصه کان باشد بتوحید
بدینسان حق کند بر بنده تایید
صفی نگذاشت باقی در و گوهر
برون از بحر معنی ریخت یکسر
در این دفتر مراعات قوافی
نشد کان بود با مطلب منافی
چه بد مقصود تحقیق معانی
نه شعر و شاعری و نکته دانی
تو دانی ایکه ذکر تست کارم
ز عجز و افتقار وانکسارم
از آنم ناتوان تر کز مذلت
کنم اظهار عجز و فقر و ذلت
چه جای آنکه با صد بینوائی
در آیم در مقام خودنمائی
توتلقین هر چه کردی گفتم آنرا
نجنبانم بمیل خود زبانرا
کیم من تا ز خود جنبد زبانم
تو جنبانندهئی من ناتوانم
نه انسان ناتوانی کو بنادر
بجنبانیدن موئیست قادر
زبان من بجنبش چون قلم بود
اسیر دست کاتب در رقم بود
قلم پس گر خطا رفت او ز مقصود
کند صاحب قلم اصلاح آن زود
بهر طوری که خواهی میدهی سیر
بهر حال امر ما کن ختم بر خیر
ز مولی بر دعا شد عبد مأمور
وگر نه بنده را هست از ادب دور
چه حق است اولی و آخر بلاغیر
نگردد ختم امری جز که بر خیر
نباشد باطن و ظاهر بجز او
هو الاول هوالآخر هوالهو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از خداوند به خاطر هدایت و توفیق در نوشتن این منظومه شکرگزاری میکند. او عمر و عنایت الهی را درخواست کرده تا این اثر به پایان برسد. شاعر به میثاق و وحدت خدا اشاره کرده و بر این نکته تأکید دارد که ذات الهی قابل درک نیست و ستایش او از توانایی ما فراتر است. او هر روز به خاطر نعمتها از خداوند شکر میکند و کوشش میکند تا این حمد و ستایش را به زبان آورد، در حالی که خود را ناتوان و عاجز میداند و تأکید میکند که این کلمات از خود او نیستند، بلکه توسط خداوند بر او القا میشوند. در نهایت، شاعر به وحدت ازل و ابد خداوند اشاره کرده و میگوید که همه امور، ختم به خیر میشوند.
هوش مصنوعی: این بیت از شاعر نشان میدهد که او از رسیدن یک اثر زیبا و ارزشمند که نتیجهی تلاش و کوشش یک فرد خاص است، بسیار خوشحال و سپاسگزار است. او به اهمیت و پاکیزگی این اثر اشاره کرده و از تلاش و همکاری شخصی به نام عون ذوالطولم برای به ثمر رسیدن آن قدردانی میکند.
هوش مصنوعی: من از خدا عمر و لطف خواستم تا این شعر به پایان برسد.
هوش مصنوعی: حیات، سلامتی، روزی و امنیت را در اختیار ما قرار داد و ما را قادر ساخت تا در مورد آنها صحبت کنیم.
هوش مصنوعی: به این ترتیب، دفتری نوشتم که با نکات و موضوعاتش توانستم توصیف او را به پایان برسانم.
هوش مصنوعی: اگرچه وصف او در ستایش بینهایت است، اما حتی اگر نتوانم تمام ویژگیهای او را بیان کنم، باز هم او شایسته ستایش و تحسین است.
هوش مصنوعی: کجا میتواند خاکی مثل من بفهمد ستایش کسی را که طرح آسمانها را میریزد؟
هوش مصنوعی: ستایش ممکن از واجب به خاطر شناخت و احساساتی است که داریم، تا زمانی که ادراک و حواسمان برقرار است.
هوش مصنوعی: هر لحظه شکرگزار او هستم به خاطر نعمتهایی که از هزاران برگ و باران بیشتر است.
هوش مصنوعی: میخواهم کمی از آنچه هست را نشان دهم تا بتوانم عمر و روزهایم را دوباره شمارش کنم.
هوش مصنوعی: میخواهم چشمانم را به رحمت او باز کنم زیرا هر چیزی که به من برسد، نعمت اوست.
هوش مصنوعی: یکی از این همه نعمتی که دارم، به راستی بیانگر توفیق و موفقیت است و من از این نعمت با زحمت و بدون توقع بهرهمند شدهام.
هوش مصنوعی: تحولی خاص در توحید به وجود میآید، به طوری که خداوند به این شکل به بندگانش تأیید و کمک میکند.
هوش مصنوعی: صفی هیچ چیزی از گوهر و سنگ قیمتی باقی نگذاشت و همه آن را از دریا معنایی به بیرون ریخت.
هوش مصنوعی: در این دفتر، رعایت قافیهها به درستی انجام نشده است و این موضوع با محتوای شعر تناقض دارد.
هوش مصنوعی: تحقیق در معانی و مفاهیم، هدف بدی است و این کار به شعر و شاعری و نکتهسنجی ارتباطی ندارد.
هوش مصنوعی: تو میدانی که یاد تو، کار من را از ناتوانی و نیازمندی و فروتنی پر کرده است.
هوش مصنوعی: من از کسانی هستم که به خاطر خواری و ذلت، نمیتوانم عجز و بینوایی خود را به نمایش بگذارم.
هوش مصنوعی: بجای اینکه در موقعیت خودنمایی قرار بگیرم، بهتر است با صدای ناله و گدایی بیایم.
هوش مصنوعی: هر چه به من آموختی، به همان شکل گفتم و نمیخواهم به میل خودم زبانم را تغییر دهم.
هوش مصنوعی: هر چه من بخواهم صحبت کنم، این تو هستی که به من الهام میدهی و من بیقابلیت هستم.
هوش مصنوعی: هیچ انسانی نیست که نتواند حتی قدمی کوچک در تغییر و حرکت بزند. همه ما توانایی انجام کارهای بزرگ را داریم، هرچند که ممکن است در ابتدا اینگونه به نظر نرسد.
هوش مصنوعی: زبان من مانند قلمی است که در دست نویسنده به حرکت درمیآید و تحت فرمان او عمل میکند.
هوش مصنوعی: اگر قلم در نوشتن خطا کرد، نویسنده باید سریعاً آن را تصحیح کند تا به هدف مورد نظرش برسد.
هوش مصنوعی: هر طور که میخواهی، عمل کن و ما را به سوی نتیجهای خوب هدایت کن.
هوش مصنوعی: بنده به دلیل احترام و ادب، موظف به دعا و نیایش است، و اگر این وظیفه نبود، چنین احترامی برای او لازم نمیآمد.
هوش مصنوعی: هیچ امری جز در نیکی و خیر به پایان نمیرسد و در عالم وجود، برای هر چیزی آغاز و پایانی وجود دارد که بر اساس حکمت و نیکی شکل گرفته است.
هوش مصنوعی: همه چیز در عالم هستی، نه درونی و نه بیرونی، جز او نیست. او آغاز همه چیز است و همچنین پایان آن. او حقیقت واحد و بیهمتاست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.